فرهنگی اجتماعی

زندگي‌ هماغوش‌ مرگ‌
علي‌ (ع) مرگ‌ را از زندگي‌ جدا نمي‌داند. آن‌ كه‌ مرگ‌ را نشناسد، درحقيقت‌ زندگي‌ را نمي‌شناسد(39) و كسي‌ كه‌ زندگي‌ را باز شناسد، مرگ‌ را نيز بازمي‌شناسد.

 




شوِك مرگ‌
امام‌ علي‌ (ع) مي‌فرمايد:
وَ اللهِ لاَبْن‌ُ اَبي‌ طالِب‌ٍ اَنَس‌ُ بِالمَوت‌ِ مِن‌َ الطِّفْل‌ِ بِثَدي‌َ اُمِّه‌ِ؛(24) به‌ خدا سوگند،پسر ابوطالب‌ به‌ مرگ‌ مشتقاق است‌ بيش‌ از آنچه‌ كودك‌ را به‌ پستان‌مادر اشتياق‌ است‌

 




بيم‌ مرگ‌

ترس‌ از مرگ‌، مانند عشق‌ و دلبستگي‌ به‌ زندگي‌، طبيعي‌ است‌. از هرچه‌بترسيم‌ از آن‌ رو است‌ كه‌ به‌ كمال‌ زندگي‌ زيان‌ مي‌رساند يا زندگي‌ را تهديدمي‌كند. ما از شكست‌ها، بدبختي‌ها، فقر، جهل‌ و بيماري‌ها بيمناكيم‌؛ زيراحالت‌ طبيعي‌ زندگي‌ را از دست‌ مي‌دهيم‌




مفهوم‌ مرگ‌
واژه‌ مرگ‌، مانند واژه‌ زندگي‌، مفهومي‌ روشن‌ دارد؛ امّا در آن‌ سوي‌ اين‌مفهوم‌ روشن‌، چيزي‌ است‌ كه‌ شايد هرگز براي‌ كسي‌ درست‌ و دقيق‌ آشكارنباشد. علي‌(ع) درباره‌ اسرار مرگ‌ مي‌فرمايد:
هركس‌ از مرگ‌ بگريزد، با مرگ‌ رو به‌ رو شود؛ زيرا اجل‌ در كمين‌ جان‌است‌ و سرانجام‌ گريزها هماغوشي‌ با آن‌ است‌. وه‌ كه‌ چه‌ روزگاراني‌ درپي‌ گشودن‌ راز مرگ‌ بودند‌؛ امّا خواست‌ خدا اين‌ بود كه‌ اين‌ اسرارهمچنان‌ فاش‌ نشود. هيهات‌! چه‌ دانشي‌ سر به‌ مهر!(1)

 




برکات ذکر صلوات
رسول اكرم صلي الله عليه و آله فرمود:
بسيار ياد كردن خدا و بر من صلوات فرستادن، موجب برطرف شدن فقر مى شود

 




دلیل اثبات وجود خدا چیست؟

دلایل فراوانی بر اثبات وجود خدا اقامه شده است که در ذیل به برخی از آن ها اشاره می کنیم.




حسن خلق
همان‏گونه كه درروايت آمده، منظورازمكارم اخلاق آن اعمالى است كه ازنظراخلاقى، فوق‏العاده باشد، چون برخى از كارها و اخلاقيات انسان است كه به طورعادى براى عموم مردم عادى است مثل آن كه كسى به شما نيكى و احسان كند و شما نيز در برابر به او احسان و نيكى كنيد، كه اين يك امرعادى و طبيعى است، و خلاف اين كارغيرطبيعى است كه قرآن كريم نيز آن را به عنوان يك اصل طبيعى عنوان كرده و مى‏فرمايد:
"هل جزاء الاحسان الا الاحسان ." (الرحمن/60)



زمزمه های امام سجاد(4)دعا برای خود ودوستان{5}

يَا مَنْ لَا تَنْقَضِي عَجَائِبُ عَظَمَتِهِ، صَلّ عَلَى مُحَمّدٍ وَ آلِهِ، وَ احْجُبْنَا عَنِ الْإِلْحَادِ فِي عَظَمَتِكَ‏




موضوع : مظلوم تر از همه
با مرور به تاریخ وحکومتهای گذ شته آن چیزی که نتیجه گیری می شود غالبا استبداد وزورگویی وخوش گذرانی حاکم وتبعیت محض وخشک وبدون چون وچرای زیر مجموعه ومدیران میانی وپایین دست ازحاکم است حتی در دموکراسی ترین حکومتهای فعلی جهان بطور مثال لیبرال دموکراسی غرب که آوازه پر ادعای دموکراتیکی آنان گوش همه جهان را کر کرده وزیر سایه این شعارتمام جنایتها وستمهارا به انجام میرسانند.ودست چودنی آنها در زیرمخمل خوش رنگ وزیبای حقوق بشر ودموکراسی پیچیده می شود وچنگ خون ریز خود را با این عنوان به صورت مظلومین فرود می آورند .
در این کشورها نیز رئیس حکومت بعنوان رئیس جمهور دستورش وابلاغیاتش تا پائین ترین سطوح مدیریتی مطاع بوده ودر سلسله مراتب طولی کسی جرئت نمی کند برخلاف ابلاغ رئیس جمهورکاری انجام دهد یا مسیر را خود سرانه انتخاب نماید.
این در حالیست که رئیس جمهور یک شخصیت اعتباری وحقوقی برای مدت زمان معلوم بوده وبه هیچ وجه قابل مقایسه با یک رهبر دینی وولی فقیه که در سلسله مراتب حاکمیتی به امام زمان {عج} وائمه اطهار(ع) وبه خداوند میرسد نیست.



چرا از نماز و عبادت لذت نمی برم؟
می دانم نماز نور چشم پیامبر است، از بچگی به من گفته اند که نماز مایه برکت است و سعادت. نماز هم می خوانم اما با بی حوصلگی، لذت نمی برم. با عجله و شتاب می خوانم. عبادات دیگر هم همینطور. مثلاً دعا کردن قرآن خواندن. چرا؟



💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران