
آفرينش بدون الگو
انسان عملا نمي تواند بدون الگو و نمونه كاري انجام دهد؛ بر اين اساس گمان مي كنيم كه وقتي خدا چيزي را خلق مي كند بايد صورتي ازلي و ابدي وجود داشته باشد تا خدا براساس آن صورت، هر چيز ديگري را خلق كند! اما بايد بدانيم كه آفرينش خدا براساس الگوگيري از الگوي قبلي نيست.
برحسب فرض ذهن، وقتي ما خدا را در يك طرف قرار مي دهيم و همه عالم را در طرف ديگر، ديگر چيزي نيست كه بگوييم اين الگوي آفرينش است. اگر گفته شود: صورت هايي ذهني الگوي آفرينش است! مي گوييم: اين صورت ها مخلوق اند يا خالق؟
اگر مخلوق اند كه جزء عالم اند، و اگر مخلوق نيستند بايد عين خدا باشند وگرنه كثرت در ذات خدا لازم مي آيد و هيچ كثرتي در ذات الهي نيست. پس هيچ نمونه اي براي هيچ موجودي قبل از آفرينش الهي وجود ندارد؛ لذا حضرت زهرا سلام الله عليها مي فرمايند: «وانثاها بلا احتداء امثله ،امتثلها كونها بقدرته؛ خدا الگوگيري نكرده است از مثال هايي كه آنها را سرمشق خودش قرار دهد و براساس آن ها خلق كند؛ تنها چيزي كه در پيدايش عالم موثر بوده قدرت خداست.»


در آیات پایانى سوره «حشر» چه اوصافى از خداوند ذکر شده؟
کمتر کسی است که نام و آوازه این عارف و دانشمند بزرگ و سرشناس را نشنیده باشد. او فقه و تفسیر و هیأت و ریاضیات را به طّلاب علوم تدریس می کرد و در زهد و ریاضت سرآمد عصر خویش بود.
پیامبر اکرم (ص) امّی بود. مقصود از امّی بودن آنست که کتابی نمی خواند و نمی نوشت. قرآن کریم به صراحت فرموده:"ولا تخطّه بیمینک" یعنی تو آنرا بدستت نمی نوشتی. پیامبر اکرم نمی نوشت نه آنکه نمی توانست بنویسد. پیامبر اکرم کتاب نمی خواند نه آنکه نمی توانست بخواند. اگر کسی دارای علم غیب یا علم لدنّی باشد او هرچه را اراده کند خواهد فهمید، آری آنحضرت نمی خواند و نمی نوشت یعنی امّی بود. " نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت". این نیز روشن است که علم به معنای خواندن و نوشتن نیست. خواندن و نوشتن"سواد " است نه علم. روشن بینی و حکمت و بصیرت و آگاهی به حقایق اشیاء را علم گویند. چه بسیار کسانی که می خوانند و می نویسند ولی عالم نیستند. " ربّ عالم قد قتله جهلهُ" یعنی چه بسیار عالمانی که جاهل بوده و جهل، آنان را به هلاکت رسانده است.
ولادت حضرت مهدی صاحب الزمان ( ع ) در شب جمعه ، نيمه شعبان سال 255يا 256 هجری بوده است . پس از اينکه دو قرن و اندی از هجرت پيامبر ( ص ) گذشت ، و امامت به امام دهم حضرت هادی ( ع ) و امام يازدهم حضرت عسکری ( ع ) رسيد ، کم کم در بين فرمانروايان و دستگاه حکومت جبار ، نگراني هايی پديد آمد . علت آن اخبار و احاديثی بود که در آنها نقل شده بود : از امام حسن عسکری ( ع ) فرزندی تولد خواهد يافت که تخت و کاخ جباران و ستمگران را واژگون خواهد کرد و عدل و داد را جانشين ظلم و ستم ستمگران خواهد نمود . در احاديثی که بخصوص از پيغمبر ( ص ) رسيده بود ، اين مطلب زياد گفته شده و به گوش زمامداران رسيده بود . در اين زمان يعنی هنگام تولد حضرت مهدی ( ع ) ، معتصم عباسی ، هشتمين خليفه عباسی ، که حکومتش از سال 218هجری آغاز شد ، سامرا ، شهر نوساخته را مرکز حکومت عباسی قرار داد . اين انديشه - که ظهور مصلحی پايه های حکومت ستمکاران را متزلزل مي نمايد و بايد از تولد نوزادان جلوگيری کرد ، و حتی مادران بيگناه را کشت ، و يا قابله هايی را پنهانی به خانه ها فرستاد تا از زنان باردار خبر دهند - در تاريخ نظايری دارد . در زمان حضرت ابراهيم ( ع ) نمرود چنين کرد . در زمان حضرت موسی ( ع ) فرعون نيز به همين روش عمل نمود . ولی خدا نخواست . همواره ستمگران مي خواهند مشعل حق را خاموش کنند ، غافل از آنکه ، خداوند نور خود را تمام و کامل مي کند ، اگر چه کافران و ستمگران نخواهند . در مورد نوزاد مبارک قدم حضرت امام حسن عسکری ( ع ) نيز داستان تاريخ به گونه ای شگفت انگيز و معجزه آسا تکرار شد . امام دهم بيست سال - در شهر سامرا - تحت نظر و مراقبت بود ، و سپس امام يازدهم ( ع ) نيز در آنجا زير نظر و نگهبانی حکومت به سر مي برد . " به هنگامی که ولادت ، اين اختر تابناک ، حضرت مهدی ( ع ) ، نزديک گشت ، و خطر او در نظر جباران قوت گرفت ، در صدد بر آمدند تا از پديد آمدن اين نوزاد جلوگيری کنند ، و اگر پديد آمد و بدين جهان پای نهاد ، او را از ميان بردارند . بدين علت بود که چگونگی احوال مهدی ، دوران حمل و سپس تولد او ، همه و همه ، از مردم نهان داشته مي شد ، جز چند تن معدود از نزديکان ، يا شاگردان و اصحاب خاص امام حسن عسکری ( ع ) کسی او را نمي ديد . آنان نيز مهدی را گاه بگاه مي ديدند ، نه هميشه و به صورت عادی " .
این روزها شیوه پاسخگویی دولتمردان در حاشیه جلسات دولت بهگونهای شده که پس از ایجاد محدودیتهای مکرر و متعدد، بیم آن میرود ارتباط مستقیم دولت راستگویان با اصحاب رسانه به مرور قطع شود.