
زمانى که گمان کردند کارش تمام شده و به اتفاق قاضى به خانه هایشان برگشتند. اما زن که هنوز رمقى داشت و نیم جان بود، چون شب شد از گودال بیرون آمد. ناى راه رفتن نداشت به روى زمین افتاد و به حالت سینه سر خود را مى کشید تا به خانه اى در وسط بیابان رسید. بر در آن خانه خوابید تا صبح شد، مرد صاحبخانه در را باز کرد آن زن را دید، از جریان آمدنش به آنجا سؤ ال کرد، زن سر گذشت خود را براى او تعریف کرد، مرد صاحب خانه بر او رحم کرد و او را به خانه خود برد


برخی افتخارات انسانی بتدریح کمرنگ شده است... من همواره به داستانهای اخلاقی عشق می ورزیده ام : داستان مردی که ناموس پرست بود و بخاطر ناموسی دوستش که در خانه او مهمان بود تا یکسال به خانه نرفت یا زنی که سالها پای شوهرگمشده اش ماند و گوهرعفتش را پاس داشت.... شگفتا که اینروزها می شنوی و در پیامکها و تصویرنوشته ها می خوانی که نمی توان تا سر کوچه رفت و جایت را کسی نگیرد!! یا زنانی تا قهریا خانه را ترک می کنندویاشوهررا راه نمی دهند وفاداری را فراموش می کنند ارتباطات تلفنی نامشروع را شروع و دلبری! می کنند وشرم ندارند و توجیهاتی هم می تراشندکه زنی که شوهر دارد و تنهاست مجاز به این کثافتکاریها هست!!؟(خبیث تر، زنانی که درخانه شوهر وبربسترش فاسق می آورند) یا مردی که دلخور است برای انتقام از همسرش به روابط نامشروع دست می یازد و هردو دنیا و آخرت خود را - با تحریک شیطان نزاغ و اختلاف افکن -برباد می دهند
1- ساعات آخر شب ، یک ساعت قبل از طلوع فجر توسّل به حضرت زهرا (علیه السلام ) : به جهت رحمت و مغفرت .
چگونه و با چه روشی به ائمه (ع) متوسل شویم و چه بگویم تا حاجاتمان بر آورده شود؟ ائمّه معصومین علیهم السّلام هر چند که هر یک از آنها در تمامی حوائج بندگان خدا وسیله اند ولی هر یک از آنها را خصوصیتی برای پاره ای از حوائج بالأخص می باشد؛ این خصوصیت کدامست؟ و چه ساعاتی و ایامی برای توسل مناسبتر است؟
بی قراری و عدم آرامش انسان به خاطر آن است که می خواهد با دنیا قرار بگیرد در حالی که باید طالب حق شود؛ مثل مومنین واقعی که از طریق ارتباط با حق آرام هستند، از خود رسته و به حق پیوسته اند.
اول پاییز بود و در کلاس دفتر خود را معلم باز کرد
فرزند شهید مقتدر گفت:آن روز آدرس معراج شهدا را گرفتم و تصمیم گرفتم برای پیگیری DNA به آنجا بروم. آقای رنگین مسئول معراج گفت آقای مقتدر کسی به شما زنگ زده که آمدهاید اینجا؟ گفتم: نه خبری شده؟گفت: قرارنبود به این زودی اطلاع بدهم.
«فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُوا فی دارِهِمْ جاثِمینَ (عنکبوت/۳۷) (ولى) آنها او را تكذیب كردند، و به این سبب زلزله آنان را فراگرفت، و بامدادان در خانههاى خود به رو در افتاده و مرده بودند!»
این داستان زیبا را بارها و بارها باید خواند و خود را محک زد ... اشکتان اگر درآمد نشانه ای از نوستالژی و درد غربت از وطن معنوی و الهی ارزشهای والایی است که در مردان خدایی و رفتار و اخلاقیات بی نظیر و کمیاب آنها حس می کنید.... ما کجا و امثال چمران عزیز کجا؟ ....تا دلی آتش نگیرد،حرف جانسوزی نگوید حال ما خواهی اگر از گفته ی ما جستجو کن ! .... بیایید با خدا آشنی کنیم ، هم را ببخشیم ، کینه ها را از دلمان بیرون بریزیم خود را سبکبار کنیم .... سلام بر شهید چمران و سلام بر شهید رضا و سلام برهمه شهیدان و امام شهیدان .
