پیامبر اکرم (ص) امّی بود. مقصود از امّی بودن آنست که کتابی نمی خواند و نمی نوشت. قرآن کریم به صراحت فرموده:"ولا تخطّه بیمینک" یعنی تو آنرا بدستت نمی نوشتی. پیامبر اکرم نمی نوشت نه آنکه نمی توانست بنویسد. پیامبر اکرم کتاب نمی خواند نه آنکه نمی توانست بخواند. اگر کسی دارای علم غیب یا علم لدنّی باشد او هرچه را اراده کند خواهد فهمید، آری آنحضرت نمی خواند و نمی نوشت یعنی امّی بود. " نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت". این نیز روشن است که علم به معنای خواندن و نوشتن نیست. خواندن و نوشتن"سواد " است نه علم. روشن بینی و حکمت و بصیرت و آگاهی به حقایق اشیاء را علم گویند. چه بسیار کسانی که می خوانند و می نویسند ولی عالم نیستند. " ربّ عالم قد قتله جهلهُ" یعنی چه بسیار عالمانی که جاهل بوده و جهل، آنان را به هلاکت رسانده است.
بهرحال رسول خدا صلی الله علیه و آله به غمزه نکته آموز صد معلم بود در حالیکه نمی خواند و نمی نوشت. اگر تمام مردم مکه و مدینه مانند بوعلی سینا و فارابی و صدرالمتالهین بودند صحیح بود که گفته شود: "هو الذی بعث فی الامیین رسولاً" و اینان همه ریزه خواران سفره پیامبر اکرم (ص) هستند.
پس از رسول خدا صلی الله علیه و آله بقیه معصومین از اهل بیت علیهم السلام همه آنان قلم بدست بوده و هم خودشان می نوشتند و هم اصحاب خود را به نوشتن ترغیب می نمودند. در میان ائمه اطهار علیهم السلام شاید حضرت امام جعفر صادق علیه السلام بیش از همه آن بزرگواران کتاب نوشته باشد همانگونه که حدیث نیز بیش از بقیه بیان کرده اند.
شهید اول در مقدمه کتاب" الذکری" می گوید: "امام صادق علیه السلام چهار صد کتاب شخصاً نوشتند و اصحاب آنحضرت چهار هزار کتاب نوشته اند".
متاسفانه نه تنها کتابهای امام صادق مفقود شده و به ما نرسیده اند بلکه نام آن کتابها نیز برای ما نقل نشده است. چقدر جای تأسف است که مرحوم صدوق در " من لایحضر الفقیه" می گوید دستخط ائمه علیهم السلام نزد من موجود است، ولی بر اثر بی دقتی و اهمال، اینها از بین رفته و به ما نرسیدند. ما در اینجا چند کتابی که اینک وجود دارد و به حضرت امام صادق(ع) نسبت داده شده است را معرفی می کنیم.