<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" href="/posts/rss.xsl"?>
<rss version="2.0">
<channel>

<title>https://rahimiali.loxblog.com</title>
<link>https://rahimiali.loxblog.com</link>
<description>فرهنگی اجتماعی</description>
<language>fa-ir</language>
<generator>loxblog.com</generator>
<copyright>loxblog.com</copyright>


<item>
<title>سايه شوم FATF با بيانيه برطرف نمي شود</title>
<link>https://rahimiali.loxblog.com/سايه-شوم-fatf-با-بيانيه-برطرف-نمي-شود</link>
<guid>https://rahimiali.loxblog.com/سايه-شوم-fatf-با-بيانيه-برطرف-نمي-شود</guid>

<description><![CDATA[
سايه شوم FATF با بيانيه برطرف نمي شود
سرويس سياسي- پس از انتقادهاي فراوان نخبگان و دلسوزان، نسبت به قرارداد FATF و انتشار دو نمونه از نامه هاي حاکي از خودتحريمي بانک هاي داخلي، سيف، رئيس کل بانک مرکزي نامه اي منتشر کرد و ضمن تصريح به اينکه هيچ يک از بانک ها حق ندارند تحريم هاي خارجي را اعمال کنند گفت: &laquo;تمام بانک ها و موسسات مالي مي توانند با کليه اشخاص حقيقي و حقوقي ايراني اعم از آنکه نام آنها در فهرست تحريم ها قرار داشته باشد يا خير، روابط مالي و تجاري داشته باشند...هيچ نوع محدوديتي ناشي از تحريم ها در داخل کشور وجود ندارد... جمهوري اسلامي ايران به هيچ وجه اين تحريم ها را به رسميت نشناخته و آنها را اجرا نخواهد کرد.&raquo; اين اقدام در جاي خود قابل تقدير بود اما بحث مهم و ايراد هاي محوري در خصوص اين پيمان مغفول و مسکوت ماند.&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;از جمله اين ايرادها، ايرادهاي عدم شفافيت است. عدم شفافيت به اين معني که دولت چيزي از متن قرارداد با FATF و تعهداتش را در اين مورد نه تنها به اطلاع عموم نرسانده بلکه نمايندگان مجلس و صاحب نظران و کارشناسان نيز از آن بي اطلاع هستند!&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;روز گذشته، وقتي شوراي عالي مبارزه با پولشويي بيانيه مطول و مفصل خود را منتشر کرد، انتظار آن بود که به بخشي از ابهامات و نگراني ها پاسخ داده شود. اما نه تنها چنين نشد، بلکه اطلاعيه مذکور با تحريف عجيب و غريب واقعيت و پنهان کردن حقايق و خطرات تلخ از تعهدات دولت يازدهم به کارگروه مشترک اقدام مالي، کوشيد مردم را بار ديگر همچون ماجراي برجام، از آگاهي و دانستن آنچه حقشان است محروم کند!&nbsp;&nbsp;&nbsp;
   سرويس سياسي- پس از انتقادهاي فراوان نخبگان و دلسوزان، نسبت به قرارداد FATF و انتشار دو نمونه از نامه هاي حاکي از خودتحريمي بانک هاي داخلي، سيف، رئيس کل بانک مرکزي نامه اي منتشر کرد و ضمن تصريح به اينکه هيچ يک از بانک ها حق ندارند تحريم هاي خارجي را اعمال کنند گفت: &laquo;تمام بانک ها و موسسات مالي مي توانند با کليه اشخاص حقيقي و حقوقي ايراني اعم از آنکه نام آنها در فهرست تحريم ها قرار داشته باشد يا خير، روابط مالي و تجاري داشته باشند...هيچ نوع محدوديتي ناشي از تحريم ها در داخل کشور وجود ندارد... جمهوري اسلامي ايران به هيچ وجه اين تحريم ها را به رسميت نشناخته و آنها را اجرا نخواهد کرد.&raquo; اين اقدام در جاي خود قابل تقدير بود اما بحث مهم و ايراد هاي محوري در خصوص اين پيمان مغفول و مسکوت ماند.&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;از جمله اين ايرادها، ايرادهاي عدم شفافيت است. عدم شفافيت به اين معني که دولت چيزي از متن قرارداد با FATF و تعهداتش را در اين مورد نه تنها به اطلاع عموم نرسانده بلکه نمايندگان مجلس و صاحب نظران و کارشناسان نيز از آن بي اطلاع هستند!&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;روز گذشته، وقتي شوراي عالي مبارزه با پولشويي بيانيه مطول و مفصل خود را منتشر کرد، انتظار آن بود که به بخشي از ابهامات و نگراني ها پاسخ داده شود. اما نه تنها چنين نشد، بلکه اطلاعيه مذکور با تحريف عجيب و غريب واقعيت و پنهان کردن حقايق و خطرات تلخ از تعهدات دولت يازدهم به کارگروه مشترک اقدام مالي، کوشيد مردم را بار ديگر همچون ماجراي برجام، از آگاهي و دانستن آنچه حقشان است محروم کند!&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;شفافيت يکطرفه!&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; در بخش ابتدايي اين بيانيه دليل انتشار آن بيان شده است: &laquo;براساس پايبندي دولت تدبير و اميد به اصل شفافيت، بدين وسيله شوراي عالي مبارزه با پولشويي خلاصه اي از اقدامات انجام شده در راستاي تعامل با گروه اقدام مالي و مباني قانوني و کارشناسي آن را جهت اطلاع عموم منتشر مي نمايد.&raquo; به نظر مي رسد منظور از شفافيت در مورد اين قرارداد بيشتر شامل انجام تعهداتي يکطرفه از سوي ايران به ذينفعي FATF است! اما در همين حال از اينکه مردم بدانند انعقاد اين قرارداد چه تعهداتي را براي ايران الزام آور کرده است،هيچ خبري نيست!&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;تکرار يک ادعاي بي مبنا!&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;در ادامه اين بيانيه به اين موضوع اشاره شده است که &laquo;برخي از برنامه ها و مصوبات مذکور در همان زمان (دولت هاي سابق) منتشر شده و در دسترس عموم نيز قرار داشته اند اما هيچ يک از جريانات منتقد تعامل با گروه اقدام مالي، در آن دوران انتقادي را نسبت به تصميمات ياد شده ابراز ننمودند.&raquo; &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;همان طور که در گزارش روز گذشته کيهان هم آمده بود، آنچه در آن زمان تصويب شد يک قانون داخلي بود و همچنين در آن مصوبه گروه هاي مقاومت از گروه هاي تروريستي مستثني شده بودند. و آنچه دولت تدبير و اميد تحت عنوان اقدام مشترک مالي به آن متعهد شده، با قانون مبارزه با پولشويي و تروريسم که در سال 1389 تقديم مجلس شد هيچ سنخيت و شباهتي ندارد و قياس اين دو، قياسي نادرست است. ذکر اين نکته ضروري است که ما در قانون پيشين به درستي متعهد به عدم حمايت از تروريست شده ايم و در تعهد کنوني، قول داده ايم براي اطمينان بيگانگان، به آنها اجازه ورود به خلوت خانه اقتصادي کشورمان بدهيم تا بتوانند خودشان همه چيز را کنترل کنند! آيا اين دو موضوع، يکسان است!؟ و اگر آن قانون با اين قانون هيچ فرقي ندارد، چرا دولتمردان همان را به تمامه اجرا نمي کنند و به دنبال تعهد تازه اي رفته اند!؟&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;نگراني از انتقال اطلاعات مالي&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;بيانيه مذکور در مقام پاسخ به انتقاد و نگراني مهم منتقدين مبني بر امکان ارائه اطلاعات مالي ايران به گروه اقدام مالي و به خطر افتادن امنيت ملي و اقتصادي اينگونه گفته است: &laquo;براي گروه اقدام مالي مهم است که در کشورها قوانين ملي کارا و اث بخشي براي مبارزه با پولشويي و تامين مالي تروريسم وجود داشته باشد.؛ مقامات قضايي و اجرايي، اختيارات کافي براي نظارت بر اجراي اين قوانين و مقررات داشته باشند؛ شناسايي مشتري در موسسات مالي انجام شود؛ سوابق معاملات براي مدت مشخصي نگهداري شود و نظاير آن.&raquo;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;همين جا کاملامشخص است که براي آنها چه چيز هايي مهم است. يکي از مهمترين اين موضوعات &laquo;شناسايي مشتريان&raquo; است. و بعد، نگهداري سواب معاملات. حال اين مهم براي گروه اقدام مالي چگونه اثبات ميشود که ما به اين امور اقدام کرده ايم!؟ ادامه ادعا هاي مندرج در بيانيه را بخوانيد: &laquo;گروه اقدام مالي به جمع آوري اطلاعات تراکنش ها و معاملات خاصي نمي پردازد. اين گروه، هيچ مکانيزمي براي دريافت اطلاعات از بانکها و کشورها ندارد و اساساً کارکرد اين گروه، بررسي سياستها و رويه هاست نه داده ها، معاملات و تراکنشها.&raquo;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;اکنون جاي اين پرسش است که اگر گروه،نيازي به دسترسي به تراکنش ها و اطلاعات مالي نمي بيند، چگونه به صحت گفتار کشورهاي عضو اطمينان مي کند!؟ آيا به مجرد اعلام انجام اقدامات، حرف کشورمان را مي پذيرند!؟ پاسخ داده شده که کارکرد گروه ،بررسي سياست ها و رويه هاست! يعني آنها با ديدن يک نرم افزار و يک طرح اجرايي،قانع مي شوند و بدنبال کارشان مي روند؟واقعيت دنياي سلطه جو اين است!؟ ترديدي نيست که آنها بدون کنترلي کامل سامانه ما و بررسي دقيق گردش هاي مالي،به هيچ وجه به سادگي دست بر دار نيستند. ضمن اينک اين بخش از بيانيه، با کمال تاسف، مغاير صريح بخش هايي از توصيه هاي FATF است که کرارا بر ضرورت شناسايي ذي نفع اصلي در معاملات تاکيد دارد. آيا اين با کنترلي غيراز کنترل تراکنش ها و بالاتر از آن،ارائه ريز اطلاعات مشتريان حاصل مي شود!؟&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;يک قاعده الزام آور&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; پس از حوادث 11سپتامبر بررسي تراکنش هاي بانکي ساير کشورها براي آمريکا مهم شد و قوانيني مطابق آن در آمريکا تصويب شد لذا بررسي تامين مالي تروريسم در دستور کار FATF قرار گرفت. در اين رابطه FATF توصيه هايي را براي کشورها تدوين کرده است که عدم توجه به آنها امتياز منفي محسوب شده و جايگاه آن کشور را تنزل مي دهد. &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;در توصيه شماره 40 که پيرامون همکاري با نهادهاي بين المللي به صورت گسترده است، کشورها ملزم مي شوند اختياراتي به نهادهاي مالي مسئول خود بدهند تا در صورتي که نهادهاي بين المللي از آنها درخواست دريافت اطلاعت مالي کردند، نيازمند تاييد از مراجع داخل کشور نباشند. به اين معني که اگر از &laquo;سامانه شفافيت ملي&raquo; کشوري خواسته شود تا اطلاعاتي را در اختيارشان بگذارد آن واحد بدون نياز به استعلام از وزارت اطلاعات، مجلس و يا ساير نهادهاي مسئول در اسرع وقت خواسته آنها را برآورده کند. ضمن آنکه FATF اعلام کرده است که براي اجرا نکردن توصيه ها، بهانه هايي نظير &laquo;محرمانه بودن اطلاعات&raquo; يا &laquo;نياز به اخذ مجوز از نهادهاي مرتبط&raquo; و... را موجه نمي داند!&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;بحث بر سر تبادل اطلاعات ميان دو عضو نيست&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;در ادامه بيانيه و در واکنش به اين نگراني درست و حقيقي که عضويت در گروه اقدام مالي باعث خواهد شد تا اطلاعات بانکي ايران در دسترس آمريکا و ساير کشورها قرار خواهد گرفت،آمده است: &laquo;هيچ يک از اعضاي گروه اقدام مالي به دليل عضويت در اين گروه، متعهد نيست که اطلاعات مشتريان نظام مالي خود را در اختيار ساير اعضاء قرار دهد و هرگونه تبادل اطلاعاتي ميان اعضاء براساس معاهدات دوجانبه يا چندجانبه ميان آنها و پس از تصويب مجالس و ساير مراجع ذي صلاح داخلي آنها خواهد بود.&raquo;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;واقعا چرا بايد يک نهاد رسمي ،مردم کشورش را تا اين حد ساده انديش فرض کند!؟ آيا تنها راه دسترسي آمريکا به اطلاعات ما اين است که خودمان مستقيم به آن کشور بدهيم!؟آيا آمريکايي که از همه متحدان اصلي خودش- همچون صدر اعظم آلمان &ndash; جاسوسي مي کند، اين امکان را ندارد که به تمامي داده هاي ما در بانک اطلاعات FATF دسترسي پيدا کند!؟ آيا تجربه ترور و شهادت دانشمندان هسته اي کشورمان، در اثر درز اطلاعات و هويت آنها از سوي آژانس انرژي اتمي را فراموش کرده ايد!؟ در همين اواخر نيز انتشار گزارشي از موضوعات محرمانه ميان ايران و آژانس در خبرگزاري آسوشيتدپرس اعتراض ايران را در پي داشت.&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;بله!ظاهرا ايران متعهد نيست اطلاعات خود را در اختيار سايرکشورهاي عضو قرار دهد اما هيچ تضميني هم وجود ندارد که اطلاعاتي را که &laquo;کار گروه اقدام مالي&raquo; از ايران درخواست مي کند در اختيار دولت هاي خاص قرار ندهد همان گونه که پيش از اين آژانس انرژي هسته اي اين عمل را مرتکب شد.&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;هيچ الزامي نيست!&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;يکي از نکات قابل تامل در بيانيه شوراي عالي مبارزه با پول شويي، مسئله تروريسم و تعريف آن است. اين بيانيه در نهايت شگفتي ادعا کرده &laquo;ايران در تعريف تروريسم با جامعه بين المللي همسو مي باشد.&raquo;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;بايد پرسيد چه کسي چنين حرفي زده وچه کسي به شوراي عالي مبارزه با پول شويي چنين اجازه اي داده که سياست مهم و محوري جمهوري اسلامي را همسو با کشورهاي نظام سلطه تعبير و تعريف کند!؟ واقعا ما و آمريکا و اسرائيل و انگليس،در تعريف گروه هاي تروريستي يک نظريه واحد داريم!؟&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;در ادامه ادعا شده: &laquo;در رابطه با مصاديق سازمان ها و گروه هاي تروريستي، ايران مانند هر کشور ديگري حق دارد که در قوانين خود، نهاد هاي ذي صلاح براي تعيين مصاديق سازمان ها و گروه هاي تروريستي را مشخص نمايد و اين مصاديق را به اشخاص حقيقي و حقوقي ابلاغ نمايد.&raquo; که بايد پرسيد اگر چنين است، چرا آنها مارا در ليست سياه قرار داده اند!؟ خب به نظر ما حزب الله تروريست نيست و ما با آنها همکاري داريم،چرا بايد تحريم شويم!؟ و اگر چنين است، چرا وزير اقتصاد کشورمان،بر خلاف اصل 77 قانون اساسي، تعهد داده که ما تا ژوئن 2018 مقرراتمان در تعيين مادي تروريست را تغيير دهيم!؟&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;الزام آورنيست گفت وگويي دوستانه است!&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;يکي ديگر از انتقاداتي که بر تعامل با گروه اقدام مالي وارد شده اين است که ايران، با اجراي استانداردهاي گروه اقدام مالي مکلف خواهد شد که قطعنامه هاي تحريمي سازمان ملل متحد عليه خود را اجرا نمايد.&raquo; مبناي اين تعهد، توصيه شماره 7 گروه اقدام مالي است که مقرر مي دارد: &laquo;در اجراي قطعنامه هاي شوراي امنيت سازمان ملل متحد در ارتباط با جلوگيري، سرکوب و توقف اشاعه سلاح هاي کشتار جمعي و تامين مالي آن، کشورها بايد تحريم هاي مالي هدفمند را به اجرا گذارند.&raquo;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;اين بيانيه در مقام پاسخ به اين انتقاد مي گويد: &laquo;اصولاً اجراي توصيه هفتم گروه مذکور در برنامه اقدام مورد توافق ذکر نشده است. همچنين مشابه بسياري از کشورها، اجراي تمامي توصيه هاي 40گانه الزام آور نبوده و از اين بابت تعهدي متوجه کشور نخواهد بود.&raquo;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;آن گونه که از بيانيه دولت برمي آيد براي ايران و حتي ديگر کشورها هيچ گونه الزامي براي اجراي توصيه هاي 40گانه FATF نيست! با اين وجود بايد پرسيد که ماهيت اين قرارداد براي چيست و چرا ساز و کار مراودات بانکي در سطح بين الملل چنان تنظيم شده که کشورهاي خاصي مانند ايران را مجبور به پيوستن به آن مي کند؟&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;کاش دولت که اين بيانيه را به بهانه شفاف سازي صادر کرده است سر سوزني از در شفافيت با مردم وارد مي شد و از مواردي که به دنبال قرارداد با FATF براي ما الزام آور شده است هم يادي مي کرد!&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;شايان ذکر است FATF براي توصيه هاي 40گانه اش روش هايي تدوين کرده است تا ميزان تطابق و پيشرفت توصيه ها را در هر کشور ارزيابي کند تا مشخص شود چه ميزان از اهداف FATF در اجراي اين توصيه ها حاصل شده است. البته اين نهاد تنها به اين توصيه ها بسنده نکرده و راهکارهايي را براي طي مسيري که مقبول FATF است به اعضاي خود ارائه مي دهد، اين يعني اين توصيه ها آن چنان هم که گفته اند تنها نصيحتي دوستانه نيست! اين ارزيابي ها ملاک قرار گرفتن کشورها در همان طبقه بندي چهارگانه است که شامل اين گروه هاست: الف)کشورهاي کاملامنطبق بر استانداردهاي FATF ب)کشورهاي در حال پيشرفت ج) کشورهاي غيرهمکار و د)کشورهايي که بايد در مقابل آنها اقدامات سختگيرانه صورت گيرد.&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;به نظر مي رسد دولتمردان، مي کوشند با پنهان کردن حقايق تلخ اين تعهد بي سابقه تاريخي،مردم را در بي خبري نگه دارند و چراغ خاموش،اين پيمان خطرناک را اجرايي کنند!حال آنکه بايد به آنها ياد آوري کرد که اين خطرات،با بيانيه و نطق و ... برطرف نمي شود.]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 02:06:24 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>نقدی بر ادعای «مذاکره در کربلا»؛</title>
<link>https://rahimiali.loxblog.com/نقدی-بر-ادعای-مذاکره-در-کربلا</link>
<guid>https://rahimiali.loxblog.com/نقدی-بر-ادعای-مذاکره-در-کربلا</guid>

<description><![CDATA[

&nbsp;
چگونه است که امام حسین با دشمنان خود مذاکره کردند اما اکنون با مذاکره با آمریکا مخالفت می&zwnj;شود/ آیا کربلا و عاشورای امام حسین درس تعامل و مذاکره است

امام حسین(ع) در حالی &laquo;قیام&raquo; کرد و بر یزیدِ زمانِ خود &laquo;خروج&raquo; نمود که &laquo;قادر&raquo; به مذاکره بود. تاکنون در تاریخ بشریت و حتی در میان اهل سنت، سابقه نداشته است که کربلا را به مذاکره، ربط بدهند. باید مدافعین این نظر، پاسخ دهند که تاکنون کدام شخص برای مذاکره امام حسین در کربلا، اشک ریخته است؟
برکدامین مصیبت باید گریست؟ بر توطئه سقيفه؟! يا شوراي ساختگي خليفه؟ بر نفوذ كعب الاحبار، ابوهريره يهودي، تيم الدار و سرجون مسيحي؟ يا برحاكميت سرشاخه حزب طلقاء معاوية بن ابي سفيان؟ بر حاكميت اشراري چون يزيد و عبيدالله؟ بر بي بصيرتي عبدالله بن زبير؟ بر تجمل گرايي و عافيت طلبي مردم مدينه و مكه؟ يا بر ناداني و ناداري مردم كوفه؟ بر يزيدي شدن شريح قاضي و عمر بن سعد؟ و يا حسيني شدن وهب مسيحي، زهير عثماني و حر يزيدي؟ بر موضع گيري دير هنگام عبدالله بن حنظله و سليمان بن صرد خزاعي؟ يا وقت شناسي عبدالله بن عفيف و سفير روحي؟ بر لشگر كشي عبيدالله بن زياد؟ و مثله شدن بدن سيدالشهدا؟ و يا بر اسارت آل الله؟ و یا بر پیوند مذاکره و کربلا؟ بر کدامین مصیبت باید گریست؟
برکدامین مصیبت باید گریست؟ بر توطئه سقيفه؟! يا شوراي ساختگي خليفه؟ بر نفوذ كعب الاحبار، ابوهريره يهودي، تيم الدار و سرجون مسيحي؟ يا برحاكميت سرشاخه حزب طلقاء معاوية بن ابي سفيان؟ بر حاكميت اشراري چون يزيد و عبيدالله؟ بر بي بصيرتي عبدالله بن زبير؟ بر تجمل گرايي و عافيت طلبي مردم مدينه و مكه؟ يا بر ناداني و ناداري مردم كوفه؟ بر يزيدي شدن شريح قاضي و عمر بن سعد؟ و يا حسيني شدن وهب مسيحي، زهير عثماني و حر يزيدي؟ بر موضع گيري دير هنگام عبدالله بن حنظله و سليمان بن صرد خزاعي؟ يا وقت شناسي عبدالله بن عفيف و سفير روحي؟ بر لشگر كشي عبيدالله بن زياد؟ و مثله شدن بدن سيدالشهدا؟ و يا بر اسارت آل الله؟ و یا بر پیوند مذاکره و کربلا؟ بر کدامین مصیبت باید گریست؟
آیا کربلا و عاشورای امام حسین، درس تعامل و مذاکره بود؟
معنا و قواعد مذاکره
مذاکره یعنی این&zwnj;که طرفین بر سر منافعی اختلاف دارند و صحبت می&zwnj;کنند که هرکدام از منافعی دست بکشند تا به نتیجه برسند. مساله اولی که در مذاکره مطرح است، مذاکره، یعنی بده بستان، اما در صحنه کربلا، چنین معامله ای صورت نگرفت. در غیر اینصورت، فرزند خردسال امام، با لبان تشنه، به شهادت نمی رسید. مسئله دومی که در مذاکره مطرح است؛ "ادبیات مذاکره"، است، وقتی عمر سعد، نصیحت امام حسین(ع) را قبول نمی&zwnj;کند؛ امام او را نفرین می&zwnj;کنند و می&zwnj;فرمایند: از خدا می&zwnj;خواهم تو در خانه&zwnj;ات و جلو چشم زن و بچه&zwnj;ات، سر از تنت جدا شود.
امام حسین(ع) با عمر سعد به مذاکره ننشست بلکه تنها خیرخواهانه او را دعوت نمود، چون عمر سعد، فرزند یکی از مجاهدان و نیروهای انقلابی بود، امام حسین(ع) دوست نداشت وی مسیر شقاوت و جهنم ابدی، را در پیش بگیرد. اما با این وجود عمر سعد، بهانه&zwnj;های مختلفی برای عدم همراهی امام حسین(ع) ذکر کرد و وقتی امام مشاهده کردند که عمر سعد دعوت را نمی&zwnj;پذیرد به او فرمودند: "برو که به گندم ری، جز اندکی نیز نخواهی رسید"
کربلا و سه شخصیت متفاوت
در حادثه کربلا با سه&zwnj; نمونه شخصیت متفاوت، روبرو هستیم: اول: امام حسین(ع)، ایشان حاضر نیست تسلیمِ حرفِ زور شود. تا آخر می&zwnj;&zwnj;ایستد. خودش و فرزندانش کشته می&zwnj;شوند. هزینه انتخابش را می&zwnj;&zwnj;دهد و به چیزی که نمی&zwnj;خواهد تن&zwnj; نمی&zwnj;&zwnj;دهد. از آب می&zwnj;گذرد، از آبرو نه&zwnj;.
دوم: یزید؛ همه را تسلیم می&zwnj;خواهد. مخالف را تحمل نمی&zwnj;&zwnj;کند. سرِ حرفش می&zwnj;&zwnj;ایستد. نوه&zwnj; پیغمبر را سر میبرد. بی&zwnj; آبرویی را به جان میخرد و به چیزی که می&zwnj;&zwnj;خواهد می&zwnj;رسد.
سوم: عمرِ سعد؛ به روایتِ تاریخ تا روز ٨ محرّم در تردید است. هم دنیا را می&zwnj;خواهد هم آخرت. هم می&zwnj;خواهد حسین(ع) را راضی&zwnj; کند هم یزید را. هم اماراتِ ری را می&zwnj;خواهد، هم احترامِ مردم را. نه&zwnj; حاضر است از قدرت بگذرد، نه&zwnj; از خوشنامی. هم آب می&zwnj;خواهد هم آبرو. دستِ آخر اما عمرِ سعد تنها کسی&zwnj; است که به هیچکدام از چیزهایی که می&zwnj;خواهد نمی&zwnj;&zwnj;رسد. نه سهمی از قدرت می&zwnj;&zwnj;برد نه&zwnj; از خوشنامی.
دعوت امام حسین به عمرسعد، اتمام حجت بود و نه مذاکره
حال آیا امام حسین با آن شخصیت و با این تیپ و ویزگی شخصیتی عمر سعد، به مذاکره نشست؟ آیا صرف دیدار امام با دشمن، به معنای مذاکره است؟ در عصر تاسوعا، بین امام حسین و عمرسعد، گفتگوی برای اتمام حجت با ایشان، رخ داد. امام حسین، در بخشی از سخنان خویش، میفرمایند: وَیْلَکَ یَابْنَ سَعْد أَما تَتَّقِی اللّهَ الَّذِی إِلَیْهِ مَعادُکَ؟ أَتُقاتِلُنِی وَ أَنَا ابْنُ مَنْ عَلِمْتَ؟ ذَرْ هؤُلاءِ الْقَوْمَ وَ کُنْ مَعی، فَإِنَّهُ أَقْرَبُ لَکَ إِلَى اللّهِ تَعالى. واى بر تو، اى پسر سعد، آیا از خدایى که بازگشت تو به سوى اوست، هراس ندارى؟ آیا با من مى جنگى در حالى که مى دانى من پسر چه کسى هستم؟ این گروه را رها کن و با ما باش که این موجب نزدیکى تو به خداست. ... امام حسین(ع) هنگامى که مشاهده کرد ابن سعد از تصمیم خود باز نمى گردد، سکوت کرد و پاسخى نداد و از وى رو برگرداند و در حالى که از جا بر مى خاست، فرمود: مالَکَ، ذَبَحَکَ اللّهُ عَلى فِراشِکَ عاجِلا، وَ لا غَفَرَ لَکَ یَوْمَ حَشْرِکَ، فَوَاللّهِ إِنِّی لاَرْجُوا أَلاّ تَأْکُلَ مِنْ بُرِّ الْعِراقِ إِلاّ یَسیراً. تو را چه مى شود! خداوند به زودى در بسترت جانت را بگیرد و تو را در روز رستاخیز نیامرزد. به خدا سوگند! من امیدوارم که از گندم عراق، جز مقدار ناچیزى، نخورى. (مجلسی، بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۳۸۸-۳۸۹)
با این توصیف، و با این جمله امام، آیا عمر سعد از درگیری و جنگ با حق اکراه داشت؟ و آیا عمرسعد هم، به دنبال مذاکره بود؟ خیر، بلکه در گرماگرم جنگ در روز عاشورا، عمر سعد به لشکریان یزید، می گوید: شهادت دهید که من اولین تیر را به سمت خیمه حسین و فرزند پیامبر، پرتاب کردم.
بنابراین، قصد امام حسین از مذاکره با عمر سعد برای رسیدن به یک تفاهم و تعامل نبوده، بلکه برای اتمام حجت و هدایت بوده است که در نهایت، عمرسعد، نیز نپذیرفت و امام حسین نیز او را نفرین کرد.
اتمام حجت امام حسین با معاویه
قبل از کربلا، نیز درس&zwnj;ها و اهداف نهضت امام حسین، نمونه های فراوانی دارد. امام، هیچگاه به مذاکره و تعامل با حکومت جور و ظلم و دستگاه نامشروع بنی امیه، نپرداخت. در مکاتبه و نامه ای که بین امام حسین و معاویه، پدر یزید، صورت میگیرد، امام به صراحت، بنی امیه را عامل نابسامانی انقلاب پیامبر و به ثمر نرسیدن، اهداف عالیه حکومت اسلام، معرفی و اسلام بنی امیه را رسوا، می سازد. امام حسین، در بخشی از نامه خویش، چنین می نویسد:
"آيا تو همان معاويه&rlm;&zwnj;اى نيستى كه زنازاده&rlm; اى چون زياد را بر عراق و بصره مسلط كردى تا دست و پاهاى مردم را قطع نمايد، چشم&rlm; هاى آنان را از كاسه درآورد، ايشان را بر فراز شاخه &rlm;هاى درخت خرما به دار بزند. گويا، تو از اين امت نیستی و آنان هم از تو نیستند. &rlm;اما اينكه نوشته بودى: من به خودم و دين حضرت محمّد(ص) و امت آن بزرگوار نظرى كنم و از تفرقه اين امت و اينكه به وسيله من دچار فتنه گردند، بپرهيزم، وَ إِنِّي لَا أَعْلَمُ فِتْنَةً أَعْظَمَ عَلَى هَذِهِ الْأُمَّةِ مِنْ وَلَايَتِكَ عَلَيْهَا وَ لَا أَعْلَمُ نَظَراً لِنَفْسِي وَ لِدِينِي وَ لِأُمَّةِ مُحَمَّدٍ ص عَلَيْنَا أَفْضَلَ مِنْ أَنْ أُجَاهِدَك، من براى اين امت، فتنه&rlm; اى بزرگ تر از این نمى&rlm;بينم كه تو خليفه آنان باشى. من نظري را براى خودم و دينم و امت حضرت محمّد بهتر از اين نمى&rlm; بينم كه با تو بجنگم؛ اگر من با تو جهاد كنم، قربهً الى اللّه تعالى جهاد مي كنم و اگر جهاد با تو را ترك كنم، بايد براى اين گناه از پروردگارم طلب مغفرت کرده و از او بخواهم كه مرا هدایت کند." (مجلسی، بحار الانوار، ج ۴۴، ص ۲۱۳)
طبق همین منطق صحیح اسلامی، امام حسین(ع) در حادثه کربلا، فرمودند: إِنَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الاِْصْلاحِ فى أُمَّةِ جَدّى، أُريدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَأَنْهى عَنِ الْمُنْكَرِ وَأَسيرَ بِسيرَةِ جَدّى وَأَبى عَلِىِّ بْنِ أَبيطالِب. (حلی، مثیر الاحزان، ص ۴)
این جمله تا ابد، ماندگارشد و به عنوان شعار اصلی قیام عاشورا و کربلا، جاودانه شد. و به راستی، آیا این جمله، به معنای مذاکره با دشمن بود؟ امام حسین(ع) در حالی &laquo;قیام&raquo; کرد و با افتخار بر یزیدِ زمانِ خود &laquo;خروج&raquo; نمود که &laquo;قادر&raquo; به مذاکره بود.
امام حسین و ایستادگی بر خطوط قرمز اسلام در کربلا
بعد از مرگ معاویه، نیز امام حسین، بر عدم مشروعیت بنی امیه، پافشاری کرد. از جمله، زمانی که ولید بن عتبه، امام حسین(ع) را به استانداری مدینه اِحضار كرد و بیعت با یزید را به وی پیشنهاد نمود. امام(ع) در این برخورد -كه سرفصل اصلی مبارزات حضرت است و قبل از انتشار رسمی خبر مرگ معاویه شروع شد- بعد از ذكر فضایل و كمالات خود و تذكّر خصال زشت یزید به عنوان خلیفه جهان اسلام، فرمود: &laquo;مثلى لایبایع مثله&raquo;؛ مِثل من با مِثل یزید بیعت نمی كند. و نیز فرمودند: وَ لَقَدْ سَمِعْتُ جَدِّي رَسُولَ اللَّهِ يَقُولُ إِنَّ الْخِلَافَةَ مُحَرَّمَةٌ عَلَى وُلْدِ أَبِي سُفْيَانَ وَ كَيْفَ أُبَايِعُ أَهْلَ بَيْتٍ قَدْ قَالَ فِيهِمْ رَسُولُ اللَّهِ هَذَا. (صدوق، امالی، ص ۱۵۲). خلافت بر فرزندان ابوسفیان، حرام است، چگونه با یزید بیعت كنم؟
مروانیان امت اسلام، دست نیرنگ یهود و مدافعین سازش با یزید
از طرفی دسیسه گران داخلی امت اسلام، همواره در خدمت یهود، کوشش ها، می نمودند. مروان و بنی مروان، در تاریخ اسلام، به خیانت و سازش و اجبار امام حسیبن به بیعت با یزید، مشهور و چهره شدند. مروان به عنوان سرسلسله این خاندان، در جنگ جمل، اسیر و سپس با وساطت آزاد شد، پس از آزادی او، فرزندان پیامبر، خدمت امام علی، بیان میکنند: مروان می خواهد بیعت كند. امیرالمؤمنین(ع) فرمود: مگر در مدینه بعد از قتل عثمان با من بیعت نكرد؟ احتیاجی به بیعتش ندارم، إِنَّهَا كَفٌّ يَهُودِيَّةٌ لَوْ بَايَعَنِي بِكَفِّهِ لَغَدَرَ بِسَبَّتِه&rlm; چون دست او، دست نیرنگ یهود است كه اگر با دستش بیعت كند با نشیمنگاهش، خیانت می كند. او به اندازه ای كه سگ پوزه خود را با زبانش پاك می كند، حكومت و ریاست، خواهد كرد. (امام علی، نهج البلاغه، خطبه ۷۳).
با پذیرش بیعت یزید، انقلاب پیامبر، از بین خواهد رفت
در برهه ای دیگر، مروان در مقام نصیحت و خیرخواهی پیشنهاد بیعت امام حسین با یزید را تكرار می کند. این بار، نیز امام حسین(ع) با جدیت تمام و بدون كوچكترین عقب نشینی جواب میدهد: إنّا لله وإنّا إلیه راجعون وعلی الإسلام، السلام إذا بلیت الأُمّة براعٍ مثْل یزیدٍ یا مروان أترشدنى لبیعةِ یزیدٍ ویزید رجل فاسق؟ لقد قلتَ شططاً من القول وزللاً ولا ألومك فإنّك اللعین الّذى لعنك رسول الله وأنت فى صلب أبیك الحكم بن العاص ومن لعنه رسول الله فلا ینكر منه أن یدعو لبیعة یزید. إلیك عنّى یا عدوّ الله، فإنّا أهل بیت رسول الله ألحقّ فینا ینطق علی ألسنتنا ... &nbsp;اگر امت اسلامی به سرپرستی مثل یزید مبتلا شود با اسلام باید وداع كرد (یعنی با حاكمیت یزید، اسلام خواهد مرد. لذا كلمه استرجاع را كه هنگام شنیدن خبر مرگ كسی می گویند، باید بر زبان جاری كرد). ای مروان، مرا ارشاد و راهنمایی به بیعت با یزید می كنی در حالی كه او مرد فاسقی است؟ پراكنده گویی كردی و حرف نامربوطی زدی و من به خاطر این كلام سرزنشت نمی كنم چون تو همان ملعونی هستی كه هنوز در صلب پدرت (حكم بن عاص) بودی و پیامبر خدا(ص) تو را لعنت كرد. و كسی كه مورد لعن رسول خدا(ص) قرار گرفت از او بعید نیست كه به بیعت با یزید فرا بخواند. از من دور شو ای دشمن خدا، كه مرا با تو سنخیتی نیست. چون من از اهل بیت رسول الله(ص) هستم، حق در میان ماست و از زبان ما جاری می شود.
درس قیام امام حسین، ایستادگی در برابر ظلم
بنابراین، درس قیام امام حسین(ع) در ادوار مختلف، مذاکره و امان نامه نیست، بلکه عزت و ایستادگی در برابر ظالمین زمان، است. امام حسین، اگر می خواست مذاکره کند در همان شهر مدینه، مذاکره می کرد، رفاه و آرامش خویش را فراهم میکرد. آیا جای دیگری به غیر از وسط بیابان کرب و بلا، برای مذاکره وجود نداشت؟، آیا برای مذاکره با زن و فرزند، پیر و کهنسال، می روند؟ وکمال تعجب است که افرادی برای رسیدن به اهداف خویش، تاریخ کربلا و واقعه عاشورا را تحریف و به مذاکره با دشمن، تفسیر می کنند.
بنابراین، از اول تا آخر پیام کربلا و عاشورا، این بود که امام حسین، میفرمودند: بیعت با یزید، حرام است. بنابراین، استدلال امام حسین، چنین بود که با پذیرش بیعت یزید، انقلاب پیامبر، از بین خواهد رفت و اگر گفته شود، یکی از درس&zwnj;های کربلا، مذاکره سازنده است، منطق و کلام امام حسین، به صراحت بر این دیدگاه، خط بطلانی می کشد و میفرمایند: "مثلی لایبایع مثل یزید". من، فرزند پیامبر، هیچ معامله&zwnj;ای با یزید زمان، خویش ندارم.
امام حسین(ع) در کجای تاریخ کربلا، از اصول و خطوط قرمز اسلام، صرفنظر کردند؟ و اگر امام، مذاکره میکرد، شهادت و غارت حرم اهل بیت و خاندان پیامبر، دیگر چه معنای نداشت؟ بلکه، شهادت امام حسین، نتیجه ایستادگی بر سر اصول و خطوط قرمز اسلام، بود وگرنه جبهه یزیدیان، بارها تضمین دادند که اگر بیعت کنید، در امان خواهید بود.
حضرت ابوالفضل، شهید تحریم
مدافعین مذاکره در کربلا، باید به ابهامات و سوالات فراوانی پاسخ دهند، از جمله، چگونه خیمه جبهه حق، امام حسین(ع) و یارانش در تحریم آب بودند. اما با این حال، امام حسین، فرمانده خویش، قمر بنی هاشم، را برای شکست این تحریم، روانه میدان می کند؟ آیا چشمانشان، تیر سه شعبه خورده حضرت ابالفضل و دستان بریده او را در شکستن تحریم آب، بر روی جبهه حق، را ندیده اند؟ و درس آن را نیاموخته اند که عباس(ع) شهید تحریم شد تا اینکه دعوت نامه و امان نامه جبهه باطل، را نپذیرد؟ آیا این حوادث سرتاسر، مذاکره بود؟
در کربلا، مذاکره که هیچ، امان نامه هم جایی نداشت
حتی وقتی مستکبرین زمان چون شمر، عباس بن علی را مخاطب قرار میدهند، بی اذن ولی امر خویش، به شمر نگاه هم نمی&zwnj;کند و آن&zwnj;گاه هم که امام حسین به عباس اذن می&zwnj;دهند که جوابش را بده هرچند فاسق باشد: أَجِیبُوهُ&zwnj; وَ إِنْ&zwnj; کَانَ فَاسِقاً (ابن طاووس،اللهوف، ص ۸۹)، و وقتی شمر، برای علمدار کربلا امان نامه میآورد، حضرت عباس(ع) که کانون غیرت، حمیت و وفاداری است، بر شمر بانگ میزند و میفرماید: لَعَنَکَ اللَّهُ وَ لَعَنَ أَمَانَکَ أَ تُؤْمِنُنَا وَ ابْنُ رَسُولِ اللَّهِ لَا أَمَانَ&zwnj; لَهُ. (طبرسی، إعلام الورى بأعلام الهدى، ص ۲۳۷) بریده باد دستان تو و لعنت خدا بر تو و امان نامه تو ای دشمن خدا، ما را فرمان می دهی که از یاری برادر و مولایمان حسین(ع) دست برداریم و سر در طاعت ملعونان و ناپاکان درآوریم آیا ما را امان می دهی ولی برای فرزند رسول خدا(ص) امانی نیست؟ عباس بن علی، چنان با قاطعیت سخن می گوید، که دشمن نامیدانه، به خیمه خویش، باز میگردد.
در اینجا، نیز صحبتی از قهقه های مستانه با دشمن و مذاکره و تعامل نیست. پس، آنجا که دشمن با دادن امان نامه تلاش برای مذاکره میکرده است، هدفی جز نفوذ و متلاشی کردن جبهه حق نداشته است و همگان میدانند شمر، قاتل امام حسین، هیچ خیرخواهی نسبت به جبهه حق نداشته است.
صلح حسنی، زمینه قیام حسینی
پیش از این و حتی قبل از امام حسین، برادر بزرگوار ایشان، امام حسن مجتبی(ع) نیز خطاب به مردان بی&zwnj;بصیرت دنیازده، فرموده بودند: "اگر شما مرگ با عزت می&zwnj;خواهید بروید و با معاویه مبارزه کنید و با او بجنگید" اما وقتی تزلزل مردم بی&zwnj;بصیرت و دنیادوست را مشاهده می کنند، می&zwnj;فرماید: "اگر دنیا را ترجیح می&zwnj;دهید و آن را می&zwnj;خواهید، رضای خدا و مرگ با عزت را&nbsp; نمی&zwnj;خواهید با معاویه کنار بیایید". بنابراین، جای تعجبی نیست، با صلح حسنی، و در پی آن، قیام حسینی، اتفاق خواهد افتاد.
جنگ بین حق و باطل، تا ظهور ادامه خواهد داشت
و البته جنگ بین حق و باطل بین اسلام اهل بیت و اسلام بین امیه، قدمتی به درازای تاریخ اسلام، دارد. بنی امیه به عنوان نماد جبهه باطل و نفاق داخلی در میان امت اسلام از یک طرف، و از طرف دیگر، اسلام اهل بیت به عنوان نماد جبهه حق، از ابتدای اسلام، با یکدیگر، در حال ستیز و نزاع بودند و این درگیری، به معنای مذاکره نبوده و نخواهد بود، بلکه منشاء این نزاع به سر اعتلای کلمه الله هی العلیاء (تَعَادَيْنَا فِي اللَّهِ)، بوده است و نه تعامل و مذاکره. امام صادق(ع) در این خصوص فرموده اند: إِنَّا وَ آلُ أَبِي سُفْيَانَ أَهْلُ بَيْتَيْنِ تَعَادَيْنَا فِي اللَّهِ قُلْنَا صَدَقَ اللَّهُ وَ قَالُوا كَذَبَ اللَّهُ قَاتَلَ أَبُو سُفْيَانَ رَسُولَ اللَّهِ وَ قَاتَلَ مُعَاوِيَةُ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ وَ قَاتَلَ يَزِيدُ بْنُ مُعَاوِيَةَ الْحُسَيْنَ بْنَ عَلِيٍّ وَ السُّفْيَانِيُ&rlm; يُقَاتِلُ&rlm; الْقَائِم. (مجلسی، بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۱۹۰) ما و خاندان ابوسفیان، دو خانواده هستیم که به جهت خداوند با یکدیگر دشمنی کردیم. ما خداوند را تصدیق کردیم و آنها تکذیبش کردند. ابوسفیان با پیامبر جنگید و معاویه با علی بن ابی&shy;طالب عليه &zwnj;السلام و یزید با حسین بن علی عليه &zwnj;السلام. سفیانی نیز با قائم و مهدی موعود، خواهد جنگید.
جمع بندی
واقعه عاشورا، تنها چیزی که نداشت، مذاکره بود، زیرا مذاکره و تعامل در کربلا، اصلا معنا نداشت. بلکه صف آرایی تمام قد، بین لشکر حق و باطل بود. تاکنون و در طول هزارسال و در میان قرون متمادی، بشریت و مسلمانان، با واژه هایی چون : قیام امام حسین، پیروزی خون، و اسارت خاندان پیامبر و ...، آشنا و مانوس بودند و نه با مفاهیمی چون مذاکره و تعامل در کربلا. آیا به راستی امام حسین، در کربلا، تعامل کردند؟ آیا امام حسین با قدرت های آن زمان اسلام، به مذاکره نشستند؟ در غیر اینصورت، فرزند خردسال امام، با لبان تشنه، به شهادت نمیرسید. تاکنون در تاریخ بشریت و حتی در میان اهل سنت، سابقه نداشته است که کربلا را به مذاکره، ربط بدهند. باید مدافعین این نظر، پاسخ دهند که تاکنون کدام شخص برای مذاکره امام حسین در کربلا، اشک ریخته است؟
باید پرسید: آیا کربلا، مکان مذاکره بود؟ آیا جنگ و عطش، بیشتر وجود داشت یا گفتگو و قهقه های بین لشکر عمرسعد با اصحاب امام حسین؟ آیا بعد از هزارسال، صدای نفرین و رجزهای عاشورایی بیشتر به گوش می رسد یا سخن از تعامل؟ آیا صدای هل من ناصر ینصرنی حسین، تا قیامت، بر دل ها طنین انداز شد یا پذیرش امان نامه؟
و در پایان، سوگمندانه باید چنین نوشت:
برکدامین مصیبت باید گریست؟ بر توطئه سقيفه؟! يا شوراي ساختگي خليفه؟ بر نفوذ كعب الاحبار، ابوهريره يهودي، تيم الدار و سرجون مسيحي؟ يا برحاكميت سرشاخه حزب طلقاء معاوية بن ابي سفيان؟ بر حاكميت اشراري چون يزيد و عبيدالله؟ بر بي بصيرتي عبدالله بن زبير؟ بر تجمل گرايي و عافيت طلبي مردم مدينه و مكه؟ يا بر ناداني و ناداري مردم كوفه؟ بر يزيدي شدن شريح قاضي و عمر بن سعد؟ و يا حسيني شدن وهب مسيحي، زهير عثماني و حر يزيدي؟ بر موضع گيري دير هنگام عبدالله بن حنظله و سليمان بن صرد خزاعي؟ يا وقت شناسي عبدالله بن عفيف و سفير روحي؟ بر لشگر كشي عبيدالله بن زياد؟ و مثله شدن بدن سيدالشهدا؟ و يا بر اسارت آل&zwnj;الله؟ و یا بر پیوند مذاکره و کربلا؟ بر کدامین مصیبت باید گریست؟]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 02:06:24 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>سخنرانی حجت‌الاسلام پناهیان در دانشگاه امام صادق/ جلسه دوم</title>
<link>https://rahimiali.loxblog.com/سخنرانی-حجتالاسلام-پناهیان-در-دانشگاه-امام-صادق-جلسه-دوم</link>
<guid>https://rahimiali.loxblog.com/سخنرانی-حجتالاسلام-پناهیان-در-دانشگاه-امام-صادق-جلسه-دوم</guid>

<description><![CDATA[

&nbsp;
آدم باشخصیتی که از دین خوشش نمی&zwnj;آید برایش سوءتفاهم شده/ چرا ۲۰ سال است که رهبر انقلاب، بر کتاب خاطرات شهدا تقریظ می&zwnj;نویسند/ روضۀ امام حسین(ع) ما را متفکر بار می&zwnj;آورد

اگر یک آدم باشخصیت دیدید، او را به دین دعوت کنید. اگر گفت که &laquo;من از این چیزها خوشم نمی&zwnj;آید&raquo; حتماً برایش سوء تفاهم شده است. لذا باید سوء تفاهم&zwnj;های او را برطرف کنید. یک آدم باشخصیت، آدم مناسبی برای دیندار شدن است. ما باید دین را طوری معرفی کنیم که تمام آدم&zwnj;های باشخصیتِ عالم جذب دین شوند.

امسال هشتمین سالی است که حجت الاسلام علیرضا پناهیان سخنران دهۀ اول محرم هیئت دانشجویان دانشگاه امام صادق(ع)-هئیت میثاق با شهدا- است و میثم مطیعی نیز مانند سالهای گذشته عهده&zwnj;دار مداحی این بزرگترین مجلس عزاداری دانشگاهی در منطقۀ شمال غرب تهران است. بخش&zwnj;هایی از دومین شب سخنرانی حجت الاسلام علیرضا پناهیان در دانشگاه امام صادق(ع) با موضوع &laquo;برای نزدیک شدن به خدا&raquo; را در ادامه می&zwnj;خوانید:
&nbsp;
انسان برای دینداری خوب، قبلاً باید ویژگی&zwnj;های شخصیتی مناسبی داشته باشد؛ مثل حیا و عاطفۀ انسانی
&nbsp;

انسان برای دینداری خوب، قبلاً باید ویژگی&zwnj;های شخصیتی مناسبی داشته باشد؛ مثل حیا و عاطفۀ انسانی
برای اینکه انسان بتواند به سهولت و به خوبی دینداری کند باید قبلاً دارای ویژگی&zwnj;های شخصیتی مناسب باشد. در تاریخ اسلام هم پیامبر اکرم(ص) دین خود را در جایی عرضه کردند که زمینه&zwnj;های خوب زیادی در میان آن جامعه وجود داشت، و الا گلایه&zwnj;های اولیاء خدا از جاهلیتِ قبل از اسلام، گلایه&zwnj;هایی است که اگر امروز بخواهیم آن گلایه&zwnj;ها را در جامعۀ جهانی مطرح کنیم، هزاران برابر آن گلایه خواهیم داشت.
انسان&zwnj;های باشخصیت، دیندار می&zwnj;شوند؛ انسان&zwnj;هایی که دارای ویژگی&zwnj;های شخصیتی برجسته هستند، مثل حیا و عاطفۀ انسانی، یعنی نسبت به دیگران عاطفه دارند. آدم&zwnj;های منظم و حساب&zwnj;شده&zwnj;ای هستند. اساساً یک انسان تربیت&zwnj;شده و کسی که به هدفمند بودن عادت کرده، می&zwnj;تواند دیندار بشود. بعضی&zwnj;ها به&zwnj;گونه&zwnj;ای زندگی می&zwnj;کنند که &laquo;هدف&raquo; در زندگی آنها زیاد مطرح نیست و سرگرمی&zwnj;های موقت، دائماً آنها را تحت تأثیر قرار می&zwnj;دهند. این&zwnj;طور آدم&zwnj;ها اساساً نمی&zwnj;توانند زندگی کنند. ما خارج از دین باید این مسأله را برای خودمان حل کنیم. از همان موقعی که فرزندان خود را به کودکستان و دبستان می&zwnj;فرستیم، باید بچه&zwnj;های ما هدفدار بار بیایند. اهل انتخاب هدف&zwnj;های بلند و اهل تفکر دربارۀ هدف و اهل ارزیابی اهداف خودشان بار بیایند. چنین آدم&zwnj;های با شخصیتی می&zwnj;توانند دین را بپسندند و دین برای آنها راهنمای خوبی خواهد بود.
نه&zwnj;تنها صرفاً آدم&zwnj;های باشخصیت دیندار حقیقی می&zwnj;شوند، بلکه آدمی که دیندار می&zwnj;شود به سرعت انسان باشخصیتی می&zwnj;شود
البته پذیرش مطلب فوق، برای خیلی&zwnj;ها دشوار است و متاسفانه این مطلب هم کمتر تبیین شده است. حالا می&zwnj;خواهیم این مطلب را ادامه دهیم و کامل&zwnj;تر کنیم که طبیعتاً پذیرش آن کمی دشوارتر خواهد شد: نه&zwnj;تنها صرفاً آدم&zwnj;های باشخصیت دیندار می&zwnj;شوند، بلکه آدمی که دیندار می&zwnj;شود به سرعت آدم باشخصیتی می&zwnj;شود.
دشواری پذیرش این سخن، آنجایی است که بعضی&zwnj;ها سطحی&zwnj;نگری می&zwnj;کنند و می&zwnj;گویند: &laquo;ما یک آدم بی&zwnj;شخصیت را دیدیم که دیندار شد! و بعدش هم دیدیم که یک آدم دیندار، باشخصیت نشد!&raquo; این مشکل موجب می&zwnj;شود که سخن ما را نپذیرند. البته پاسخش ساده است و آن اینکه؛ &laquo;آدم باشخصیت، دیندار حقیقی می&zwnj;شود و آدمی که دیندار حقیقی است، خیلی آدم باشخصیتی خواهد شد.&raquo; دین انسان را فکور و حسابگر بار و منضبط بار می&zwnj;آورد و او را به موجودی دقیق تبدیل می&zwnj;کند. کسی که دقیق نشد، معلوم می&zwnj;شود که دینداری حقیقی ندارد.
هم آدم&zwnj;های حساب&zwnj;شده به سرعت به دین علاقمند می&zwnj;شوند و هم آدم دیندار به سرعت تبدیل به یک موجود حسابگر می&zwnj;شود و حساب&zwnj;شده رفتار می&zwnj;کند. دین بهتر از یک پادگان، انسان را منظم و حساب&zwnj;شده بار می&zwnj;آورد. آدم لاابالی، بی&zwnj;حساب، بی&zwnj;نظم و سطحی&zwnj;نگر، یقیناً دیندار نیست؛ خیالتان راحت باشد. مگر اینکه یک کسی اساساً به صورت ذاتی، ظرفیت چنین ویژگی&zwnj;ها و استعدادهایی را نداشته باشد.
فرق مهم بین انسان دیندار و بی&zwnj;دین در شخصیت اوست؛ نه صرفاً در اعتقادات و عبادات/ بی&zwnj;شخصیت&zwnj;ها نمی&zwnj;توانند دیندار شوند، و دینداران خیلی باشخصیت می&zwnj;شوند
فرق بین انسان دیندار و بی&zwnj;دین را صرفاً در اعتقادات او ندانیم. فرق مهم انسان دیندار و بی&zwnj;دین را صرفاً در عبادت او نبینیم. بلکه فرق مهم بین انسان دیندار و بی&zwnj;دین، را در شخصیت او بدانیم. منتها جامعۀ ما مهمترین ویژگی&zwnj;های یک آدم دیندار را &laquo;اعتقادات&raquo; و &laquo;عبادات&raquo; او می&zwnj;داند. البته یک آدم باشخصیت در فضای دینی، هم راحت&zwnj;تر معتقد می&zwnj;شود و هم راحت&zwnj;تر مقید به عبادت می&zwnj;شود.
بی&zwnj;شخصیت&zwnj;ها نمی&zwnj;توانند دیندار بشوند. و دینداران خیلی باشخصیت می&zwnj;شوند. البته بیان این سخن، سخت است و پذیرش آن برای عقل&zwnj;های کوچک، دشوار است؛ مغزهای ناتوان نمی&zwnj;توانند این سخن را بفهمند و بپذیرند. شما با بیان این سخنان، دعواهای جدیدی درست خواهید کرد؛ کمااینکه پیامبران همیشه با سخنان خودشان دعوا درست می&zwnj;کردند. لذا خداوند-در آغاز دعوت پیامبر(ص)- به ایشان فرمود: &laquo;فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَر&raquo;(حجر/۹۴) این اولین دستوری بود که به پیامبر(ص) رسید که &laquo;دعوت خود را علنی کن&raquo; اما این امر پروردگار با کلمۀ &laquo;اصْدَعْ&raquo; است؛ یعنی &laquo;بگو؛ ولو اگر دعوا بشود&raquo; یعنی سخنی که انسان بیان می&zwnj;کند و بعدش دعوا و درگیری پدید می&zwnj;آید. اساساً سخنان پیامبران این&zwnj;گونه بود، چون بیان حرفِ حساب و حرف حقّ، دعوا راه می&zwnj;اندازد. لذا کسی که می&zwnj;خواهد حرف حق بزند، باید از اول این را پیش&zwnj;بینی کند.
آدم&zwnj;های باشخصیت به دین علاقه پیدا می&zwnj;کنند/بی&zwnj;دینی خیلی&zwnj;ها از سرِ سوء تفاهم&zwnj;ها است/ آدم باشخصیت دین درست را می&zwnj;پسنندد
آدم&zwnj;های باشخصیت به دین علاقه پیدا می&zwnj;کنند و آدم&zwnj;هایی که دینداری می&zwnj;کنند، به سرعت و سهولت باشخصیت می&zwnj;شوند. اما باشخصیت شدن به چیست؟ آدم باشخصیت چه ویژگی&zwnj;هایی دارد؟ اجمالاً آدم باشخصیت یعنی آدمِ حساب&zwnj;شده، آدمی که برای رفتارهایش برنامه دارد، اهل هدفگذاری است و دربارۀ هدفش فکر می&zwnj;کند، آدم مستقلی است و اسیر نظر دیگران نیست.
خیلی&zwnj;ها که بی&zwnj;دین هستند از سرِ سوء تفاهم&zwnj;ها است و لذا باید این سوء تفاهم&zwnj;ها را برطرف کرد. ممکن است سؤال شود: &laquo;ما دیدیم که یک آدم باشخصیت و حساب&zwnj;شده، اصلاً از دین خوشش نمی&zwnj;آمد.&raquo; بنده چنین احتمالی را منتفی می&zwnj;دانم ولی اگر شما چنین موردی را سراغ دارید، باید ببینید که آیا دین به او درست عرضه شده است؟ اگر دین را به او درست عرضه کردند و او خوشش نیامد، حتماً یک بی&zwnj;شخصیتی پنهانی دارد، حتماً یک جایی در ذات خودش یک نامردی یا یک عیبی را پنهان کرده است و الا از دین خوشش می&zwnj;آمد.
آدم باشخصیتی که از دین خوشش نمی&zwnj;آید حتماً برایش سوء تفاهم شده/ دین یک مقولۀ روشنفکری است؛ مقولۀ عوامی نیست
مگر می&zwnj;شود یک آدمی از همه حیث، باشخصیت باشد و دین هم درست به او عرضه شود ولی از دین خوشش نیاید؟! می&zwnj;گفتند اسنادی هست که نشان می&zwnj;دهد &laquo;انیشتین&raquo; در اواخر عمرش مؤمن شده بود و ایمان خود را به آیت&zwnj;الله العظمی بروجردی، عرضه داشته بود و نامه&zwnj;نگاری&zwnj;هایی هم صورت گرفته بود. بنده برای هر آدم اندیشمندی این احتمال را می&zwnj;دهم و این مسألۀ عجیبی نیست. و برعکس؛ اگر کسی باشخصیت نباشد و دیندار شود و دین او را به یک آدم باشخصیت تبدیل نکند، انتظار داریم که او از دین خارج شود.
اگر یک آدم باشخصیت دیدید، او را به دین دعوت کنید. اگر گفت که &laquo;من از این چیزها خوشم نمی&zwnj;آید&raquo; حتماً برایش سوء تفاهم شده است. لذا باید سوء تفاهم&zwnj;های او را برطرف کنید. یک آدم باشخصیت، آدمِ مناسبی برای دیندار شدن است. ما باید دین را طوری معرفی کنیم که تمام آدم&zwnj;های باشخصیتِ عالم جذب دین شوند.
نخست&zwnj;وزیر یکی از کشورها در بین جمعی از عناصر وابسته به استکبار-که رؤسای کشورهای دیگر بودند- گفته بود: &laquo;بروید بررسی کنید که چرا در جهان امروز، اکثراً افراد لیسانس به بالا هستند که مسلمان می&zwnj;شوند و بعد هم مرام امام خمینی(ره) را پیدا می&zwnj;کنند؟&raquo; جواب او معلوم است؛ چون دین یک مقولۀ روشنفکری است، دین مقولۀ عوامی نیست.
آدم سطحی&zwnj;نگری که وارد دین شود، دین را ضایع و تحریف می&zwnj;کند و به میل خود تغییر می&zwnj;دهد
دین نیاز به هوشمندی دارد. کسی که سطحی&zwnj;نگر باشد و برّه&zwnj;وار وارد دین شود، دین را ضایع خواهد کرد، اصلاً خطرناک است که چنین افرادی بیایند و دینداری کنند. چون این افراد می&zwnj;آیند و دین را تحریف می&zwnj;کنند و به میل خودشان تغییر می&zwnj;دهند.
بزرگترین نهی خدا در قرآن برای پیامبر گرامی اسلام(ص)-از نظر تکرار- این است که &laquo;مواظب باش یک&zwnj;وقت دین مطابق اهواء نفسانی مردم، تغییر و تبدیل پیدا نکند&raquo; و این مطلب به تعابیر مختلف در قرآن کریم بیان شده است که &laquo;از اهواء نفسانی مردم تبعیت نکن&raquo;(به عنوان نمونه: &laquo;وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَهُمْ...&raquo;مائده/۴۸، &laquo;وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْواءَهُمْ...&raquo; بقره/۱۲۰ و رعد/۳۷)
نمونۀ رایج افراد سطحی و بی&zwnj;شخصیتی که وارد دین شده&zwnj;اند، کسانی&zwnj;اند که می&zwnj;گویند &laquo;دین با سیاست فرق می&zwnj;کند&raquo;
بعضی&zwnj;ها خودشان ضعیف هستند، و بعد می&zwnj;آیند دین را تقلیل می&zwnj;دهند. یک نمونۀ بسیار رایجش، آدم&zwnj;های بی&zwnj;شخصیت و سطحی هستند که وارد دین شدند و یکی از نتایجی که گرفتند و گسترش دادند این بود که &laquo;دین با سیاست فرق می&zwnj;کند&raquo; اینها ابعاد سیاسی دین را نمی&zwnj;فهمند. در حالی که اگر کمی عمیق به دین نگاه کنید می&zwnj;بینید که دین به&zwnj;هیچ&zwnj;وجه از سیاست جدا نیست.
خدایی که می&zwnj;فرماید &laquo;اگر صدقه بدهید، این&zwnj;قدر ثواب دارد...&raquo; آیا برای این خدا مهم نیست که شما فقر را ریشه&zwnj;کن کنید؟! و شما می&zwnj;دانید که ریشه&zwnj;کنی فقر مربوط به عرصۀ سیاست است. دینی که بگوید &laquo;به یک فقیر کمک کن، اما فقر را ریشه&zwnj;کن نکن!&raquo; واقعاً دین مُعوجی است؛ دینی که می&zwnj;گوید &laquo;صدقه بده&raquo; ولی نمی&zwnj;گوید &laquo; مرگ بر استکبار&raquo; بگو، استکباری که در همۀ عالم فقیر تولید می&zwnj;کند. قطعاً دین این&zwnj;قدر احمقانه با ما صحبت نکرده است، بلکه بعضی&zwnj;ها با حماقت خودشان دین را این&zwnj;گونه تفسیر می&zwnj;کنند.
دین آدم را فکور و عمیق بار می&zwnj;آورد
دین آدم را فکور و عمیق بار می&zwnj;آورد. خداوند در قرآن کریم، همه&zwnj;چیز را واضح و صریح نفرموده بلکه باید در قرآن تدبّر کنیم و تأمل و تعمق کنیم تا بفهمیم. دینداری یعنی حلّ معما، با خدا زندگی کردن یعنی مواجه شدن با معماهای گوناگون و حلّ کردن این معماها. دینداری یک عملیات سطحی نیست و آدم را سطحی بار نمی&zwnj;آورد. کسی که دیندار شود، آدم عمیقی می&zwnj;شود. کسی که سعی کند دین را بفهمد، در سایر رشته&zwnj;های علمی هم رشد بیشتری خواهد کرد، حتی اگر رشتۀ او فیزیک و شیمی باشد که ظاهراً ربطی به معارف دینی ندارد. چون دین آدم را عمیق بار می&zwnj;آورد.
بحث ما دربارۀ دین، یک بحث اعتقادی نیست به آن معنایی که بعضی&zwnj;ها می&zwnj;گویند: &laquo;ما این&zwnj;طوری معتقد هستیم، شما آن&zwnj;طوری معتقد هستید!&raquo; انگار سلیقۀ انتخاب لباس یا انتخاب آهنگ است! انتخاب دین یک مسألۀ ذوقی نیست و با این انتخاب&zwnj;ها(انتخاب لباس و آهنگ) فرق می&zwnj;کند. هیچ کسی دوست ندارد به او بگویند: &laquo;تو آدم سطحی و بی&zwnj;شخصیتی هستی!&raquo; ولی در دنیای امروز ما، خیلی&zwnj;ها هستند که وقتی به آنها می&zwnj;گویید: &laquo;شما این دین را ندارید؟&raquo; خیلی راحت می&zwnj;گویند: &laquo;نه!&raquo; و اصلاً هم احساس نمی&zwnj;کنند که آدم&zwnj;های سطحی&zwnj;ای هستند! چون دین را نشناخته&zwnj;اند و نمی&zwnj;دانند نسبت دین با شخصیت یک انسان حساب&zwnj;شده چیست؟
علی(ع): کسی که در عواقب نگاه کند، از گرفتاری&zwnj;ها سالم می&zwnj;ماند
پیرامون انتخاب هدف، هدفگرا بودن و اندیشیدن دربارۀ هدف، چند روایت را مرور کنیم. امیرالمؤمنین(ع) می&zwnj;فرماید: &laquo; هر کس بدون عاقبت&zwnj;اندیشی در کارها دست به کارها بزند، خود را گرفتار سختی&zwnj;ها و مصائب کرده است؛ مَنْ تَوَرَّطَ فِی الْأُمُورِ بِغَیْرِ نَظَرٍ فِی الْعَوَاقِبِ فَقَدْ تَعَرَّضَ لِلنَّوَائِب&rlm;&raquo;(تحف&zwnj;العقول/۹۰) و می&zwnj;فرماید: &laquo;کسی که در عواقب نگاه کند، از گرفتاری&zwnj;ها سالم می&zwnj;ماند؛ مَنْ نَظَرَ فِی الْعَوَاقِبِ سَلِمَ مِنَ النَّوَائِب&rlm;&raquo;(غررالحکم/۸۰۳۹) و &laquo;کسی که دربارۀ عواقب(اهداف و نقطه&zwnj;های نهایی) فکر کند، از مهلکه&zwnj;ها در امان خواهد بود؛ مَنْ فَکَّرَ فِی الْعَوَاقِبِ أَمِنَ الْمَعَاطِب&rlm;&raquo;(غررالحکم/۸۵۴۰)
هدفگرا بودن، باعث رشد عاطفه و صفای دل می&zwnj;شود
تا اینجا، بیشتر دربارۀ حساب&zwnj;شده بودن انسان دیندار و هدفگرا سخن گفته شد، حالا لطیف بودن چنین انسانی را ببینید. امام صادق(ع) می&zwnj;فرماید: &laquo;نگاه کردن زیاد به عواقب(هدف&zwnj;های غایی) موجب می&zwnj;شود که دل بارور شود و رشد پیدا کند؛ النَّظَرُ فِی الْعَوَاقِبِ تَلْقِیحُ الْقُلُوب&rlm;&raquo;(امالی طوسی/۳۰۱) وقتی دل انسان رشد پیدا کند، تمام خوبی&zwnj;های انسان رشد پیدا خواهد کرد، مثلاً عاطفه که یکی از خوبی&zwnj;های دل است، رشد پیدا می&zwnj;کند.
امیرالمؤمنین(ع) می&zwnj;فرماید: &laquo;هدف زیبا و خوب داشتن، بر پاکزادگی یک انسان دلالت می&zwnj;کند؛ جَمِیلُ الْمَقْصَدِ یَدُلُّ عَلَى طَهَارَةِ الْمَوْلِد&raquo;(غررالحکم/۴۷۵۸) انتخاب هدف خوب، تا این حدّ اهمیت دارد. مگر هر کسی می&zwnj;تواند هدف و مقصد خوب انتخاب کند؟
همۀ اهداف میانی ما باید پیوند مستقیم و روشنی با هدف غایی ما داشته باشند
حالا می&zwnj;خواهیم بحث دربارۀ اهمیت انتخاب هدفِ خوب را ادامه دهیم. خیلی باید دربارۀ اهداف خودمان فکر کنیم. همۀ اهداف میانی ما باید پیوند مستقیم و روشنی با هدف غایی ما داشته باشند. امیرالمؤمنین(ع) می&zwnj;فرماید: &laquo;زیاد فکر کردن، عاقبت را ستوده و زیبا خواهند کرد و از فساد امور جلوگیری می&zwnj;کند؛ طُولُ الْفِکْرِ یَحْمَدُ الْعَوَاقِبَ وَ یَسْتَدْرِکُ فَسَادَ الْأُمُور&raquo;(غررالحکم/۶۰۰۲) و می&zwnj;فرماید: &laquo;با زیاد فکر کردن می&zwnj;شود عواقب را سالم نگه داشت؛ بِتَکْرَارِ الْفِکْرِ تَسْلَمُ الْعَوَاقِب&rlm;&raquo;(غررالحکم/۴۳۴۸) و &laquo;کسی که زیاد فکر کند می&zwnj;تواند به عاقبت خوب برسد؛ مَنْ کَثُرَتْ فِکْرَتُهُ حَسُنَتْ عَاقِبَته&raquo;(غررالحکم/۸۰۳۷) و &laquo;کسی که خوب فکر کند بینا می&zwnj;شود و می&zwnj;تواند عاقبت را ببیند؛ مَنْ فَکَّرَ أَبْصَرَ الْعَوَاقِب&rlm;&raquo;(غررالحکم/۸۵۷۷)
برنامه&zwnj;ای که ما باید برنامۀ زندگی خودمان قرار دهیم این است که دربارۀ عاقبت امور و اهداف خودمان فکر کنیم. به این فکر کن که &laquo;برای چه دارم این کار را انجام می&zwnj;دهم؟ بعدش چه؟ به چه دلیلی می&zwnj;خواهم به این هدف برسم؟&raquo; مثلاً فکر کن به اینکه &laquo;برای چه درس می&zwnj;خوانی؟&raquo; مثلاً برای اینکه می&zwnj;خواهم خدمت کنم. حالا &laquo;برای چه می&zwnj;خواهی خدمت کنی؟&raquo; مثلاً برای اینکه آدم مفیدی باشم و از خودم راضی باشم. حالا فرض کن از خودت راضی شدی، بعدش چه؟ به این مسأله فکر کن. یک مدتی که به این هدف فکر کنی، خواهی گفت: &laquo;آیا همین که از خودم راضی باشم، هدف غایی و سقف پرواز من است؟ نه، من نمی&zwnj;توانم به همین حدّ راضی بشوم، باید یک هدف بالاتر داشته باشم&raquo; و بعد خواهی گفت: &laquo;تا حالا دوست داشتم به جایی برسم که خودم از خودم راضی باشم، ولی حالا دوست دارم یکی دیگر از من راضی باشد&raquo; و به این مساله بیشتر فکر کن. نگذار کسی تو را موعظه کند و بگوید: &laquo;هدف خودت را لقاء الله قرار بده&raquo; بلکه خودت فکر کن تا به این هدف عالی برسی.
کسی که بگوید: &laquo;هم باید هدفم خدا باشد و هم به زندگی&zwnj;ام برسم&raquo;، هنوز هدف خود را نشناخته/ اگر کسی هدفش خدا باشد، این هدف تمام جزئیات زندگی او را دربرمی&zwnj;گیرد
در وجود انسان دستگاهی به نام &laquo;تفکّر&raquo; وجود دارد که اگر سالم پیش برود، به نتایج خوبی می&zwnj;رسد. اگر انسان خودش بنشیند و درست فکر کند، می&zwnj;تواند بهترین هدف را برای زندگی خود انتخاب کند. کسی که برای زندگی&zwnj;اش هدف نداشته باشد، طبیعتاً به جایی نمی&zwnj;رسد.
ما با تفکر می&zwnj;توانیم به اینجا برسیم که &laquo;چه هدفی می&zwnj;ارزد که خودمان را فدای آن کنیم؟&raquo; اگر به اینجا برسیم که هدف ما ملاقات پروردگار عالم است، و این هدف را انتخاب کنیم و خوب دربارۀ این هدف عالی فکر کنیم، زندگی ما به&zwnj;طور مطلق در اختیار این هدف قرار خواهد گرفت. کسی که می&zwnj;گوید: &laquo;هم باید هدف من خدا باشد و هم باید به زندگی&zwnj;ام برسم&raquo; او در واقع هنوز هدف خود را نشناخته است. اگر کسی هدفش خدا باشد و آن را انتخاب کند، این هدف تمام جزئیات زندگی او را در بر می&zwnj;گیرد.
بیایید با فکر هدف عالی انتخاب کنیم، نه با موعظه/چه عواملی انسان را به فکر می&zwnj;اندازند؟/ مهمترین اثر شهید این است که انسان را به فکر وادار می&zwnj;کند
خداوند متعال، هدف را برای ما اعلام کرده است-مثلاً می&zwnj;فرماید: یا أَیُّهَا الْإِنْسانُ إِنَّکَ کادِحٌ إِلى&rlm; رَبِّکَ کَدْحاً فَمُلاقیه(انشقاق/۶) و &laquo;إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُون(بقره/۱۵۶)- ولی بنده عرض می&zwnj;کنم که بیایید تفکر کنیم و به این نقطه برسیم، یعنی بیایید با فکر کردن به این هدف عالی برسیم. اینها را نباید با موعظه به ما بفهمانند بلکه باید با فکر به ما بفهمانند.
چه عواملی انسان را به فکر می&zwnj;اندازند؟ مثلاً کتابخانه تا حدّی انسان را به فکر می&zwnj;اندازد. انسان&zwnj;های خوب در اطراف ما هم می&zwnj;توانند ما را به فکر بیندازند. آیات آفاقی و انفسی و عظمت کائنات هم می&zwnj;تواند انسان را به فکر فرو ببرد. اما مؤثرترین عامل تفکر که یقۀ آدم را می&zwnj;گیرد و او را به فکر می&zwnj;اندازد و در مسیر تفکر هم دست آدم را می&zwnj;گیرد تا به مقصد برساند، شهید است. در حالی که خیلی&zwnj;ها سطحی&zwnj;نگرانه فکر می&zwnj;کنند که شهید را برای شعار دادن درست کرده&zwnj;اند! یا فکر می&zwnj;کنند که طرفداران شهدا اهل شعار هستند یا فکر می&zwnj;کنند اینجا احساسات انسان یک&zwnj;دفعه&zwnj;ای غلیان پیدا می&zwnj;کند! در حالی که مهمترین اثر شهید این است که انسان را به فکر وادار می&zwnj;کند.
بیش از دویست هزار شهید دفاع مقدس ما شاهد هستند که عموماً بر اساس تفکر، شهادت را انتخاب کردند و عموماً عامل تفکرشان هم شهادت یکی از رفقای&zwnj;شان بود که آنها را به فکر واداشت و عمیقاً فکر کردند و به این نتیجه رسیدند که دنیا ارزش ندارد و بازیچه است. و وقتی که به فکر فرو رفتند، این مسیر نورانی را پسندیدند و انتخاب کردند.
چرا رهبر انقلاب، حدود ۲۰ سال است که کتاب خاطرات شهدا را می&zwnj;خوانند و تقریظ می&zwnj;نویسند؟/ خاطرات شهدا انسان را به فکر وادار می&zwnj;کند
شهدا انسان را به تفکر وادار می&zwnj;کنند و اگر حضرت سید الشهدا انسان را به تفکر وادار کند که دیگر خیلی عالی است! شهدا انسان را از اهداف دیگر، منقطع می&zwnj;کنند.
خاطرات شهدا را بخوانید؛ شهدا به ما تفکر می&zwnj;آموزند و دست ما را در دالان تفکر می&zwnj;گیرند و به سوی مقصد می&zwnj;برند. چرا مقام معظم رهبری، حدود ۲۰ سال است که کتاب خاطرات شهدا را می&zwnj;خوانند و تقریظ می&zwnj;نویسند؟ اینها در واقع توصیه است که ما را تشویق می&zwnj;کنند برویم این کتاب&zwnj;ها را بخوانیم. چون کتاب چیزی از جنس تفکر است و کتابی که دربارۀ شهدا نوشته شده، انسان را به فکر وادار می&zwnj;کند.
سند محکم دیگر سخن بنده، این کلام حضرت امام(ره) است که می&zwnj;فرمود: &laquo;پنجاه سال عبادت کردید، و خدا قبول کند، یک روز هم یکى از این وصیتنامه&rlm;ها را بگیرید و مطالعه کنید و تفکر کنید&raquo;(صحیفۀ امام/۱۴/۴۹۱) و می&zwnj;فرمود: &laquo;این وصیّت&zwnj;نامه&rlm;ها اینها، انسان را مى&rlm;لرزاند، انسان را بیدار مى&rlm;کند&raquo;(صحیفۀ امام/۱۶/۱۳)
شهید هدف شما را تغییر می&zwnj;دهد/ پرشورترین بخش&zwnj;های دین ما مرهون تفکر است
شهید ما را به تفکر وادار می&zwnj;کند و اگر تأثیرگذار باشد، در وجود ما یک انقلاب ایجاد می&zwnj;کند؛ البته نه یک انقلاب احساساتی که برگشت&zwnj;پذیر باشد. اگر با شهدا از دور و نزدیک آشنا شده&zwnj;اید اما هنوز به تفکر وادار نشده&zwnj;اید، معلوم می&zwnj;شود هنوز با شهدا ارتباط نگرفته&zwnj;اید. چون شهید تا کاری نکند که شما دست و بال خود را از دنیا نشویید، شما را رها نخواهد کرد. حتی اگر شده در خواب شما می&zwnj;آید و یقۀ شما را می&zwnj;گیرد و می&zwnj;گوید: &laquo;رها کن!&raquo; شهید هدف شما را تغییر می&zwnj;دهد.
شهدا با تفکر، هدف خود را انتخاب کردند. اساساً پرشورترین بخش&zwnj;های دین ما مرهون تفکر است اما خیلی&zwnj;ها این دین غریب ما و دینداران را به &laquo;احساساتی و شعاری بودن&raquo; متهم می&zwnj;کنند. مثلاً شما که در این مجالس اهل&zwnj;بیت(ع) اشک می&zwnj;ریزید، خیلی&zwnj;ها شما را به &laquo;احساساتی بودن&raquo; متهم می&zwnj;کنند. در حالی که این شور-در غالب موارد- جز از شعور بر نمی&zwnj;آید.
روضۀ امام حسین(ع) ما را متفکر بار می&zwnj;آورد/ هیچ&zwnj;وقت فکرها مثل محرم باز نیست و مردم این&zwnj;قدر عمیق&zwnj; نمی&zwnj;توانند فکر کنند
وقتی که شهادت یکی از دوستان ما می&zwnj;تواند این&zwnj;قدر روی ما اثر بگذارد و ما متحول کند، ببینید شهادت خود سید الشهداء چقدر می&zwnj;تواند ما را متحول کند! ای رفقایی که عزادار اباعبدالله الحسین(ع) هستید؛ قبول کنید که ما تازه ارتباط با امام حسین(ع) را شروع کرده&zwnj;ایم و هنوز شهادت او بر روی ما آن اثر را نگذاشته است.
کسی که علاقه و ارتباط بسیار محکمی نسبت به امام حسین(ع) داشته باشد وقتی عصر عاشورا به او بگویند: &laquo;امام حسین(ع) به شهادت رسید&raquo; زندگی&zwnj;اش واقعاً متحول می&zwnj;شود، از فردا یک&zwnj;طور دیگری زندگی می&zwnj;کند، دیگر حب&zwnj;الدنیا ندارد، چون &laquo;فکر&raquo; می&zwnj;کند، می&zwnj;بیند این دنیایی که در آن حسین فاطمه را بکشند، دیگر ارزشش را ندارد دنبال این دنیا برود.
روضۀ امام حسین(ع) ما را متفکر بار می&zwnj;آورد. هیچ&zwnj;وقت فکرها مثل محرم باز نیست و مردم این&zwnj;قدر عمیق&zwnj; نمی&zwnj;توانند فکر کنند. ای حسینی که باغ اندیشه را آبیاری می&zwnj;کنی! ما را یک لحظه به فکر بینداز؛ مثل زهیر. زهیر نمی&zwnj;خواست برود به امام حسین(ع) کمک کند، اما همسرش به او گفت: &laquo;برو، پسر فاطمه تو را صدا زده است&raquo; او رفت و امام حسین(ع) توانست او را یک لحظه به فکر بیندازد...&nbsp;]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 02:06:24 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>سخنرانی حجت‌الاسلام پناهیان در دانشگاه امام صادق/ جلسه اول</title>
<link>https://rahimiali.loxblog.com/سخنرانی-حجتالاسلام-پناهیان-در-دانشگاه-امام-صادق-جلسه-اول</link>
<guid>https://rahimiali.loxblog.com/سخنرانی-حجتالاسلام-پناهیان-در-دانشگاه-امام-صادق-جلسه-اول</guid>

<description><![CDATA[
پناهیان: مهمترین عامل حرکت&zwnj;دهنده به سوی هدف جاذبه خود هدف است/ هدفی که نمی&zwnj;شود با آن عشق&zwnj;بازی کرد را دور بیندازید/ بدون نجات مردم منطقه، نمی&zwnj;توانیم به منافع ملی خودمان برسیم
ائمۀ هدی(ع) و اولیاء خدا بیشترین گریه&zwnj;های&zwnj;شان به&zwnj;خاطر رفتار بد نبوده است، بلکه به&zwnj;خاطر عشق&zwnj;بازی با هدف بوده است. مدام به آن نقطه&zwnj;ای که می&zwnj;خواهند به آن برسند، توجه می&zwnj;کنند. ولی ما فقط جلوی پای خودمان را می&zwnj;بینیم و زیاد به هدف توجه نمی&zwnj;کنیم... زندگی کردن بدون نیت ، ولنگاری می&zwnj;آورد و در جریان زندگی آدم را نابود می&zwnj;کند. کسی که رها و بی&zwnj;هدف باشد، یا هدف داشته باشد اما به اهداف بلندش زیاد نگاه نکند و کارهایش ربطی به اهداف بلندش نداشته باشد، زندگی&zwnj;اش خوش و خرّم نخواهد شد.
 امسال هشتمین سالی است که حجت الاسلام علیرضا پناهیان سخنران دهۀ اول محرم هیئت دانشجویان دانشگاه امام صادق(ع)-هئیت میثاق با شهدا- است و میثم مطیعی نیز مانند سالهای گذشته عهده&zwnj;دار مداحی این بزرگترین مجلس عزاداری دانشگاهی در منطقۀ شمال غرب تهران است. بخش&zwnj;هایی از اولین شب سخنرانی حجت الاسلام علیرضا پناهیان در دانشگاه امام صادق(ع) با موضوع &laquo;برای نزدیک شدن به خدا&raquo; را در ادامه می&zwnj;خوانید:
یکی از جاهایی که شیطان ما را غافل می&zwnj;کند برخورد سطحی با &laquo;تعیین هدف&raquo; است/ باید بدانیم که &laquo;من دقیقاً می&zwnj;خواهم به کجا برسم؟&raquo;
یکی از اشتباهات رایج در زندگی ما آدم&zwnj;ها، این است که معمولاً انتخاب هدف و توجه به هدف را خیلی سطحی و به اجمال برگزار می&zwnj;کنیم. اساساً ما با مسألۀ &laquo;تعیین هدف&raquo; یک&zwnj;مقدار سطحی برخورد می&zwnj;کنیم و این یکی از جاهایی است که شیطان ما را غافل می&zwnj;کند. لذا وقتی از بعضی&zwnj;ها دربارۀ بسیاری از قسمت&zwnj;های زندگی&zwnj;شان بپرسید که &laquo;هدف شما دقیقاً چیست؟&raquo; پاسخ مشخص و دقیقی ندارند.
نداشتن هدف، داشتن هدف سطحی و نداشتن یک &laquo;هدفِ عالی خوب دقیق&raquo; یک آسیب و درد فراگیر است. انتخاب هدف آن&zwnj;قدر مهم است که حتی اگر نود درصد عمرمان را برایش بگذاریم، سود کرده&zwnj;ایم. باید بدانیم که &laquo;من دقیقاً می&zwnj;خواهم به کجا برسم؟&raquo;
در روز قیامت هم اول سرِ هدف، با انسان&zwnj;ها بحث می&zwnj;کنند و آنها را محاسبه می&zwnj;کنند. امام صادق(ع) می&zwnj;فرماید: &laquo;إِنَّ اللَّهَ یَحْشُرُ النَّاسَ عَلَى نِیَّاتِهِمْ یَوْمَ الْقِیَامَة&raquo;(محاسن/۱/۲۶۲) روز قیامت مردم بر نیت&zwnj;ها و اهدافشان محشور می&zwnj;شوند. پیامبر اکرم(ص) می&zwnj;فرماید: &laquo;إِنَّمَا الْأَعْمَالُ بِالنِّیَّات&rlm;&raquo;(مصباح&zwnj;الشریعه/۵۳) ارزش عمل هم به این است که می&zwnj;تواند هدف ما را نشان دهد. لذا اگر ما اعمالی داشتیم که نسبت&zwnj;شان با یک هدف برجسته، روشن نبود، این اعمال به درد نمی&zwnj;خورند. یا اگر آگاهی&zwnj;هایی داشتیم که این آگاهی&zwnj;ها به هدف ننشست، به&zwnj;درد نمی&zwnj;خورند.
قبل از پرداختن به بندگی باید شاکلۀ روحی خود را بررسی کنیم/ قبل از اینکه &laquo;فرهنگ دینی&raquo; را به افراد منتقل کنیم، باید یک &laquo;فرهنگ انسانی&raquo; به آنها منتقل کنیم
ما قبل از اینکه به بندگی و دینداری و خداپرستی و معنویت بپردازیم، باید شخصیت و شاکلۀ روحی خودمان را بررسی کنیم. شاید آیۀ &laquo;کُلٌّ یَعْمَلُ عَلى&rlm; شاکِلَتِه&raquo;(اسراء/۸۴) دلالت بر این معنا داشته باشد. قبل از اینکه بچه&zwnj;های خودمان را در مدرسه و دانشگاه، مذهبی بار بیاوریم، باید سبک زندگی را به آنها یاد بدهیم. قبل از اینکه فرهنگ دینی را به افراد منتقل کنیم، باید یک فرهنگ انسانی، به آنها منتقل کنیم.
در جامعه&zwnj;ای که فرهنگ انسانیِ درستی نیست و سبک زندگی صحیحی وجود ندارد، سخت می&zwnj;شود دین را جاانداخت. مثلاً انبیاء الهی که بیش از هر کسی، حریص به هدایت مردم بودند، می&zwnj;فرمایند: &laquo;اگر حیا نداری، دیگر هر کاری دلت می&zwnj;خواهد انجام بده؛ إِذَا لَمْ تَسْتَحْیِ فَاصْنَعْ مَا شِئْت&rlm;&raquo;(امالی صدوق/۵۱۰) چون زندگی بر پایۀ حیا استوار است و کسی که حیا ندارد، اساس کارش درست نیست. انسان&zwnj;ها قبل از دینداری، یک ویژگی&zwnj;هایی دارند که در اندازه&zwnj;های اجتماعی، به آن &laquo;فرهنگ&raquo; گفته می&zwnj;شود و در اندازه&zwnj;های فردی&zwnj;تر و در نوع زندگی به آن &laquo;سبک زندگی&raquo; گفته می&zwnj;شود. این خیلی مهم است که ما چگونه زندگی می&zwnj;کنیم.
باید تکلیف خود را با نوع و مدل تعیین هدف خودمان مشخص کنیم. یک فرق اساسی بین انسان و حیوان همین است؛ حیوان هدف بلندمدت ندارد، چشم&zwnj;انداز ندارد، عاقبت&zwnj;اندیش نیست. امیرالمؤمنین(ع) می&zwnj;فرماید: &laquo;أَعْقَلُ النَّاسِ أَنْظَرُهُمْ فِی الْعَوَاقِب&rlm;&raquo;(غررالحکم/۳۳۶۷) عاقل&zwnj;ترین انسان&zwnj;ها کسی است که به عواقب &laquo;بیشتر&raquo; نگاه کند؛ نه اینکه یک&zwnj;بار نگاه کند و برود!
دین برای ما هدف تعیین کرده، ولی ما به این هدف نگاه نمی&zwnj;کنیم، درباره&zwnj;اش تفکر نمی&zwnj;کنیم ، و بهش تعلّق قلبی نداریم
متاسفانه ما اساساً به اهداف&zwnj;مان اهمیت نمی&zwnj;دهیم. و حالا که دین آمده و برای ما هدف تعیین کرده، ما به آن هدف &laquo;نگاه&raquo; نمی&zwnj;کنیم و دربارۀ این هدف، تفکر نمی&zwnj;کنیم و به این هدف تعلّق قلبی نداریم. این سبک زندگی ما غلط است؛ با این وجود، چگونه انتظار داریم دین ما را نجات دهد؟
آیۀ مربوط به سحرخیزی و موقع بیدار شدن برای نماز شب این است: &laquo;الَّذینَ یَذْکُرُونَ اللَّهَ قِیاماً وَ قُعُوداً وَ عَلى&rlm; جُنُوبِهِمْ وَ یَتَفَکَّرُونَ فی&rlm; خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلاً سُبْحانَکَ فَقِنا عَذابَ النَّار&raquo;(آل&zwnj;عمران/۱۹۱) کسی که هر شب برای نماز شب بیدار می&zwnj;شود و این آیه را می&zwnj;خواند که &laquo;خدایا، تو اینها را بیهوده نیافریده&zwnj;ای&raquo; در واقع به این فکر می&zwnj;کند که &laquo;خدایا! هدف تو از این آفرینش چه بوده است؟&raquo; یعنی با خواندن این آیه، دربارۀ هدف آفرینش فکر می&zwnj;کند و بعد هم این را به خودش ربط می&zwnj;دهد و دربارۀ هدف خودش فکر می&zwnj;کند و مناجات می&zwnj;کند &laquo;خدایا! مرا از اینکه از این هدف عالی دور بیفتم، جدا کن&raquo; یعنی مرا در مسیر این هدف قرار بده.
اولیاء خدا بیشترین گریه&zwnj;های&zwnj;شان به&zwnj;خاطر رفتار بد نبوده، بلکه به&zwnj;خاطر عشق&zwnj;بازی با هدف بوده
ائمۀ هدی(ع) و اولیاء خدا بیشترین گریه&zwnj;های&zwnj;شان به&zwnj;خاطر رفتار بد نبوده است، بلکه به&zwnj;خاطر عشق&zwnj;بازی با هدف بوده است. مدام به آن نقطه&zwnj;ای که می&zwnj;خواهند به آن برسند، توجه می&zwnj;کنند. ولی ما فقط جلوی پای خودمان را می&zwnj;بینیم و زیاد به هدف توجه نمی&zwnj;کنیم.
این عبارت خیلی رایج است که می&zwnj;گویند: &laquo;در آن تصادف یا آن بیماری، آن&zwnj;قدر وضعیت من خراب شد که مرگ جلوی چشمم آمد!&raquo; در حالی که در روایت می&zwnj;فرماید: اگر مردم در طول عمرشان یک&zwnj;بار جان می&zwnj;دهند، مؤمن روزی هفتاد بار جان می&zwnj;دهد(یَمُوتُ النَّاسُ مَرَّةً وَ یَمُوتُ&rlm; أَحَدُهُمْ&rlm; فِی&rlm; کُلِ&rlm; یَوْمٍ&rlm; سَبْعِینَ مَرَّةً مِنْ مُجَاهَدَةِ أَنْفُسِهِمْ وَ مُخَالَفَةِ هَوَاهُم؛ میزان&zwnj;الحکمه/حدیث ۲۹۱۶) یعنی او هفتاد بار تا دم مرگ می&zwnj;رود و می&zwnj;آید. خیلی&zwnj;ها باید یک حادثه&zwnj;ای برای&zwnj;شان رخ دهد تا دم مرگ بروند، ولی مؤمن با تفکر، آن نقطۀ نهایی را نگاه می&zwnj;کند و به آن نزدیک می&zwnj;شود، به حدّی که اصلاً در آن هدف دارد زندگی می&zwnj;کند و اینجا نیست!
هم باید هدف داشت، هم درباره&zwnj;اش اندیشید، هم بهش عشق ورزید/به اهدافت فکر کن! ابلیس دوست دارد به هدفت فکر نکنی و فقط به سمتش حرکت کنی
هم باید هدف داشت، هم باید دربارۀ هدف اندیشید، هم باید به هدف عشق ورزید. و اگر کسی تا این حد به هدفش بها بدهد، هیچ&zwnj;وقت هدف بد انتخاب نمی&zwnj;کند. چون وقتی کمی به هدفش نگاه کند و ببیند هدف بد یا بی&zwnj;ارزشی است، آن را کنار می&zwnj;گذارد. مثلاً اگر کسی هدفش این باشد که &laquo;یک مدرک تحصیلی بگیرد تا مردم بگویند که عجب آدم موفقی هستی!&raquo; اگر کمی به این هدفش نگاه کند و به آن فکر کند، از این هدف و زندگی به&zwnj;خاطر این هدف، متنفر می&zwnj;شود.
به اهداف خودت فکر کن! ابلیس خیلی دوست دارد که &laquo;شما به اهدافت فکر نکنی و فقط به سمت اهدافت حرکت کنی.&raquo; لااقل گاهی اوقات از حرکت بایست و به آن هدفی که انتخاب کرده&zwnj;ای، نگاه کن! به آن هدفی که سرمایۀ عمرت را داری برایش می&zwnj;گذاری، نگاه کن! مثلاً ممکن است هدف کسی این باشد که به جایی برسد که هفتاد میلیون نفر، به فکر او باشند و مدام بگویند: &laquo;به به! آفرین به او...&raquo; آیا این هدف خوبی است؟! اگر یک&zwnj;مقدار به این هدف نگاه کند، از این هدف دلزده و متنفر خواهد شد. آیا انسان برای این اهداف کم آفریده شده است؟!
پیامبر(ص): برای هر کاری هدف داشته باش و الا از غافلین خواهی بود/ غافلین مثل چهارپایان بلکه بدتر از آنها هستند
برای اینکه به میزان اهمیت بحث-دربارۀ هدف- پی ببرید، به این حدیث نبوی توجه کنید که پیامبر اکرم(ص) به ابوذر(ره) می&zwnj;فرماید: برای هر حرکت و سکون خودت هدف تعیین کن و نیت داشته باش، حتی برای خوردن و خوابیدن. و الا اگر نیت نداشته باشی جزء غافلین خواهی بود. (یَا أَبَا ذَرٍّ لِیَکُنْ لَکَ فِی کُلِّ شَیْ&rlm;ءٍ نِیَّةٌ حَتَّى فِی النَّوْمِ وَ الْأَکْلِ؛ وسائل الشیعه/۱/۴۸) و (یَا أَبَا ذَرٍّ، هُمَّ بِالْحَسَنَةِ وَ إِنْ لَمْ تَعْمَلْهَا لِکَیْلَا تُکْتَبَ مِنَ الْغَافِلِین&rlm;؛ امالی طوسی/۵۳۶) و غافلین کسانی هستند که در قرآن کریم می&zwnj;فرماید: &laquo;أُوْلَـئِکَ کَالأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ&raquo; مانند چهارپایان بلکه بدتر از آنها هستند.(امام صادق(ع): فَلَا بُدَّ لِلْعَبْدِ مِنْ خَالِصِ&rlm; النِّیَّةِ فِی کُلِّ حَرَکَةٍ وَ سُکُونٍ إِذَا لَمْ یَکُنْ بِهَذَا الْمَعْنَى یَکُونُ غَافِلًا وَ الْغَافِلُونَ قَدْ ذَمَّهُمُ&rlm; اللَّهُ تَعَالَى فَقَالَ&rlm; إِنْ هُمْ إِلَّا کَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِیلًا وَ قَالَ&rlm; أُولئِکَ هُمُ الْغافِلُون؛ مصباح الشریعه/۵۳)
باید در سبک زندگی خودمان تجدید نظر کنیم؛ آیا عادت داریم اهدافمان را انتخاب و رتبه&zwnj;بندی کنیم؟
خیلی&zwnj;ها هدف&zwnj;دار نیستند و بدون هدف زندگی می&zwnj;کنند. باید در سبک زندگی خودمان تجدید نظر کنیم و ببینم &laquo;آیا عادت داریم، هدف انتخاب کنیم؟ اهداف خودمان را رتبه&zwnj;بندی کنیم؟ و اهدافی که انتخاب کرده&zwnj;ایم را ارزیابی کنیم؟&raquo; باید عادت کنیم که مدام از خودمان بپرسیم: &laquo;این کاری که انجام می&zwnj;دهم، با هدفی که انتخاب کرده&zwnj;ام، چه ارتباطی دارد؟&raquo; و الا اگر یک لحظه غفلت کنی، یک&zwnj;دفعه&zwnj;ای ده&zwnj;ها کار سر راه شما قرار می&zwnj;گیرد که ربطی به هدف شما ندارد.
کسی که زیاد به اهداف بلند زندگی&zwnj;اش نگاه نکند و کارهایش ربطی به اهداف بلندش نداشته باشد، زندگی&zwnj;اش خوش و خرّم نخواهد شد
زندگی کردن بدون نیت ، ولنگاری می&zwnj;آورد و در جریان زندگی آدم را نابود می&zwnj;کند. کسی که رها و بی&zwnj;هدف باشد، یا هدف داشته باشد اما به اهداف بلندش زیاد نگاه نکند و کارهایش ربطی به اهداف بلندش نداشته باشد، زندگی&zwnj;اش خوش و خرّم نخواهد شد؛ حتی منظور ما لذت بردن از همین زندگی مادی است. فعلاً با خدا و پیامبر و معاد هم کاری نداریم؛ فقط اگر انسان به هدف خودش درست نگاه کند، بعد از مدتی خواهد گفت: &laquo;این هدف&zwnj;هایی که من انتخاب کرده&zwnj;ام، به درد نمی&zwnj;خورد و مرا سیر نمی&zwnj;کند، من یک هدف برتر می&zwnj;خواهم&raquo; در این صورت خودش در به در به دنبال خدا-به عنوان هدف برتر- خواهد گشت. چنین کسی خودش به دنبال پیامبر خدا خواهد گشت؛ مثل سلمان فارسی.
دلیل برخی از بی&zwnj;دینی&zwnj;ها عدم ارائۀ اهداف عالی برای دینداری است/ هر کسی باید با تفکر پله پله اهدافش را بالاتر ببرد
دلیل برخی از بی&zwnj;دینی&zwnj;های افراد این است که دینداری با اهداف عالی به آنها پیشنهاد نشده، بلکه دینداری به&zwnj;خاطر اهداف کم اخلاقی به آنها پیشنهاد شده است. مثلاً به آنها گفته&zwnj;اند: &laquo;اگر به دیگران خوبی کنی، دیگران هم به تو خوبی می&zwnj;کنند&raquo; لذا آنها با این هدف کم، راضی نشده&zwnj;اند؛ چون واقعاً این هدف، راضی&zwnj;کننده نیست. اما وقتی به همین افراد، هدف بلندی مثل &laquo;لقاء الله&raquo; را پیشنهاد داده&zwnj;اند، آنها خوش&zwnj;شان آمده و بعد هم به درجات عالی قرب الی الله رسیده&zwnj;اند. یعنی آنها با اهداف کم راضی نشده&zwnj;اند اما وقتی هدف بلند به آنها ارائه شده، آنها پذیرفته&zwnj;اند و به سمت آن حرکت کرده&zwnj;اند
دوستان من! در زندگی خودتان اهداف سطح پایین انتخاب نکنید. البته هیچ کسی هم نباید برای دیگری، هدف تعیین کند یا به او هدف تحمیل کند، بلکه هر کسی باید با تفکر خودش، پله پله اهدافش را بالاتر ببرد.
پنج نکتۀ مهم درباره هدف/ هدفی که نمی&zwnj;شود با آن عشق&zwnj;بازی کرد را دور بیندازید
در ارتباط با هدف، چند نکتۀ مهم وجود دارد. اول اینکه باید در زندگی خودمان هدف &laquo;انتخاب&raquo; کنیم، دوم اینکه دربارۀ هدف خودمان و ارزش آن زیاد &laquo;فکر&raquo; کنیم. در این صورت خود به خود هدف ما ارتقاء پیدا خواهد کرد. سوم اینکه هر لحظه دربارۀ اینکه &laquo;آیا من با این رفتار، به هدف خودم نزدیک می&zwnj;شوم یا نه؟&raquo; زیاد بیندیشیم و اعمال&zwnj;مان را به خاطر اهداف&zwnj;مان انجام دهیم و عمل بی&zwnj;هدف انجام ندهیم. چهارم اینکه سعی کنیم این اتفاق کم کم برای ما بیفتد که به اهداف&zwnj;مان &laquo;عشق&raquo; بورزیم. البته باید هدفی انتخاب کنیم که بشود با آن عشق&zwnj;بازی کرد. هدفی را که نمی&zwnj;شود با آن عشق&zwnj;بازی کرد را دور بیندازید. مثلاً کسی که آخر هدفش این است که &laquo;دکتر بشود&raquo; آیا با این هدف می&zwnj;تواند عشق&zwnj;بازی کند؟! پنجمین نکته هم این است که &laquo;هدفی را انتخاب کنیم که بشود به آن رسید.&raquo;&nbsp;
بدون نجات جهان، نمی&zwnj;توان فقط یک قطعه خاک را آباد کرد/ قبل از اینکه برخی از کلمۀ &laquo;دهکدۀ جهانی&raquo; سوءاستفاده کنند، امام(ره)با تعابیر خود این را اعلام کرده بود
شاید در ابتدا به&zwnj;نظر برسد که بحث ما ارتباطی با سیاست ندارد، ولی این بحث کاملاً مرتبط با سیاست است. چقدر بیچاره هستند کسانی که هدف اندکی برای زندگی فردی خودشان دارند و چقدر بیچاره&zwnj;تر هستند کسانی که هدف&zwnj;های کمتری برای &laquo;جامعۀ&raquo; خودشان انتخاب می&zwnj;کنند؛ هدفی جز &laquo;مقدمه&zwnj;سازی برای ظهور مهدی فاطمه و نجات عالم&raquo;، در برنامه&zwnj;ریزی&zwnj;های سیاسی جامعه انتخاب می&zwnj;کنند. سیاسیونی که تمام همت&zwnj;شان صرفاً آبادانی یک کشور است، نمی&zwnj;فهمند که بدون نجات جهان، نمی&zwnj;توان فقط یک قطعه خاک را آباد کرد!
حضرت امام(ره) در همان سال&zwnj;های اول بعد از انقلاب می&zwnj;فرمود که امروز دیگر جهان این&zwnj;گونه نیست که بشود یک گوشه&zwnj;ای از آن را آباد کرد ولی یک گوشۀ دیگر خراب باقی بماند، چون همۀ مسائل جهان به هم ربط دارد(امروز مثل دیروز نیست. این عصر ما مثل عصرهاى سابق نیست که هر طایفه&rlm;اى در محل خودشان منافع خودشان را به&rlm; دست بیاورند امروز منافع همه کشورهاى اسلامى به هم پیوند [خورده&rlm;] است. منافع کشور اسلامى ایران با منافع کشور اسلامى سایر کشورها، اینها با هم پیوند دارند... امروز هر مسئله&rlm;اى در یک گوشه دنیا واقع بشود، مسئله دنیاست، نه مسئله همان جا؛ صحیفۀ امام/۱۳/ ۱۳۳و۱۳۴)
چندین سال قبل از اینکه خیلی&zwnj;ها بخواهند از کلمۀ &laquo;دهکدۀ جهانی&raquo; سوء استفاده کنند، حضرت امام(ره) با این سخنان خودش در واقع جهان را یک دهکده&zwnj;ای اعلام کرده بود و می&zwnj;فرمود که مسئولین جمهوری اسلامی باید بدانند هدف ما این نیست که فقط مملکت را آباد کنیم، بلکه هدف ما مقدمه&zwnj;سازی برای ظهور و نجات جهان بشریت است. (مسئولان ما باید بدانند که انقلاب ما محدود به ایران نیست. انقلاب مردم ایران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمدارى حضرت حجت- ارواحنا فداه- است که خداوند بر همه مسلمانان و جهانیان منت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد. مسائل اقتصادى و مادى اگر لحظه&rlm;اى مسئولین را از وظیفه&rlm;اى که بر عهده دارند منصرف کند، خطرى بزرگ و خیانتى سهمگین را به دنبال دارد. باید دولت جمهورى اسلامى تمامى سعى و توان خود را در اداره هر چه بهتر مردم بنماید، ولى این بدان معنا نیست که آنها را از اهداف عظیم انقلاب که ایجاد حکومت جهانى اسلام است منصرف کند؛ صحیفۀ امام/۲۱/۲۳۷)
شهدایی که برای جهان اسلام به شهادت می&zwnj;رسند، فی&zwnj;نفسه از حیث انتخاب هدف، مقام&zwnj;شان بالاتر از شهدایی است که برای میهن خودشان به شهادت می&zwnj;رسند. البته شهدای ما هم که برای میهن به شهادت رسیده&zwnj;اند، اگر در وصیتنامه&zwnj;های آنها نگاه کنید می&zwnj;بینید که اهدافشان بسیار عالی بوده است.
اگر سیاسیون سطح اهداف را پایین بیاورند، نمی&zwnj;توانیم فرزندمان را با اهداف بالا تربیت کنیم/ بدون نجات مردم منطقه، نمی&zwnj;توانیم به منافع ملی برسیم
نمی&zwnj;شود من در خانۀ خودم، فرزندم را طوری تربیت کنم که به او بگویم: &laquo;هدف خودت را لقاء الله و ظهور حضرت و نجات بشریت از ستم قرار بده&raquo; ولی این جوان من در جامعه&zwnj;ای زندگی کند که سیاسیونش بگویند: &laquo;هدف ما به چاردیواری خودمان محدود است&raquo; چرا که امیرالمؤمنین(ع) می&zwnj;فرماید: &laquo;مردم به امرای خودشان شبیه&zwnj;ترند تا به پدران خودشان؛ النَّاسُ بِأُمَرَائِهِمْ أَشْبَهُ مِنْهُمْ بِآبَائِهِم&raquo;(تحف&zwnj;العقول/ ۲۰۸) فرزند ما به سیاسیون جامعه بیشتر شبیه است تا به خودمان. لذا من نمی&zwnj;توانم فرزند خود را با آن اهداف بالا و عالی تربیت کنم؛ اگر سیاسیون سطح اهداف را پایین بیاورند.
هدف ما نجات بشریت است و نمی&zwnj;توانیم هدف را کم بگیریم، چون بدون برخی اهداف عالی اصلاً نمی&zwnj;شود به آن اهداف کم رسید. ما نمی&zwnj;توانیم بدون نجات مردم منطقه، به منافع ملی خودمان برسیم. ما باید یک گوشۀ چشمی هم به نجات مردم اروپا داشته باشیم تا بتوانیم منافع خودمان را تأمین کنیم.
بروید ببینید چه بودجه&zwnj;هایی برای نابودی جهان و فرهنگ مردم جهان دارند صرف می&zwnj;کنند؟! مثلاً ببینید بودجۀ فرهنگی یک سال فرانسه که دارد برای تأثیرگذاری در فرهنگ جهانیان خرج می&zwnj;کند-تا بتواند رونق اقتصادی داشته باشد- چقدر است؟ و بعد آن بودجه را با کل بودجۀ فرهنگی ما در جمهوری اسلامی مقایسه کنید. چرا این کار را دارند انجام می&zwnj;دهند؟ برای اینکه می&zwnj;دانند بدون دیگران نمی&zwnj;توانند زندگی کنند. یعنی آن کسی که ظلم می&zwnj;کند هم راه خودش را در تأثیرگذاری بر دیگران می&zwnj;بیند و آن کسی هم که می&zwnj;خواهد راحت و آباد زندگی کند و به حق خودش برسد، باز هم راهش در این است.
حضرت امام(ره) می&zwnj;فرمود: ای دریای بی&zwnj;کران انسان&zwnj;ها به&zwnj;پا خیزید(ای مسلمانان جهان، و ای مستضعفین بپاخاسته، و ای دریای بی&rlm;پایان انسانها، بپا خیزید؛ صحیفۀ امام/۱۱/۱۱۰) و این یک جملۀ بسیار برجسته در اطلاعیه&zwnj;های حضرت امام(ره) قبل از پیروزی انقلاب هم بود. ولی آن&zwnj;قدر بعد از انقلاب با این سخن حضرت امام(ره) جنگیدند که امروز بسیاری از جوانان ما حتی در حدّ یک شعار، با این سخن امام(ره) آشنا نیستند. آن همت بلند امام(ره) موجب می&zwnj;شد که خیلی چیزها را ببیند.
کاش در آموزش و پرورش و مهد کودک&zwnj;ها &laquo;راه&zwnj;های فکر کردن دربارۀ هدف&raquo; به بچه&zwnj;ها آموزش داده شود
اولاً ما باید هدف&zwnj;دار باشیم و ثانیاً باید مدام به هدف خودمان نگاه کنیم. اگر مدام به هدف خودمان نگاه کنیم و به آن فکر کنیم، این هدف ما رشد می&zwnj;کند. متاسفانه خیلی از ما حاضر نیستیم به هدف خودمان فکر کنیم. ای کاش در آموزش و پرورش و حتی در مهد کودک&zwnj;های ما &laquo;راه&zwnj;های فکر کردن&raquo; و &laquo;فکر کردن دربارۀ هدف&raquo; برای بچه&zwnj;های ما آموزش داده شود. اینها چیزهایی است که باید با آن زندگی کرد، یک توصیۀ دینی نیست که از آن عبور کنیم.
مهمترین عامل حرکت&zwnj;دهندۀ ما به سوی هدف، جاذبۀ خود هدف است/ در دهۀ محرم، بیایید هر روز نفس خود را محاسبه کنیم و به اهداف خود فکر کنیم
به کسانی که هدف عالی &laquo;قُرب&raquo; را برای خود انتخاب کرده&zwnj;اند عرض می&zwnj;کنم که مهمترین عامل حرکت&zwnj;دهندۀ ما به سوی هدف، جاذبۀ خود هدف است. خودِ هدف باید ما را به سمت خودش بکشد و دلِ ما را ببرد. به خود هدف نگاه کن، جاذبۀ هدف آن&zwnj;قدر بالاست که تو را به سمت خودش می&zwnj;کشد.
از این هدفی که انتخاب کرده&zwnj;ای-که ان&zwnj;شاء الله عالی&zwnj;ترین هدفی است که برای انسان قابل تصور است- عذرخواهی کن که زیاد به آن نگاه نکرده&zwnj;ای و نگذاشته&zwnj;ای مغناطیس آهن&zwnj;ربای این هدف، تو را جذب کند.
فرموده&zwnj;اند: &laquo;از ما نیست کسی که نفس خودش را هر روز محاسبه نکند؛ لَیْسَ مِنَّا مَنْ&rlm; لَمْ یُحَاسِبْ&rlm; نَفْسَهُ&rlm; فِی کُلِّ یَوْم&rlm;&raquo;(کافی/ج۲/ص۴۵۳) بیایید در این ده روز ماه محرم، هر روز نفس خودمان را محاسبه کنیم. از اول محرم شروع کنید، هر شب یک کاغذ بردارید، شروع کنید به محاسبۀ اهداف خود؛ به این فکر کنید که &laquo;هدف من از زندگی چیست؟&raquo; یا اینکه &laquo;من چند تا هدف دارم؟&raquo; و &laquo;آیا اهداف میانی من با آن هدف عالی من ربط دارند و آیا مرا به آن هدف می&zwnj;رسانند؟&raquo; باید این چیزها را برای خودمان محاسبه کنیم و الا از اهل&zwnj;بیت(ع) نخواهیم بود. 
&nbsp;
&nbsp;]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 02:06:24 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>چرا شمر سر امام حسین (ع) را از پشت (قفا) برید؟</title>
<link>https://rahimiali.loxblog.com/چرا-شمر-سر-امام-حسین-ع-را-از-پشت-قفا-برید-1</link>
<guid>https://rahimiali.loxblog.com/چرا-شمر-سر-امام-حسین-ع-را-از-پشت-قفا-برید-1</guid>

<description><![CDATA[
پاسخ اجمالی درباره این&zwnj;که چرا شمر گلوی مبارک امام حسین(ع) را از جلو نبرید با توجه به نقل&zwnj;هایی که برای چگونگی شهادت امام حسین(ع) وارد شده، می&zwnj;توان چند احتمال داد: ۱٫&nbsp;افراد دیگری -غیر از شمر- که می&zwnj;خواستند نزدیک امام حسین(ع) شوند و او را به شهادت برسانند، همین که امام به آنها نظری می&zwnj;افکند، تنشان می&zwnj;لرزید و شمشیر از دستشان می&zwnj;افتاد؛ برخی از مورّخان متأخّر و معاصر به نقل از ابومخنف گفته&zwnj;اند: &laquo;اولین شخصی که با شمشیر کشیده به سوی امام پیش تاخت، شبث بن ربعى بود. امام حسین(ع) به جانب او نظرى افکند. شبث را رعده&zwnj;اى گرفت و لرزید و شمشیر از دستش افتاد و &rlm;گفت: &laquo;معاذ اللّه که من خداى را ملاقات کنم و ذمه من مشغول به خون حسین باشد&raquo;.[۱]
چرا شمر سر امام حسین (ع) را از پشت (قفا) برید؟
پاسخ اجمالی درباره این&zwnj;که چرا شمر گلوی مبارک امام حسین(ع) را از جلو نبرید با توجه به نقل&zwnj;هایی که برای چگونگی شهادت امام حسین(ع) وارد شده، می&zwnj;توان چند احتمال داد: ۱٫&nbsp;افراد دیگری -غیر از شمر- که می&zwnj;خواستند نزدیک امام حسین(ع) شوند و او را به شهادت برسانند، همین که امام به آنها نظری می&zwnj;افکند، تنشان می&zwnj;لرزید و شمشیر از دستشان می&zwnj;افتاد؛ برخی از مورّخان متأخّر و معاصر به نقل از ابومخنف گفته&zwnj;اند: &laquo;اولین شخصی که با شمشیر کشیده به سوی امام پیش تاخت، شبث بن ربعى بود. امام حسین(ع) به جانب او نظرى افکند. شبث را رعده&zwnj;اى گرفت و لرزید و شمشیر از دستش افتاد و &rlm;گفت: &laquo;معاذ اللّه که من خداى را ملاقات کنم و ذمه من مشغول به خون حسین باشد&raquo;.[۱] همچنین در ادامه به نقل از ابو مخنف گفته&zwnj;اند: سنان بن أنس با شماتت و با عصبانیت رو به شبث کرد و گفت: &laquo;مادر بر تو بگرید و قوم تو تباه گردد! چرا از قتل او دست بازداشتى و روى برداشتی؟&raquo; شبث گفت: &laquo;چون چشم بگشود و مرا نظاره کرد، چشم&zwnj;هاى رسول خدا را دیدم. نیروى من برفت و اندامم بلرزید&raquo;. سنان گفت: &laquo;این شمشیر مرا ده که من از براى قتل او شایسته&zwnj;&zwnj;تر از تو هستم&raquo;. سنان شمشیر را برداشت و به سمت امام حسین(ع) رفت. هنگامی که نزدیک شد، رعدی عظیم او را فرا گرفت و سخت بترسید، چنان&zwnj;که شمشیر از دست او افتاد و گریخت. شمر او را سرزنش کرد و گفت: &laquo;چرا بگریختى؟&raquo; سنان گفت: &laquo;چون چشم به سوى من بگشود، شجاعت پدر او یادم آمد. پس گریختم&raquo;. خولى بن یزید اصبحى، تصمیم گرفت که سر مبارک امام(ع) را از تن دور کند. وى نیز چند قدمى برداشت و رعدتى او را گرفت و فرار کرد.[۲] شمر گفت: &laquo;چه مردم ترسویی هستید! هیچ&zwnj;کس سزاوارتر از من نیست در قتل او&raquo;. سپس شمشیر گرفت و بر سینه حسین(ع) نشست. [۳] در برخی منابع جزئیات این حادثه بیان نشده، بلکه تنها به ترس و لرزش این افراد از هیبت و عظمت امام حسین(ع) اشاره شده است.[۴] بنابر این، اصل ترس افرادی مانند سنان بن انس پذیرفتنی است.[۵] شاید با توجه به این جریانات، برای این&zwnj;که شمر ملعون به عاقبت این افراد دچار نشود، سر امام حسین(ع) را از پشت برید تا چشم او به چشم امام حسین(ع) نیفتد. ۲٫&nbsp;علامه مجلسی می&zwnj;نویسد: در بعضى از کتاب&zwnj;های معتبر از طبری و او از طاوس یمانى نقل کرده است: &laquo;&hellip;پیامبر اسلام(ص) پیشانی و گلوى امام حسین(ع) را زیاد می&zwnj;بوسید&raquo;.[۶] همچنین به نقل از کتاب &laquo;معدن البکاء فی مقتل سید الشهداء&raquo;[۷] آمده است:&nbsp;شمر خواست سر امام حسین(ع) را از گلو جدا کند، ولى شمشیرش نبرید، امام حسین(ع) فرمود: &laquo;واى بر تو! آیا می&zwnj;پندارى شمشیر تو جایى را که رسول خدا(ص) بر آن فراوان&rlm; بوسه زد می&zwnj;برد&raquo;؟! شمر (برآشفت و) آن&zwnj;حضرت(ع) را به رو افکند و سر مطهرش را از قفا جدا کرد.[۸] ولی این بخش از سخن امام حسین(ع) که &laquo;آیا می&zwnj;پندارى شمشیر تو جایى را که رسول خدا(ص) بر آن فراوان&rlm; بوسه زد می&zwnj;برد&raquo;، پیش از شهادت و هنگام نشستن شمر بر سینه امام حسین(ع)، در منابع و مقاتل معتبر[۹] ذکر نشده است. به هر حال، با فرض پذیرش این نقل؛ چون گلوی امام حسین(ع) مکان بوسه پیامبر اسلام(ص) بوده، شمر سر امام حسین(ع) را از پشت برید. به هر حال، نمی&zwnj;توان به طور قطعی گفت: علت اصلی بریدن سر امام حسین(ع) از قفا همان است که در برخی کتاب&zwnj;ها نوشته شده است؛ زیرا بخش&zwnj;هایی از نقل&zwnj;های ذکر شده، در مقاتل و منابع تاریخی مربوط به نهضت و قیام امام حسین(ع) نیامده است، به همین جهت؛ نمی&zwnj;توان میان علت بریده شدن سر امام حسین(ع) از قفا با این نقل&zwnj;های متفاوت ارتباط برقرار کرد و یک نتیجه قطعی گرفت و موارد یاد شده را تنها یک احتمال است. ================================= [۱]. قندوزی، سلیمان بن ابراهیم&rlm;، ینابیع المودة لذو القربى&rlm;، ج ۳، ص ۸۲، نشر اسوه، قم، چاپ دوم، ۱۴۲۲ق؛ لبیب بیضون، موسوعة کربلاء، ج ۲، ص ۱۷۷، مؤسسة الاعلمى&rlm;، بیروت، چاپ اول، ۱۴۲۷ق. [۲]. همان، ص ۸۲ &ndash; ۸۳٫ [۳]. همان.]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 02:06:24 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>اعمال و مستحبات روزانه</title>
<link>https://rahimiali.loxblog.com/اعمال-و-مستحبات-روزانه</link>
<guid>https://rahimiali.loxblog.com/اعمال-و-مستحبات-روزانه</guid>

<description><![CDATA[
برنامه ي روزانه : برنامه ي شبانه روز يك مسلمان، به طور خلاصه ذكر مي شود : 1- خواندن نماز واجب . پيامبر اكرم صلّي الله عليه و آله و سلّم مي فرمايند : كسي كه به نمازهايش بي توجّه باشد، از من نيست و به خدا سوگند روز قيامت ، بر من وارد نمي شود. 2- خواندن نمازهاي مستحب . نمازهاي مستحبّي زيادند و آنها را نافله گويند و بين نمازهاي مستحبّي به خواندن نافله هاي شبانه روز، بيشتر سفارش شده است و دستور خواندن آنها چنين است : أ- نافله ي نماز ظهر ، كه هشت ركعت است و قبل از نماز ظهر خوانده مي شود. ب- نافله ي نماز عصر ، كه هشت ركعت است و قبل از نماز عصر خوانده مي شود. ج- نافله ي نماز مغرب ، كه چهار ركعت است و بعد از نماز مغرب خوانده مي شود. د- نافله ي نماز عشاء ، كه دو ركعت است و بعد از نماز عشاء و به صورت نشسته خوانده مي شود. ه- نافله ي نماز صبح ، كه دو ركعت است و قبل از نماز صبح خوانده مي شود. و- در روز جمعه ، به هر يك از نافله هاي نماز ظهر و عصر، دو ركعت اضافه مي شود. شايان ذكر است كه اين نمازها به صورت دو ركعتي ، مانند نماز صبح خوانده مي شوند.
اعمال و مستحبات روزانه
برنامه ي روزانه : برنامه ي شبانه روز يك مسلمان، به طور خلاصه ذكر مي شود : 1- خواندن نماز واجب . پيامبر اكرم صلّي الله عليه و آله و سلّم مي فرمايند : كسي كه به نمازهايش بي توجّه باشد، از من نيست و به خدا سوگند روز قيامت ، بر من وارد نمي شود. 2- خواندن نمازهاي مستحب . نمازهاي مستحبّي زيادند و آنها را نافله گويند و بين نمازهاي مستحبّي به خواندن نافله هاي شبانه روز، بيشتر سفارش شده است و دستور خواندن آنها چنين است : أ- نافله ي نماز ظهر ، كه هشت ركعت است و قبل از نماز ظهر خوانده مي شود. ب- نافله ي نماز عصر ، كه هشت ركعت است و قبل از نماز عصر خوانده مي شود. ج- نافله ي نماز مغرب ، كه چهار ركعت است و بعد از نماز مغرب خوانده مي شود. د- نافله ي نماز عشاء ، كه دو ركعت است و بعد از نماز عشاء و به صورت نشسته خوانده مي شود. ه- نافله ي نماز صبح ، كه دو ركعت است و قبل از نماز صبح خوانده مي شود. و- در روز جمعه ، به هر يك از نافله هاي نماز ظهر و عصر، دو ركعت اضافه مي شود. شايان ذكر است كه اين نمازها به صورت دو ركعتي ، مانند نماز صبح خوانده مي شوند. 3- گفتن تسبيحات حضرت زهرا عليها السّلام بعد از هر نماز . در روايتي از امام صادق عليه السّلام نقل شده است : تسبيح (حضرت) فاطمه عليها السّلام بعد از هر نماز، از هزار ركعت نماز، نزد من محبوب تر است . اين تسبيح عبارت است از : گفتن 34 مرتبه الله اكبر، 33 مرتبه الحمدلله و 33 مرتبه سبحان الله . 4- خواندن تعقيبات مخصوص بعد از هر نماز . اين تعقيبات در اوايل کتاب مفاتيح الجنان آمده است . 5 . نخوابيدن بين طلوع فجر و طلوع آفتاب . ابو حمزه ثمالي رحمه الله از امام سجّاد عليه السّلام در باره ي خواب بين طلوع فجر و طلوع آفتاب چنين نقل مي كند : من خوابيدن در اين ساعات را دوست ندارم ؛ زيرا خداوند، رزق و روزي بندگان را در اين ساعات تقسيم مي كند، و به دست ما جاري مي شود. 6 . قرآن خواندن . امام صادق عليه السّلام فرمودند : قرآن عهد و پيمان خداوند است با بندگان . بر مسلمان است كه در اين عهد، نظر كند و هر روز، پنجاه آيه از آن را تلاوت كند. چه زيباست كه مسلمان، هر صبح خانه اش را با تلاوت كتاب الهي منوّر گرداند و بركت را به منزلش فرود آورد. 7 . ذكرهاي صبح و شام : أ-گفتن ده مرتبه : سبحان الله و الحمدلله و لا اله الاّ الله و الله اكبر. ب- گفتن ده مرتبه قبل از طلوع و غروب خورشيد : اعوذ بالله السّميع العليم من همزات الشّياطين ، و اعوذ بالله من ان يحضرون انّ الله هو السّميع العليم . 8- خواندن زيارت امام زمان عجّل الله تعالي فرجه الشّريف در هر صبح : اللّهمّ بلّغ مولاي صاحب الزّمان صلوات الله عليه عن جميع المؤمنين و المؤمنات في مشارق الارض و مغاربها و برّها و بحرها و سهلها و جبلها حيّهم و ميّتهم ... . 9- صدقه دادن . امام صادق عليه السّلام فرمودند : هر كس صبح صدقه بدهد خداوند نحسي آن روز را از او بر طرف مي كند. در روايت ديگري آمده است : صبح زود صدقه دهيد كه بلاها از آن عبور نمي كند. 10- انديشه و تلاش براي رفع گرفتاري هاي اجتماعي . رسول اكرم صلّي الله عليه و آله و سلّم فرمودند : هر كه صبح برخيزد و به امور مسلمانان اهتمام نورزد و در انديشه آنان نباشد، مسلمان نيست . و نيز از ايشان نقل شده كه فرمودند : بر مسلمانان لازم است كه هر روز صدقه اي بپردازند. بعضي اعتراض كردند كه اين تونايي براي همه نيست . فرمودند : برداشتن مانع ، از معابر عمومي صدقه است ؛ راه به كسي نشان دادن ، صدقه است ؛ عيادت بيمار، صدقه است . 11- خواندن زيارت عاشورا . امام باقر عليه السّلام بعد از تعليم اين زيارت به علقمه فرمود : اگر مي تواني هر روز، امام حسين عليه السّلام را با اين جملات زيارت نما. 12- رعايت اعتدال در خوردن و پرهيز از پر خوري . سقراط بسيار كم خوراك بود. يكي از فلاسفه به او نوشت : تو عقيده داري كه بر هر جانداري بايد ترحّم كرد، خودت يكي از جانداراني و بر خود ترحّم نمي كني . سقراط در جواب به او نوشت : من مي خورم تا زنده بمانم ؛ ولي تو زنده مي ماني تا بخوري ! از اميرالمؤمنين عليه السّلام نقل شده است كه فرمودند : كسي كه در خوردن ميانه روي كند، سلامتش افزون و انديشه اش صالح خواهد بود. 13- هميشه با وضو بودن . پيامبر گرامي صلّي الله عليه و آله و سلّم چنين سفارش فرمودند : زياد با طهارت باش، تا عمرت طولاني گردد، و اگر توانستي در تمام شب و روز با طهارت باشي، چنين كن ؛ زيرا اگر با طهارت بميري، شهيدي . 14- رعايت آداب خوابيدن . الف- محاسبه . امام صادق عليه السّلام فرمودند: هنگامي كه به بستر مي روي ، نگاه كن و ببين كه در روز، چه به دست آوردي و به ياد آور كه خواهي مرد و معاد و قيامتي هست . پيامبر صلّي الله عليه و آله و سلّم فرمودند : از ما نيست آن كه در هر روز، خود را حسابرسي نكند. ب- شستن دست و صورت قبل از خواب . پيامبر صلّي الله عليه و آله و سلّم فرمودند : در حالي كه دست هايتان آلوده به چربي است، شب نخوابيد؛ و گرنه اگر ناراحتي اي به شما رسيد، خود را ملامت كنيد. ج- با وضو خوابيدن . امام صادق عليه السّلام چنين فرمودند : هر كه با وضو به بستر رود، بسترش مسجد اوست . در روايت ديگر آمده است : آن كه با وضو مي خوابد، گويا شب را به بندگي خدا احيا نموده است . د- تخلّي پيش از خوابيدن . حضرت امير عليه السّلام به امام حسين عليه السّلام اين سفارش &zwj; را فرمودند تا به طبيب نيازمند نگردد. ه - مسواك زدن . پيامبر اكرم صلّي الله عليه و آله و سلّم، هنگام خواب مسواك مي زدند. در روايتي ديگر آمده است كه پيامبر صلّي الله عليه و آله و سلّم هنگام خواب ، مسواك را بالاي سر خود مي گذاشتند ، تا وقتي از خواب برخواستند ، اوّل مسواك بزنند. و- خواندن سوره اخلاص و تكاثر هنگام خواب . 15- سحر خيزي و تهجّد . بهترين ساعات براي نيايش و تصفيه ي دل، سحر است . هر كه شب پر بارتري داشته باشد، روزش پر ثمرتر است ، و آن كه از اين فيض محروم باشد، مانند درخت بي ريشه است ؛ زيرا خداوند مي فرمايد : اِنَّ نَاشِئَهَ اللَيلِ هِي اَشَدُّ وَطئاً وَ اَقوَمُ قِيلاً ؛ قطعاً برخواستن شب ، رنجش بيشتر و گفتار در آن هنگام راستين تر است . نماز شب بهترين شاهد اخلاص و صفاي قلب و دعوي صدق ايمان است . سيره پرهيزگاران و نيكان نيز بر اين بوده است كه : كَانوُا قَلِيلاً مِنَ اللّيلِ مَا يَهجَعوُنَ . وَ بِالاَسحَارِ هُم يَستَغفِرُونَ ؛ مقدار كمي از شب را مي خوابند، و از خداوند در سحرگاه، طلب مغفرت مي كنند. در مناجاتي خداوند به حضرت موسي عليه السّلام فرمود : دروغ مي گويد آن كه گمان مي كند من را دوست دارد، ولي چون شب شود، خواب جايگزين راز و نياز او مي گردد. در روايتي ديگر آمده است كه شخصي خدمت اميرالمؤمنين عليه السّلام آمد و عرض كرد : موفّق نمي شوم نماز شب بخوانم . حضرت فرمود: گناهانت تو را به بند كشيده اند.
برگرفته از کتاب تقويم عبادي، نوشته آقاي مهدي مهريزي . اين نوشته اندکي با متن کتاب از نظر ادبيات نوشتاري تفاوت دارد.]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 02:06:24 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>آخرین مرحله از مراحل سیر و سلوک معنوی انسان</title>
<link>https://rahimiali.loxblog.com/آخرین-مرحله-از-مراحل-سیر-و-سلوک-معنوی-انسان</link>
<guid>https://rahimiali.loxblog.com/آخرین-مرحله-از-مراحل-سیر-و-سلوک-معنوی-انسان</guid>

<description><![CDATA[
آخرین منزل رشد انسان این است که او به جایی برسد که همه ی حقایق عالم را به صورت حکمت نظری درک نماید؛ اگر به چنین مرتبه ای رسید آنگاه او در منزلت رفیع ترین انسان ها قرار گرفته است. در علم اخلاق کمال نهایی، دست یابی به صفات نیکو و پاک شدن از اخلاق ناپسند و رسیدن به اخلاق الهی است. در عرفان، کمال سیری است در مراحل توحید؛ از توحید افعالی تا توحید ذات. انسان باید به جایی برسد که حجاب ها از قلب و دیده ی او کنار رود و دریابد که خدا همه چیز است. در قدم اول انسان در می یابد که همه ی کارها به خدا منصوب است، یعنی لاحول ولا قوه الا بالله ... اندکی جلوتر به توحید صفات و اسماء می رسد و درنهایت به توحید ذات دست می یابد و درمی یابد که لا اله الالله، یعنی هرچه هست اوست.
آخرین مرحله از مراحل سیر و سلوک معنوی انسان
آخرین منزل رشد انسان این است که او به جایی برسد که همه ی حقایق عالم را به صورت حکمت نظری درک نماید؛ اگر به چنین مرتبه ای رسید آنگاه او در منزلت رفیع ترین انسان ها قرار گرفته است. در علم اخلاق کمال نهایی، دست یابی به صفات نیکو و پاک شدن از اخلاق ناپسند و رسیدن به اخلاق الهی است. در عرفان، کمال سیری است در مراحل توحید؛ از توحید افعالی تا توحید ذات. انسان باید به جایی برسد که حجاب ها از قلب و دیده ی او کنار رود و دریابد که خدا همه چیز است. در قدم اول انسان در می یابد که همه ی کارها به خدا منصوب است، یعنی لاحول ولا قوه الا بالله ... اندکی جلوتر به توحید صفات و اسماء می رسد و درنهایت به توحید ذات دست می یابد و درمی یابد که لا اله الالله، یعنی هرچه هست اوست.
رضایت؛ بالاترین مقام
بالاترین درجه و مقصد اصلی انسان رسیدن به مقام رضاست. در ذیل زیارت جامعه ی امیرالمومنین دعای بسیار زیبایی وجود دارد و یکی از فرازهای آن این است: الرضا لقضاءک و قدرک ... خدایا رضایت به قضا و تقدیر خودت را بزرگ ترین و دورترین هدف من قرار ده، یعنی نهایت وجود انسان به مقام رضا ختم شود. در کتاب کافی در بخش ایمان و کفر روایاتی به این مضمون آمده است: اعلاء درجه الزهد و اعلا درجه الیقین ادنی درجه الزهد و در بعضی روایات دیگر آمده اَعْلَى دَرَجَةِ الزُّهْدِ أَدْنَى دَرَجَةِ الْوَرَعِ وَ أَعْلَى دَرَجَةِ الْوَرَعِ أَدْنَى دَرَجَةِ الْيَقِينِ وَ أَعْلَى دَرَجَةِ الْيَقِينِ أَدْنَى دَرَجَةِ الرِّضَا[1] بالاترین مقام رضاست. انسان پس از زهد و فراغت از امور دنیا آماده ی رسیدن به مقام یقین می گردد. تمام شک های ما ناشی از تعلقات دنیایی است و این شک ها با برهان و استدلال رفع نمی شوند. فلسفه یقین نمی آورد، بلکه یقین با رفع تعلق از بین می رود. حجاب ها و تعلقات مانع رسیدن به مقام یقین است. پس بالاترین درجه ی زهد یقین است. اگر انسان به مرحله ی یقین رسید می تواند به مرحله ی رضا دست یابد.
اثرات مقام رضا و یقین
اگر کسی به رضا و یقین رسید باید این اثرات در او ظاهر شود. در کتاب کافی آمده است: ان الله تعالی جعل بعدله و القسط الروح و راحه فی الیقین و الرضا و الهم و الغم باشکوالصحه... خدای متعال ترسیمی عادلانه فرموده است. اگر کسی به مقام رضا برسد خدای متعال به او روح و راحتی عطا می کند. نتیجه ی یقین و رضا این است که انسان احساس نماید زمام تمام هستی به دست خداست. رضایت در انسان راحتی و نشاط ایجاد می کند؛ زیرا انسان می داند خدا ضامن کارهای اوست و همه ی کارها نیز در دست خدا است. در این مرحله انسان تنها با تقدیر خود به نشاط نمی رسد، بلکه از مشاهده ی تقدیر سراسر هستی لذت می برد. اگر رضا به درجات بالاتر برسد انسان در متن سنگین ترین آزمایش که خدای متعال برای او رقم می زند هیجان زده و خوشحال خواهد شد؛ به عبارت دیگر در کار خدا تنها زیبایی می بیند و می تواند زیبایی کار او را درک نماید.
عاشورا؛ سنگین ترین آزمایش تاریخ
عاشورا تجلی رضایت به قضای الهی در بالاترین مرتبه است. عاشورا تولی، تسلیم، وفا و تصدیق ولایت ولی خدا است؛ این عمیق ترین و سطحی ترین لایه ی عاشورا است. از یک سو رضا به قضای الهی و وفا به او و از سوی دیگر نیز اوج طغیان در برابر یکدیگرند. عاشورا سنگین ترین بلای تاریخ است و بلایی بزرگ تر از آن وجود ندارد. صاحب این بلا نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است و خدا قبلا میثاق این بلا را از پیامبر، امیرالمومنین و فاطمه ی زهرا گرفته که این فرزند دارای چنین بلایی است و آنها نیز میثاق داده اند و سپس خدا این فرزند را به آنها عطا کرده است.
عبودیت امام حسین علیه السلام
عمیق ترین لایه ی عاشورا رابطه ی باطنی ولی خدا با خدای متعال است. نتیجه ی عبودیت امام حسین علیه السلام رسیدن به مقام قرب و شفاعت همه ی عوالم حتی شفاعت نسبت به انبیای اولوا العزم است. از سوی دیگر خدای متعال دست او را می گیرد و این عبودیت و بندگی، دست گیری ازهمه ی عوالم در طول تاریخ است. کسی جز نبی اکرم و اهل بیت نمی تواند وسعت عظمت و بلای سید الشهدا را درک نماید و ما تنها از این واقعه صحبت می کنیم ( لقد عظمه الرزیه و جلت و عظمه المصیبه بک علینا و علی جمیع اهل الاسلام و جلت و عظمت مصیبتک بالسماوات علی جمیع اهل السماوات )[2] .
جریان شعر محتشم
محتشم می گوید:

در بارگاه قدس که جای ملال نیستسرهای قدسیان همه بر زانوی غم است

محتشم شاعر موفقی بود، ولی در رثای سیدالشهدا شعری نداشت. نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم را در خواب دید و ایشان فرمودند که چرا برای فرزند من شعر نمی گویی؟ عرض کرد یا رسول الله من در این زمینه گامی برنداشته ام و موفق نیستم. حضرت فرمودند این گونه بگو که: باز این چه شورش است که در خلق عالم است . محتشم از خواب برخاست و ترجیع بند را گفت تا به اینجا رسید: گر چه از بری زاده شد ذات ذوالجلال. قلم را بر زمین گذاشت و دید این سخن کفر و شرک است، آنگاه گریه نمود. دوباره خواب دید و گفتند این گونه بگو : دردل است و در هیچ دلی نیست قرار (َ أَنَّ قَلْبَ الْمُؤْمِنِ عَرْشُ الرَّحْمَنِ[3]) مانند این است که می خواهد بگوید خدای متعال نیز غصه دار است. باطن حادثه بر احدی گشودنی نیست.
تفسیر آیه ی کهیعص
از امام زمان علیه السلام در تفسیر آیه ی کهیعص نقل شده که ایشان فرمودند: وقتی جبرئیل اسماء پنج تن را برای زکریا بیان کرد و او به آنها متوسل شد به حضرت جبرئیل عرض کرد وقتی نام این چهار نفر را می برم قلبم شاد می شود، اما زمانی که به پنجمی می رسم غصه دار می شوم، دلیل این مسئله چیست؟ جبرئیل این پنج حرف را برای زکریا بیان کرد، یعنی مصیبت سیدالشهدا خوانده شد (کاف ها یا عین صاد). کربلا هدایت، عطش، یقین، صبر و همین پنج حرف است. زکریا سه روز در را به روی خودش بست و با احدی صحبت نکرد و مشغول عزاداری بود.
پذیرش میثاق عاشورا توسط امام حسین علیه السلام در عالم ذر
عاشورا مسئله ای است بین خدا و ولیش و میثاقی است که خدای متعال از ولیش گرفته و حضرت سیدالشهدا این میثاق را به ظهور رسانده اند. خدا سنگین ترین میثاق را گرفته و حضرت در بطن سنگین ترین ابتلائات است. امام با کمال اختیار آمده و این شان تنها متعلق به اولیای خداست. انسان، اهل بلاخواهی و تحمل بلا نیست. اولیای خدا به این دلیل به استقبال بلا می روند که بلا بهترین نردبان سلوک انسان و بهترین وسیله برای تقرب به خداست. آنها توان تحمل بلا را دارند و در برابر سنگین ترین ابتلائات ذره ای سستی از خود بروز نمی دهند. سیدالشهدا میثاق سنگین ترین بلا را بر عهده گرفتند. در عالم ذر احدی جرات نکرد این مسئولیت را بپذیرد و تنها سیدالشهدا آن را پذیرفت و در صحنه ی عاشورا به این میثاق وفا کرد.
عبودیت امام حسین علیه السلام عبودیت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم است
عمیق ترین لایه ی عاشورا وفا به میثاق با خدای متعال و رضایت به قضای الهی و اوج عبودیت خدای متعال است. از یک سو شیطان تمام شیطنت خود را در برابر خدا بروز و ظهور داده و از سوی دیگر بزرگ ترین عبادت ها، بندگی ها، محبت ها، خشوع ها و خضوع ها تجلی پیدا کرده است. شاید بتوان گفت عاشورا بزرگ ترین عبادت نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است و شاید معنای (حسین منی و انا من حسین) نیز همین باشد. عبادت سیدالشهدا وابسته به نبی اکرم است و این عبودیت از نبی اکرم سرچشمه می گیرد. همه ی عبودیت ها نتیجه ی عبادت سیدالشهدا است و واسطه ی شفاعت و دلیل تحقق همه ی عبادت ها ایشان است. هیچ عبادتی محقق نمی شود، مگر به واسطه ی شفاعتی که حاصل این عبادت است. سیدالشهدا علیه السلام که دلیل همه ی عبادت هاست خود محصول دامان نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و امیرالمومنین علیه السلام و فاطمه ی زهرا علیها السلام است. حقیقت عبودیت از دامان نبی اکرم به همه ی عوالم جاری می گردد. سبحان الذی اسری بعبده لیلا من المسجدالحرام الی المسجدالاقصا. این بالاترین درجه ی عبودیت مطلقه است که از دامان نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است.
تلاش ابلیس در عاشورا
ابلیس آنچه در توان داشته در روز عاشورا به صحنه آورده و تلاش کرده تا کم ترین نقطه ی ضعفی را از سیدالشهدا بگیرد. ابلیس پس از هبوط چند دعای مستجاب داشته و یکی از آنها برای روز عاشوراست. وقتی سیدالشهدا مجروح، تشنه و خسته در گودی قتلگاه بود و خورشید بر حضرت می تابید شیطان آمد و عرض کرد خدایا خورشید را بتابان تا شاید سیدالشهدا یک آه بگوید. وقتی خورشید تابید (نقل شاذی است) جبرئیل حایل شد، حضرت فرمودند: جبرئیل چرا حایل شدی؟ کنار برو. بزرگ ترین عبادتها اینجاست.
امام حسین خود را بدهکار و محتاج به خدا می داند
امام حسین علیه السلام میثاق داده و پای این میثاق ایستاده و به آن وفا کرده و مهم تر این که خود را به خدا بدهکار می داند. اگر خدا این بار را بر دوش کسانی که ادعای وصال و حب و عشق می کنند می نهاد همگی ناراحت می شدند، اما امام حسین علیه السلام گله مندی نکرد و هر چه به ظهر عاشورا نزدیک تر می شویم چهره ی حضرت برافروخته تر می شود و در گودی قتلگاه خود را بدهکار و محتاج می داند. الهی رضا بقضائک تسلیما لامرک لا معبودا سواک یا غیاث المستغیثین ای فریاد رس بیچارگان، دست مرا بگیر. صفوف ملائکه از خدا اجازه می خواهند تا مانع این مصیبت بزرگ شوند، ولی سیدالشهدا علیه السلام در گودی قتلگاه آرام می گیرد و مخاطب به خطاب یا ایتها النفس المطمئنه می گردد. در روایات آمده بعد از ظهر عاشورا ندا آمد اگر بخواهید همه را بر می گردانیم و اندکی از مقام تو کم نخواهد شد، حضرت عرضه داشت نه !
فرار دشمن از مقابله با امام
در روز عاشورا سیدالشهدا به گونه ای به لشکر دشمن حمله می نمود که یک بیابان لشکر به طرف کوفه فرار کردند. تعبیر مقاتل این است که مثل روباهی که از مقابل شیر فرار می کند همه از مقابل امام می گریختند. عمر سعد دستور داد تک به تک با او نجنگید و دسته جمعی به او هجوم ببرید، اما زمانی که حضرت ذوالفقار را به دست گرفت و رجز می خواند و حمله می نمود همه فرار می کردند.
وفاداری اصحاب امام حسین علیه السلام
امام دلیرانه می جنگید، اما احساس کرد خورشید در حال غروب و فرصت رو به اتمام است. این صحنه اوج رضایت به قضای الهی و محبت به خدای متعال است. صحنه ی دیگر وفا به ولی خداست که امام می فرمایند: انی لا اعلم اصحابا اولا و لا .... و لا اهل بیت اوصل. در هیچ صحنه ای به اندازه ی عاشورا وفا به ولی خدا تجلی پیدا نکرده است. امام بیعت خود را از اصحاب برداشتند، اما اصحاب سیدالشهدا برای ماندن التماس می کردند و در آن فتنه ی تاریکِ تاریخ سیدالشهدا را تنها نگذاشتند و مانند دیگران برای نیامدن بهانه ای نتراشیدند. ابن عباس ها و کسانی که سیدالشهدا را بر دوش پیامبر دیده بودند و شنیده بودند: الحسن والحسین سیدی شباب اهل الجنه نیامده بودند. آنهایی که شنیده بودند: احب الله من احب الحسین نیامده بودند و فتنه سنگین بود. در شب عاشورا سیدالشهدا بیعت را از آنها برداشتند و فرمودند اگر بمانید حتما کشته می شوید. اگر شما بمانید من کشته می شوم و اگر نمانید نیز من کشته می شوم و ماندن شما چیزی را تغییر نخواهد داد. ظاهرا ماندن آنها موجب نمی شود که سیدالشهدا کشته نشود، ولی در شب عاشورا به حضرت فرمودند: اگر شما را رها کنیم به کجا برویم و در عاشورا بذلوا مهجهم دون الحسین علیه السلام جانشان را پیش روی امام حسین تقدیم نمودند. در صحنه ی عاشورا سی هزار نفر در یک سو و حداکثر دویست نفر در سوی دیگر میدان هستند. هنگام صبح عمر سعد جنگ را با تیرباران عمومی آغاز کرد. تیر در کمان گذاشت و لشکر را گواه گرفت که پیش امیر شهادت بدهید اولین کسی که تیر به خیمه ی سیدالشهدا پرتاب کرد من بودم، لذا با تیر باران عمومی جنگ آغاز شد.

[1] . الکافی، ثقه الاسلام کفعمی، 2 / 62 ، باب الرضا بالقضاء ... ص60
[2] . مفاتیح الجنان ، شیخ عباس قمی رحمه الله علیه
[3] . بحار الانوار، علامه مجلسی، 55/ 39 ، باب59، الحجب و الاستار و السرادقات ... ص 39
&nbsp;]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 02:06:24 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>بازخوانی مواضع فراموش نشدنی سردار همدانی:</title>
<link>https://rahimiali.loxblog.com/بازخوانی-مواضع-فراموش-نشدنی-سردار-همدانی</link>
<guid>https://rahimiali.loxblog.com/بازخوانی-مواضع-فراموش-نشدنی-سردار-همدانی</guid>

<description><![CDATA[
مگر می شود با آمریکایی ها قدم بزنیم و انتظار داشته باشیم شهدا شفاعتمان کنند؟ شهدا این افراد را محاکمه خواهند کرد/ امروز تمام ابرقدرتی دشمن شکسته شده اما با یک سری کارها دارند این را به دشمن باز می گردانند
سردار همدانی مسئولين را مورد خطاب قرار داد و گفت: بايد از مسئولين سوال كنيم كه اگر ما مشكل ارزي داريم چرا ماشين هاي ميلياردي و امكانات لوكس وارد كشور مي شوند؟
تاریخ اگر همانطور که رخ داده است ثبت نشود، هر لحظه امکان تحریف آن می رود چنانچه سال ۸۸ شعارهای جریان &laquo;نه غزه، نه لبنان&raquo; در راستای مصادره شهدای بزرگی چون همت و باکری نشان از آن داشت که اگر به موقع مواضع و اقدامات بزرگ مردی چون همت در لبنان در حافظه بلند مدت ملت باقی می ماند، هیچ گاه این جریان نمی توانست شیرمردی &nbsp;که مدتها جانش را در لبنان مقابل دشمن به خطر انداخته بود، به سود خود مصادره کند!
&nbsp;
امروز نیز دیگر سردار رشید اسلام حسین همدانی در میان ما نیست، او هم به جمع یارانش پیوست و در راستای دفاع از حرم اهل بیت در سرزمین شام و مبارزه با داعش، جانش را تقدیم خدای خود کرد اما مواضع تاریخی این شهید بزرگوار در برهه های مختلف از جمله نکاتی است که باید در تاریخ بارها و بارها تکرار شود تا در آینده ای نه چندان دور، همصدایان امروز با داعش که از شهدات وی خوشحالند، حتی فکر مصادره آن را نیز به فکر نبرند چرا که این شهید مواضعی دارد که نسبتش را با جریان های التقاطی، لیبرال و تکنوکرات به خوبی مشخص کرده است.
&nbsp;
سردار شهيد، حسين همداني، اسفندماه گذشته در يادواره شهداي مخابرات سپاه محمد رسول الله (ص) كه در لانه جاسوسي سابق آمريكا برگزار شد سخنان مهمی را بیان کرده که متن کامل آن بازنشر می شود:
&nbsp;
&nbsp;
تاریخ می گوید ملت هایی بودند که در رفاه بودند ولی گذشته را فراموش کردند و گمراه شدند
&nbsp;
سردار همدانی در ابتدای این جلسه گفت: در روايات و كتاب آسماني ما گفته شده است كه از گذشته درس بگيريد، خطاب به ما مي گويد كه ملت هايي بودند كه موحد بوده و در رفاه كامل بودند ولي گذشته را فراموش كرده و گمراه شدند. وقتي انقلاب اسلامي به پيروزي رسيد و ما يك رژيم ۲۵۰۰ ساله را به تاريخ سپرديم و نظام ديني حاكم شد همه آرزو داشتيم كه اين روز را ببینيم.
&nbsp;
وي در ادامه اظهار داشت: همه دشمنان در مقابل ملت ايران صف آرايي كردند، در مقابل ما ده ها فتنه انجام شد كه يكي از آن ها دفاع مقدس بود، ما وارث يك ويرانه و يك كشور غارت زده بوديم و عزت ملت ما را لگد مال كرده بودند، آمريكايي ها و اروپايي ها از ما حق توحش مي گرفتند، امام در سخنراني خود در بهشت زهرا (س) به فرماندهان ارتش گفتند ما مي خواهيم شما آقا باشيد و نوكر نباشيد، ما وارث رژيمي بوديم كه چنين كشوري را براي ما باقي گذاشته بود.
&nbsp;
همداني با بيان شرايط سال هاي ابتدايي پيروزي انقلاب گفت: در آن سال ها حوادث كردستان، فعاليت هاي منافقين و فتنه هاي مختلفي را داشتيم، در جنگ تحميلي با كمبود تجهيزات مواجه و وسايلي مثل سيم خاردار و گوني و مهماتي براي جنگيدن نداشتيم.
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;خدا وعده داده اگر مقاومت کنید پیروزی از آن شماست
&nbsp;
وي به شرايط اقتصادي اشاره كرد وعنوان داشت: در آن سال ها همه چيز ما از خارج وارد مي شد و امكانات اوليه ما كوپني بود و مردم بايد براي گرفتن مقداري آذوقه و امكانات ساعت ها در صف مي ايستادند و دشمن ما را همه جانبه محاصره كرده بود ولي آن روزها ايمان و باور داشتيم و به وعده هاي خدا ايمان داشتيم . خدا به ما وعده داده بود كه اگر شما مقاومت كنيد، نصرت و پيروزي شما با من است. وقتي محاصره همه جانبه شديم، امام خميني (ره) فرمودند ما ملت روزه هستيم و يك وعده غذا مي خوريم.
&nbsp;
مشاور فرماندهي كل سپاه در تحليل اوضاع سياسي سال هاي ابتدايي پيروزي انقلاب گفت: وقتي بني صدر به عنوان رياست جمهوري مصاحبه كرد و گفت كه نظام ما ۶ ماه بعد سقوط خواهد كرد و اين صحبت او به تيتر روزنامه ها تبديل شد، فردي مثل شهيد رجايي گفت وقتي فشنگ ما تمام شود تازه جنگ واقعي ما شروع مي شود. آن روزها باور داشتيم كه جبهه ما حق است و اين مقاومت، سرانجامش نصرت و پيروزي است.
&nbsp;
سردار همداني با بيان اين جمله از حضرت امام خميني (ره ) كه ما با نتيجه كاري نداريم و بنا برتكليف عمل مي كنيم، عنوان داشت: ما در آن روزها در محاصره كامل و بدون امكانات بوديم و همه نيازمندي هايمان سهيمه بندي شده بود ولي در جنگ و محاصره اقتصادي مانديم، چون ايمان داشتيم.
&nbsp;
وي در همين زمينه اظهار داشت: امام و شهدا سردمدار اين مقاومت و ايستادگي بودند و باور داشتند كه سرانجام كار ما پيروزي است، چون خداوند به ما وعده داده و وعده خداوند حق است.
&nbsp;
&nbsp;
مشاور فرماندهي كل سپاه با بيان اينكه امام در نامه هايي كه در سال هاي پاياني دفاع مقدس نوشتند وعده داده اند كه هر دو ابر قدرت جهان، محكوم به شكست هستند بيان داشت: امروز وارد دهه چهارم انقلاب شده ايم و نظام ماندگار شده و قابل برداشتن نيست و آمريكايي ها و دشمنان اسلام &nbsp;به دنبال اين بودند كه نظام را بردارند و امروز ديگر اين ادبيات را به كار نمي برند و مي گويند كه شما دايره نفوذ خود را تنها در ايران محدود كنيد و با ديگر كشورها كاري نداشته باشيد.
&nbsp;
&nbsp;&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp;&nbsp; 
&nbsp;
امام فرمود انقلاب اسلامی جهانی است و مرز نمی شناسد
&nbsp;
سردار همداني در ادامه افزود: امام خميني (ره) فرمودند انقلاب اسلامي مرز نمي شناسد و حد و حدود ندارد و يك انقلاب جهاني است و انقلابي براي آزادي همه ملت هايي كه در بند هستند واموال آن ها غارت مي شود، است.
&nbsp;
وي با اشاره به بركات حضور خانواده شهدا گفت: دعا كنيم كه عمر خانواده شهدا طولاني شود، تا زماني كه خانواده شهدا حضور داشته و فرهنگ شهادت در جامعه باشد، ملت بيمه است.
&nbsp;
سردار همداني با بيان اينكه چه زماني ما باور مي كرديم كه مرز درگيري هاي ما سامرا و بغداد باشد گفت: در ذهن ما نمي گنجيد كه چنين اتفاقاتي بيفتد امروز تمام كوچه ها و خيابان هاي بغداد پر از رزمندگان &nbsp;سپاه اسلام است و دشمن قطع اميد كرده است.
&nbsp;
وي در همين زمينه ادامه داد: فريب خوردگان و نسل خوارج و آن هايي كه آمده بودند براي آمريكا خوش رقصي كنند نا اميد برگشتند، دشمن به موصل رسيده و آماده ورود به بغداد بود، ولي شكست خورد. آن ها مي خواستند مرز درگيري ها را به مرزهاي دفاع مقدس در مهران، شلمچه و قصرشيرين برسانند ولي امروز مرز درگيري ما در آن سوي مرزها و در سالحل مدينترانه و شاخ آفريقاست.
&nbsp;
مشاور فرماندهي كل سپاه با اشاره به حمايت ايران از مردم فلسطين عنوان داشت: بعد از پيروزي انقلاب اسلامي امام خميني فرمودند ما قدس را آزاد مي كنيم و روز جمعه آخر ماه رمضان را براي حمايت از ملت فلسطين به عنوان روز قدس نامگذاري كردند، ما آن موقع فكر نمي كرديم كه روزي مرز درگيري و جبهه ما مرزهاي فلسطين اشغالي باشد .
&nbsp;
سردار همداني در همين زمينه اظهار داشت: امروز خون شهدا به ثمر نشسته و بارور شده است و حزب الله در منطقه چون خورشيدي مي درخشد و نورافشاني مي كند و امروز فرزندان شما آن سوي مرز شما مي جنگند.
&nbsp;
وي با اشاره به شرايط منطقه و نبرد با گروه هاي تروريستي گفت: امروز ما نيازي نداريم كه جوانانمان را به منطقه نبرد اعزام كنيم و امروز در سوريه ۱۵۰ هزار نفر از جوانان اهل سنت كه آموزش ديده اند، در نوبت اعزام براي به نبرد هستند و كمبود نيرو نداريم.
&nbsp;
سردار همداني بيان داشت: بايد ببنيم دشمن چرا امروز انقدر بهم ريخته است. آن ها قيمت نفت را كاهش مي دهند تا ايران اسلامي را به زانو در بياورند و چون ادبيات انقلاب اسلامي را درك نكرده اند مي خواهند با سازو كار قبلي خود با ما بجنگند.
&nbsp;
مشاور فرماندهي كل سپاه بيان داشت: امروز فرزندان متولد شده انقلاب اسلامي در آن سوي مرز نگران قرارگاه مركزي انقلاب در ايران هستند، چون مسئولين و همه مردم ما فراموش كرده كه ما در دوران فشار همه جانبه مقاومت كرده و پيروز شديم.
&nbsp;
وي در ادامه افزود: امروز وضع ما نسبت به سه دهه گذشته ممتاز است و همه جبهه ها را فتح كرده ايم .
&nbsp;
&nbsp;
مگر می شود با آمریکایی ها قدم بزنیم و انتظار داشته باشیم شهدا شفاعتمان کنند؟/ شهدا برای این کار ما را محاکمه می کنند
&nbsp;
سردار همداني با بيان اينكه چرا امروز اين اشتباه را مي كنيم و در حالي كه بزرگترين دستاورد انقلاب اسلامي كه عزت ملت بود گفت: امام (ره) فرمودند مثل ما و آمريكايي ها، مثل گرگ و ميش است، اما برخي با آن ها قدم زده و با آن ها لبخند زدند.
&nbsp;
وي با بيان اينكه متهم رديف اول اين ماجرا مسئولين ما هستند عنوان داشت: مگر مي شود با آمريكايي ها قدم بزنيم و انتظار داشته باشيم كه شهدا ما را شفاعت كنند و قطعاً شهدا به خاطر انجام اين كار ما را محاكمه خواهند كرد.
&nbsp;
&nbsp;
امروز تمام ابرقدرتی دشمن شکسته شده اما با یک سری کارها دارند این را به دشمن باز می گردانند
&nbsp;
سردارهمداني با اشاره به مذاكرات ايران و غرب و با بيان اينكه اين يك بازي برد، برد نيست و يك باخت است عنوان داشت: رهبر معظم انقلاب بعد از ارتحال امام(ره) فرمودند اگر ما يك قدم عقب نشيني كنيم دشمن ده قدم جلوتر مي آيد. امروز تمام ابهت ابر قدرتي دشمن شكسته شده است و ما با يك سري از كارها داريم اين را به دشمن باز مي گردانيم و شهدا به خاطر اين كار از ما نخواهند گذشت.
&nbsp;
مشاور فرمانده كل سپاه با بيان اينكه كدام يك از شهدا در وصيت نامه هايشان گفته اند ما براي ايران و سرزمين جنگيده ايم بيان داشت: امروز نسبت به گذشته از نظر محاصره اقتصادي و امكانات بهترين وضع را داريم و آمريكا ديگر ابر قدرت نيست و كسي به حرف او گوش نمي دهد.
&nbsp;
&nbsp;
اگر مشکل ارزی داریم چرا ماشین های لوکس وارد کشور می شود؟
&nbsp;
وي مسئولين را مورد خطاب قرار داد و گفت: بايد از مسئولين سوال كنيم كه اگر ما مشكل ارزي داريم چرا ماشين هاي ميلياردي و امكانات لوكس وارد كشور مي شوند.
&nbsp;
سردار همداني به مسئله بصيرت اشاره كرد و گفت: جوانان ما در دوران دفاع مقدس بصيرت داشتند و وقتي امام خميني (ره) فرمان مي داد لبيك مي گفتيم ولي ما امروز كاري مي كنيم كه امام ما نرمش قهرمانانه را انتخاب مي كند.
&nbsp;
مشاور فرمانده كل سپاه با بيان اينكه ما وارثان شهدا هستيم و خون شهداي ما به ثمر نشسته است گفت: يكي از بزرگان دين وعلماي اخلاق گفت اين انقلاب و نهضت امام خميني (ره) كار خود را كرده است، حتي اگر اين ملت كه پرچم دار آن هستند كوتاهي كنند. نكند كه ما از كاروان انقلاب اسلامي جا بمانيم.
&nbsp;
&nbsp;
بیداری اسلامی عربستان را به خطر انداخته
&nbsp;
سردار همداني با بيان سخني از رهبر معظم انقلاب كه اين انقلاب در حال حركت است و ايستايي ندارد گفت: دشمن چهار سال قبل در سوريه بحران ايجاد كرد و قصد داشت دست ايران را از منطقه قطع و حزب الله را تضعيف كند و همه امكانات را وارد عرصه كرد و ناموفق شد، مجاهدين سپاه اسلام و حاميان انقلاب اسلامي مقاومت كردند و خدا مزد آن ها را داد و اين ها معجزه الهي است.
&nbsp;
سردار همداني به ماجراي بيداري اسلامي در يمن اشاره كرد و گفت: بيداري اسلامي در يمن رژيم شاهنشاهي عربستان را به لرزه انداخته است و آن ها فهميده اند كه يمن مانند بحرين؛ سودان وعراق نيست.
&nbsp;
&nbsp;
دفع فتنه ۸۸ کار خدا بود
&nbsp;
وي در همين زمينه افزود: امام فرمودند فتح خرمشهر كار خدا بود و رهبري هم گفتند كه دفع فتنه ۸۸ كار خدا بود. همه دشمنان انقلاب اسلامي مي گفتند كه كار بشار اسد تمام است و بشار اسد مي گويد كه پيروزي ما كار خدا است.
&nbsp;
مشاور فرماندهي كل سپاه در بخش پاياني سخنان خود بيان داشت: امروز وظيفه ما اين است كه از دولت مردان مطالبه داشته باشيم و به آن ها بگوييم كه ما محاصره را تحمل مي كنيم و حاضر نيستيم كه پا روي خون شهيدان بگذاريم]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 02:06:24 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>فاجعه دیپلماسی در غیبت ۱۵ روزه/ ظریف چگونه به «اینها» اعتماد کرده است؟</title>
<link>https://rahimiali.loxblog.com/فاجعه-دیپلماسی-در-غیبت--روزه-ظریف-چگونه-به-اینها-اعتماد-کرده-است</link>
<guid>https://rahimiali.loxblog.com/فاجعه-دیپلماسی-در-غیبت--روزه-ظریف-چگونه-به-اینها-اعتماد-کرده-است</guid>

<description><![CDATA[
دم صدور روادید برای وزرای ارشاد و بهداشت، گزاره &laquo;ما بودیم و ۶ قدرت جهانی&raquo; را به چالش کشید و شعار انتخاباتی &laquo;بازگرداندن عزت به پاسپورت ایرانی&raquo; را متزلزل نمود. تلاش ظریف برای مدیریت از راه دور افاقه نکرد، وزیر خارجه جوان سعودی از انجام ملاقات با او سر باز زد و مرد خندان دیپلماسی مجبور شد امیر کویت را واسطه کند.
دکتر محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه کشورمان حدود ۱۵ روز است در نیویورک به سر می برد. حالا دیگر سفرهای طولانی مدت مرد خندان دستگاه دیپلماسی برای همه تبدیل به عادت شده است. برخی بر این باورند که این سفرهای متعدد ظریف، برای پیشبرد اهداف دیپلماتیک کشور ضروری است اما در مقابل بعضی صاحبنظران بر این اعتقادند که بسیاری از اهداف این سفرها می تواند توسط معاونان وزارت امورخارجه و حتی در سطوحی پایین تر به وسیله مدیران و کارشناسان این وزارتخانه پیگیری و تحقق یابد. خصوصاً اینکه بر اساس برخی گزارش ها، عدم حضور وزیر امورخارجه در محل کار خود مشکلات متعددی را برای سیستم بورکراسی این وزارتخانه به وجود آورده و عملاً غیر از پروژه هسته ای، سایر ماموریت های دستگاه دیپلماسی به حاشیه رفته و بعضاً معطل مانده است. داستان سفر ۱۵ روزه ظریف به نیویورک،اتفاقاً محک قابل توجهی بود تا استدلال و نگاه دوم قوت بیشتری بگیرد.
&nbsp;
دکتر محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه کشورمان حدود ۱۵ روز است در نیویورک به سر می برد. حالا دیگر سفرهای طولانی مدت مرد خندان دستگاه دیپلماسی برای همه تبدیل به عادت شده است. برخی بر این باورند که این سفرهای متعدد ظریف، برای پیشبرد اهداف دیپلماتیک کشور ضروری است اما در مقابل بعضی صاحبنظران بر این اعتقادند که بسیاری از اهداف این سفرها می تواند توسط معاونان وزارت امورخارجه و حتی در سطوحی پایین تر به وسیله مدیران و کارشناسان این وزارتخانه پیگیری و تحقق یابد. خصوصاً اینکه بر اساس برخی گزارش ها، عدم حضور وزیر امورخارجه در محل کار خود مشکلات متعددی را برای سیستم بورکراسی این وزارتخانه به وجود آورده و عملاً غیر از پروژه هسته ای، سایر ماموریت های دستگاه دیپلماسی به حاشیه رفته و بعضاً معطل مانده است. داستان سفر ۱۵ روزه ظریف به نیویورک،اتفاقاً محک قابل توجهی بود تا استدلال و نگاه دوم قوت بیشتری بگیرد.
درست در همان ایامی که رئیس جمهور و وزیرامورخارجه کشورمان با هیات ۷۰ نفره رهسپار ینگه دنیا شدند تا در مجمع عمومی سازمان ملل حضور یابند،فاجعه ای تلخ و جانسوز در قربانگاه منا رخ داد و بواسطه بی تدبیری فرزندان سعود، هزاران تن از حاجیان و میهمانان خانه خدا کشته و مفقود شدند که در این میان حدود ۵۰۰ نفر در زمره حجاج ایرانی بودند. فاجعه ای که رخت عزا و ماتم بر تن ایران کرد و شوک سنگینی همراه با فوران خشم و نفرت از دولت سعودی به قاطبه مردم وارد کرد.تلخ تر از این ضایعه اما، برخورد غیرمسئولانه و حتی کینه توزانه مسئولان عربستان بود. آنها نه تنها بابت قصور و تقصیر خود در این واقعه پوزشی نطلبیدند بلکه در رسانه ها خود فرافکنی پیشه کرده و ایران و ایرانیان را در معرض اتهام قرار دادند.فراتر از این، نوع برخورد سعودی ها با مجروحین و نیز پیکرهای جانباختگان ایرانی بسیار کینه ورزانه بود. &nbsp;
اینجا دقیقاً جایی بود که می بایست دستگاه دیپلماسی ایران وارد صحنه شود و علاوه بر رفع و رجوع مشکلات حجاج ایرانی، با مواضع خود بر آلام مردم عزادار و خانواده های ۵۰۰ جانباخته، تسکینی بگذارد.انتظار بسیاری از مردم این بود که با توجه به عظمت فاجعه، رئیس جمهور یا حداقل وزیر امور خارجه سفر خود به نیویورک را ناتمام گذاشته و به کشور بازگردند اما این انتظار تحقق نیافت. شاید به همین دلیل نیز بود که طرف سعودی جسارت پیدا کرد تا برخوردهای کینه ورزانه خود را به مسیر &laquo;تحقیر&raquo; بکشاند.
علی جنتی وزیر ارشاد دولت روحانی که متولی مستقیم سازمان حج کشور است برای پیگیری وضعیت حجاج، عزم جزم کرد تا به نمایندگی از دولت عازم مکه شود اما با کمال تعجب دولت عربستان برای این وزیر ایرانی ویزای صادر نکرد.وزیر بهداشت دولت روحانی به عنوان دومین مقام مسئول نیز از این برخورد تحقیرآمیز در امان نماند و برای او نیز روادید صادر نشد.
اینجا بود که دومین موج انتقاد به ظریف و دستگاه دیپلماسی آغاز گردید و همچنین گزاره &laquo;بازگرداندن عزت به پاسپورت ایرانی&raquo; که شعار انتخاباتی حسن روحانی بود در چالشی سخت گرفتار شد.تلاش محمدجواد ظریف برای مدیریت از راه دور افاقه نکرد. وزیر خارجه جوان عربستان سعودی که او نیز در نیویورک به سر می برد، از انجام ملاقات با ظریف سرباز زد و مرد خندان دیپلماسی مجبور شد امیر کویت را واسطه کند تا سعودی ها برای ورود وزرای ایران به کشورشان مانع تراشی نکنند.
اما در نهایت ویزایی برای وزیر ارشاد صادر نشد و وزیر بهداشت نیز مجبور شد تا به عنوان یک پزشک ایرانی نه مستقیما که از طریق کشور قطر به عربستان سفر کند.
این برخوردهای تحقیرآمیز سعودی در کنار انفعال وزارت امور خارجه و شخص ظریف، تصویر وهم آلود &laquo; ما هستیم و ۶ قدرت جهانی&raquo; را به چالش کشید و اگر نبود مواضع قاطع و مقتدرانه رهبر انقلاب مبنی بر &laquo;برخورد خشن و تند&raquo; ایران در صورت تداوم رفتار کینه توزانه آل سعود، شاید یک موج سرخوردگی جدی در سطح جامعه و مردم شکل می گرفت. اظهارات رهبر انقلاب در اندک زمانی ورق را برگرداند و به گفته مسئولان سازمان حج، یک روز پس از این موضع گیری صریح، دولتمردان سعودی رفتار احترام آمیزی را در پیش گرفتند؛ تمامی بیمارستان ها و سردخانه ها را برای جستجوی پیکرهای مفقودین ایرانی گشودند و نوع برخورد سعودی ها با وزیر بهداشت ایران از یک شهروند عادی به تراز یک مقام مسئول بازگشت.
اگرچه با ورود رهبرانقلاب به ماجرا تا حدودی ورق برگشت و عزت ملی ایرانیان خدشه دار نگردید، اما این موجب نشد تا موج انتقاد از غیبت تامل برانگیز محمدجواد ظریف در عرصه ای که او مسئولیت مستقیم داشته است، کاهش یابد. از نگاه منتقدان، هیچ بهانه و توجیهی هر چند مهم و موثر، نباید موجب آن می شد تا مرد خندان دیپلماسی، این بار در فاجعه ای به وسعت کشته شدن ۵۰۰ هموطن و عزای ۳ روزه همه ملت، در کنار مردم خود قرار گیرد و یا حداقل، در برابر رفتار تحقیرآمیز و نخوت آلود دولتمردان سعودی، پاسخی در خور، بروز دهد.
اما در کنار این موضع انفعالی در قبال فاجعه منا، ماجرای دیگری که ظریف را در همین بازه زمانی در معرض انتقاد قرار داد، ماجرای دست دادن او با اوباما بود. این موضوع که به تعبیر ظریف، &laquo;اتفاقی&raquo; بوده، شاید به خودی خود ارزش سیاسی چندانی نداشته باشد اما همزمانی آن با غیبت زجرآور مسئول دستگاه دیپلماسی در مسئله ضایعه منا و کشته شدن حجاج، حساسیت افزونتری را برانگیخت. اگرچه برخی رسانه های حامی دولت تلاش کردند تا این رخداد تصادفی را به گشایشی جدید در تعامل ایران و آمریکا تعبیر کنند اما برخی رسانه های دیگر سو، دست دادن اتفاقی ظریف با اوباما را نیز به واسطه اینکه مکان و نحوه وقوعش نامناسب بوده، نوعی تحقیر برای کشور به حساب آوردند و با بکارگیری عنوان &laquo;دیپلماسی دستشویی&raquo; نارضایتی خود را این مواجهه نشان دادند.
فارغ از اهمیت و ارزش سیاسی دست دادن ظریف و اوباما، نکته ظریف تر ماجرا، روایت ایرانی و آمریکایی این رخداد است که طبق معمول دو سال اخیر - نظیر گزاره برگ های متناقض و متفاوت درباره مذاکرات هسته ای- تناسبی با هم ندارد. گویی جنگ تفاسیر بین ایران و امریکا هیچ گاه پایانی نیست.
زمانی که نشریه بلومبرگ برای نخستین بار، ماجرای دست دادن ظریف و اوباما را رسانه ای کرد، یک منبع نزدیک به هیأت دیپلماتیک ایرانی(و در حقیقت تیم رسانه ای وزارت امور خارجه) در شرح این ماجرا گفت: &laquo; پس از پایان سخنرانی حسن روحانی رئیس جمهور کشورمان در هفتادمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک، محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه که در حال خروج از سالن مجمع بود به طور اتفاقی با باراک اوباما رئیس جمهور و جان کری وزیر امور خارجه آمریکا که در حال ورود به محل مجمع عمومی بودند روبرو شد و سلام و احوالپرسی کرد و دست داد.&raquo;
خود ظریف هم در مصاحبه با یک نشریه آمریکایی در این باره چنین گفته است:&laquo;در حال بیرون رفتن بودم که به دلیلی که از آن اطلاع ندارم، اوباما وارد سالن مجمع عمومی شد و ما اتفاقاً با هم روبرو شدیم، چه این صحبت مرا ضبط کنید و چه نه، باز هم می&zwnj;گویم که این یک تصادف بود.&raquo;
اما روایت آمریکایی ها از این داستان متفاوت است. منبع آگاه کاخ سفید که رسماً این دست دادن را تایید کرد، به خبرگزاری آسوشیتدپرس گفت که اوباما و ظریف همدیگر را در &laquo;ناهارخوری&raquo; دیده و با هم دست داده اند.
شاید در نگاه نخست محل وقوع این دیدار (تصادفی) چه &laquo;ناهارخوری&raquo; باشد چه &laquo;سالن مجمع عمومی سازمان ملل&raquo; چندان حائز اهمیت به شمار نیاید؛ اما وقتی این اختلاف روایت ها و تفاسیر بین ایران و آمریکا در کنار هم چیده و ملاحظه می شود که از موضوعات کوچکی نظیر محل دست دادن ظریف و اوباما تا مسائل مهمی نظیر تفسیر توافق لوزان و وین، آمریکایی ها روایت ها و گزارش هایی ارائه می کنند که دقیقا ۱۸۰ درجه با اظهارات و تفاسیر وزارت امور خارجه ایران و شخص محمدجواد ظریف تفاوت دارد،چگونه می توان انتظار داشت که مردم ایران بتوانند به خود بقبولانند که دولتمردان آمریکا پس از ۳۶ سال بدعهدی و کینه ورزی با این ملت و نظام سیاسی اش، اکنون تغییر روش و منش داده و قرار است در مذاکرات، محل اعتماد قرار گیرند؟
علی القاعده مردم و تحلیل گران ایرانی بر اساس اصول و توصیه های مشهور، به دولتمردان و دیپلمات های خود اعتماد دارند و در بزنگاه های پرابهام، سخن آنان را می پذیرند؛ اما با این روایت های متضادی که آمریکایی ها حتی درباره مکان دست دادن ظریف و اوباما ارائه می دهند، شخص اول دستگاه دیپلماسی ایران چگونه در مقوله خطیر و بلنددامنه ای چون &laquo;برجام&raquo; بی هیچ مبنا و دستاویز قابل اعتنای حقوقی، تنها به قول و وعده آمریکایی ها اعتماد می کند؟]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 02:06:24 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>در حاشیه واکنش عجیب روحانی به گزارش کمیسیون برجام مجلس</title>
<link>https://rahimiali.loxblog.com/در-حاشیه-واکنش-عجیب-روحانی-به-گزارش-کمیسیون-برجام-مجلس</link>
<guid>https://rahimiali.loxblog.com/در-حاشیه-واکنش-عجیب-روحانی-به-گزارش-کمیسیون-برجام-مجلس</guid>

<description><![CDATA[
سام الدین بازیان: رئیس جمهور باز هم پاسخ به انتقادات فنی و کارشناسی و نقاط ضعف برجام را به آینده موکول کرد.
به گزارش رجانیوز، بعد از چهل روز سخت و پر التهاب و فشار های سنگین که بر روی کمیسیون ویژه برجام بود سرانجام متن گزارش این کمیسیون در صحن علنی مجلس قرائت شد، اما متاسفانه دولتمردان باز هم به جای توضیح درباره علت پذیرش این متن پر از ایراد و ضعیف، فرافکنی را ترجیح داده و پاسخ را به آینده موکول کردند!
بعد از تبلیغات گسترده دولت در فتح الفتوح خواندن برجام، لغو تحریم ها، خروج اقتصاد ایران از رکود خارج و .. گزارش کمیسیون ویژه برجام ابعاد جدیدی از کلاه برداری غربی ها را روشن کرد، به نحوی که مشخص شد انتقادات صورت گرفته تا کنون پر بیراه نبوده است، با این حال رییس جمهور و وزیر خارجه به هیچ عنوان حاضر به پاسخگویی مستند و مستدل و به دور از فضاسازی و متهم کردن منتقدین نیستند، به نحوی که رئیس جمهور امروز در جمع جامعه روستایی کشور گفت :
سام الدین بازیان : رئیس جمهور باز هم پاسخ به انتقادات فنی و کارشناسی و نقاط ضعف برجام را به آینده موکول کرد.
به گزارش رجانیوز، بعد از چهل روز سخت و پر التهاب و فشار های سنگین که بر روی کمیسیون ویژه برجام بود سرانجام متن گزارش این کمیسیون در صحن علنی مجلس قرائت شد، اما متاسفانه دولتمردان باز هم به جای توضیح درباره علت پذیرش این متن پر از ایراد و ضعیف، فرافکنی را ترجیح داده و پاسخ را به آینده موکول کردند!
بعد از تبلیغات گسترده دولت در فتح الفتوح خواندن برجام، لغو تحریم ها، خروج اقتصاد ایران از رکود خارج و .. گزارش کمیسیون ویژه برجام ابعاد جدیدی از کلاه برداری غربی ها را روشن کرد، به نحوی که مشخص شد انتقادات صورت گرفته تا کنون پر بیراه نبوده است، با این حال رییس جمهور و وزیر خارجه به هیچ عنوان حاضر به پاسخگویی مستند و مستدل و به دور از فضاسازی و متهم کردن منتقدین نیستند، به نحوی که رئیس جمهور امروز در جمع جامعه روستایی کشور گفت :

از برخی حرف&zwnj;ها که درباره این افتخار بزرگ زده می&zwnj;شود، بگذریم که به موقع به آنها جواب خواهم داد، اما امروز همه سران دنیا و همه مردم دنیا به غیر از رییس یک رژیم اشغالگر منفور، حصول این توافق را دستاورد عظیمی می&zwnj;دانند که باید به آن افتخار کرد.

باید متذکر شد که دولت در جواب منتقدین با بیان عباراتی ناشایست بارها وبارها به آنها حمله کرده است، به نحوی که یا خود را در وسط میدان انتخابات تصور کرده و ترجیح داده است به بیان عبارات انتخاباتی بپردازد و یا اینکه بدون کوچکترین دلیل قانع کننده ای مخالفان را افرادی بی سواد، تامرد، شب نامه خوان و کسانی که خود را به تجاهل می زنند خطاب کند.
سوال اینجاست که حال که گزارش مستند و به دور از سیاسی بازی و با حضور همه طرف ها جمع بندی و مطرح شده است چرا رییس جمهور باید در وقت دیگری در مورد عملکرد نا مطلوب خود در مذاکرات جواب به حق نمایندگان و مردم شریف ایران را بدهد یا وزارت امور خارجه،چرا ۴۰ سؤال مجلسی ها را درباره ابهامات برجام &nbsp;بی پاسخ می گذارد!؟
رییس محترم جمهور و وزیر امور خارجه اگر جواب منطقی و قابل دفاعی دارند باید همین الان که صحبت های زیادی در مورد رد یا قبول این توافق نامه توسط مجلس مطرح است بدهد و گرنه بعدا به چه کاری خواهد آمد.
در ادامه رییس جمهوری افزود: "سند مذاکرات افتخار ملت ایران است و نمی&zwnj;دانم کسانی که می&zwnj;خواهند این افتخار را زیر سوال ببرند، می&zwnj;خواهند به نفع چه کسی کار کنند."
همانطور که در گزارش ویژه برجام آمده این سند با اینکه در مواقف داراي ابهام يا مورد ادعاي دشمن، تفسير تيم مذاکره&zwnj;کننده و اسناد ارسالي از سوي ايشان را مبنا قرار داد ولی نقاط ضعف فراوان و غیر قابل توجیهی دارد که برای نمونه جهت اطلاع رییس جمهور و تیم مذاکره کننده&nbsp; به چند مورد می توان اشاره کرد تا روشن شود که آیا این متن سند افتخار است یا سندی دیگر:

۱-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; کميسيون پس از استماع نظرات تيم مذاکره کننده، بررسي متون و جمع&zwnj;بندي نظرات متعدد، به اين ارزيابي نرسيده است که مفهوم لغو تحريم به معناي برچيده شدن زيرساخت قانوني تحريم&zwnj;ها در برجام وجود دارد و جز در موارد معدود و بسيار کم اهميت، در تمامي موارد تحريم&zwnj;ها تعليق و يا توقف در اجراء شده و زيرساخت قانوني آنها حفظ مي&zwnj;شود و اين امر تأمين&zwnj;کننده هدف ذاتي ايران از مذاکرات نيست
۲-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; در متن برجام و ضميمه&zwnj;هاي آن تعهداتي براي طرفين ذکر گرديده به نحوي&zwnj;که تعهدات طرف ايراني روشن و صريح بوده،&zwnj; اقدامات اجرائي آن نيز توسط آژانس بين&zwnj;المللي انرژي راستي&zwnj;آزمايي مي&zwnj;گردد اما تعهدات ساير طرفها با توجه به احکام پيچيده مندرج در آن دچار آسيبهاي جدي است
۳-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; کميسيون اين موضوع را که برجام به مدت ۱۵ سال ـ و در برخي موارد بدون هرگونه سقف زماني ـ جايگزين NPT براي ايران شده و عملاً ايران را از اين معاهده استثناء کرده است، به عنوان يک نقطه ضعف جدي براي اين توافق در نظر مي&zwnj;گيرد. اين سند در بازه زماني بسيار طولاني برخي از مهمترين حقوق ملت ايران را محدود کرده و تکاليفي بيش از ديگر اعضاي معاهده عدم اشاعه براي آن در نظر مي&zwnj;گيرد
۴-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; دولت در برجام متعهد شده است که پروتکل را از روز اجراي توافق به نحو داوطلبانه اجراء نمايد. کميسيون اين تعهد را که فراتر از اختيارات دولت و تيم مذاکره&zwnj;کننده دانسته، گام نهادن در خارج از حدود مجاز قانوني و به عنوان يک جنبه منفي در توافق در نظر گرفته است.
۵-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; مکانيسم&zwnj;هاي داوري مندرج در قطعنامه ۲۲۳۱ و بندهاي ۳۶ و ۳۷ برجام به&zwnj;طور کاملاً واضح و عامدانه بر ضد ايران تنظيم شده و اين مکانيسم&zwnj;ها عملاً براي ايران غيرقابل مراجعه است
۶-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; کميسيون دريافته است که علاوه بر ضعف در تعهدات طرف مقابل، خارج از اراده آمريکا و ساير طرفها هيچ مرجعي در برجام براي راستي&zwnj;آزمايي انجام تعهدات طرفهاي مذاکره در نظر گرفته نشده است ولي براي انجام انواع تعهدات ايران آژانس بين&zwnj;المللي انرژي اتمي که پيشينه بسيار نامطلوبي در امانت&zwnj;داري و انجام وظيفه فني و قانوني خود داشته به عنوان مرجع راستي&zwnj;آزمايي تعيين شده است و همين مقدار از تعهدات کشورهاي آمريکا و اروپا در تعليق و لغو تحريم&zwnj;هاي ظالمانه ايشان و يا انجام ديگر وظايفشان منوط به گزارش آژانس بين&zwnj;المللي انرژي اتمي شده است
۷-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; کميسيون اين&zwnj;گونه جمع&zwnj;بندي مي&zwnj;کند که در برجام در مجموع و تقريباً در همه موارد مرتبط با بخش فني برنامه هسته&zwnj;اي ايران ـ به جز غني&zwnj;سازي در ۵۰۶۰ دستگاه ماشين نسل اول ـ آنچه عملاً رخ خواهد داد نوعي کاهش ظرفيت موجود، ايجاد محدوديت مشخص در همه ابعاد از جمله تحقيق و توسعه و کند شدن رشد در مسير تحقق برنامه صنعتي غني&zwnj;سازي ايران و بالطبع منجر به از بين رفتن زنجيره تأمين و سازندگان قطعات در کشور حداقل براي ده سال خواهد بود.
۸-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; این موضوع براي کميسيون محرز شده است که با استناد به متن برجام دسترسي به تأسيسات نظامي ايران ممکن شده است. طبق متن منتشرشده، ايران موظف است به هر تأسيساتي ـ از جمله تأسيسات نظامي و امنيتي ـ حداکثر ظرف مدت ۲۴ روز دسترسي مورد درخواست را تأمين نمايد

موارد بیان شده فقط بخش اندکی از نقاط ضعف این سند تاریخی و مورد افتخار دولت در گزارش کمیسیون ویژه برجام است
همانگونه که مقام معظم رهبری فرمودند و ملت بزرگوار ایران انتظار دارند باید تمام تحریم ها یکجا و همزمان با امضای توافقنامه لغو شود و این از خطوط قرمز کشورمان است این در حالی است که علیرغم تبلیغات گسترده دولت که بعد از پذیرش این سند تمام تحریم ها برطرف می گردد این امر اتفاق نمی افتد
کسانی که این سند پر افتخار! دولت را و نه مردم ایران را زیر سوال می برند، به خاطر حفظ منافع مردم ، استقلال ، آزادی و شرف این مرز و بوم است که برای انان خدمت می کنند و دولت به جای اینکه اشتباهات خود را جبران کند دائما تهمت به منتقدین می زند.
حسن روحانی در ادامه خاطر نشان کرد: به حول و قوه الهی در هفته&zwnj;ها و ماه&zwnj;های آتی همه دیوارهای غلط و ظالمانه تحریم را فرو می&zwnj;ریزیم و شرایط باثبات&zwnj;تر و آرام&zwnj;تری فراهم می&zwnj;کنیم که موجب ترغیب فعالان اقتصادی ، سرمایه&zwnj;گذاران و تولیدکنندگان خواهد شد
همانطور که ۴ وزیر دولت آقای روحانی که با اقتصاد کشور رابطه زیادی دارند شرایط را نا مطلوب دانستند و در نامه خود تصریح کردند "برخی تصمیمات و سیاست&zwnj;های ناهماهنگ دستگاه&zwnj;ها در داخل کشور شاهد افتی کم سابقه (در بازار سرمایه) گردیده است"
این بحرانی که ایجاد خواهد شد نه به خاطر تحریم بلکه به دلیل سوء مدیریت مدیران دولتی است و وزیرانی که قبل از توافق مشکلات را به دلیل تحریم می دانستند یک به یک از حرف خود برگشتند.
در آخر به دولت و به خصوص رییس جمهور محترم و برخی از نمایندگان مجلس توصیه می شود خود به اصلاح این توافق نامه بپردازید و با منتقدین دلسوز و بی غرض به گفتگو نشسته تا دوباره شاهد یک قرارداد پر هزینه برای ملک و ملت نباشیم.]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 02:06:24 +0330</pubDate>
</item>


</channel>
</rss>

