فرهنگی اجتماعی

می عشق

می عشق

من مست مي عشقم ، هشيار نخواهم شد

وز خواب خوش مستي ، بيدار نخواهم شد

امروز چنان مستم از باده ي دوشينه

تا روز قيامت هم هشيار نخواهم شد

تا هست زنيك وبد ، در كيسه ي من نقدي


در كوي جوانمردان ، عيار نخواهم شد

ازدوست ، به هر خشمي آزرده نخواه گشت

وز يار به هر زخمي ، افگار نخوام شد

چون يار من او باشد ، بي يار نخواهم ماند

چون غمخورم او باشد ، غمخوار نخواهم شد

تا دلبرم او باشد ، دل بر دگري ننهم

تا غمخورم او باشد ، غمخوار نخواهم شد

چون ساخته ي دردم ، در حلقه نيارامم

چون سوخته ي عشقم ، در نار نخواهم شد 

 



نويسنده : rahimiali


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران