سهشنبه 07 خرداد 1392

از جمله تعليمات بنيادي اسلام در صحنه زندگي اجتماعي ، پرورش روح نوع دوستي در افراد بشر است . برنامه هاي اسلام در اين زمينه ، بسيار جالب و تحسين برانگيز است ؛ زيرا پيروان اسلام از جهات مختلف و در ابعاد گوناگون حيات جمعي ، با انواع اين برنامه ها مواجه و رو به رو هستند و در نتيجه روح انسان دوستي و ديگر خواهي و توجه به ابتلائات و احتياجات مردم ، به طور طبيعي در نهاد مسلمانان ، پرورش مي يابد و به كار بستن اين مقررات اخلاقي ، آنان را به صورت انسان هايي والا در مي آورد .
انجام حاجات مردم
از جمله تعليمات بنيادي اسلام در صحنه زندگي اجتماعي ، پرورش روح نوع دوستي در افراد بشر است . برنامه هاي اسلام در اين زمينه ، بسيار جالب و تحسين برانگيز است ؛ زيرا پيروان اسلام از جهات مختلف و در ابعاد گوناگون حيات جمعي ، با انواع اين برنامه ها مواجه و رو به رو هستند و در نتيجه روح انسان دوستي و ديگر خواهي و توجه به ابتلائات و احتياجات مردم ، به طور طبيعي در نهاد مسلمانان ، پرورش مي يابد و به كار بستن اين مقررات اخلاقي ، آنان را به صورت انسان هايي والا در مي آورد .
و چقدر بدبخت است مسلماني كه با اين همه برنامه هاي انسان ساز ، باز از چارچوب خودخواهي و نفس پرستي خارج نمي شود ! در فرهنگ اسلامي ضمن برشمردن آثار و نتايج دنيوي و اخروي اين عمل صالح يعني انجام حاجات مردم و رفع نيازمندي هاي آنان ، به شيوه انجام اين وظيفه انساني و چگونگي اقدام به آن هم توجه داده شده است و درلا به لاي سخنان حكمت آميز ائمه دين نكات ظريف و با اهميتي در اين زمينه ارائه شده است.
از نظر پيامبر ( ص ) آن كسي كه زكات مال خود را مي پردازد و در رفع گرفتاري هاي مردم تشريك مساعي مي كند ، بخيل نيست ؛ بلكه بخيل كسي است كه از پرداخت زكات ( و حقوق شرعي ) خودداري مي كند و در رفع گرفتاري مردم نمي كوشد ليكن در موارد ديگر ولخرجي مي نمايد .
و به فرموده آن بزرگوار ، هر كس شب را سحر كند و در انديشه كارسازي و رفع مشكلات و مهمات مردم مسلمان نباشد ، مسلمان واقعي نيست ، خداوند مددكار و ياور مؤمن است مادامي كه او كمك كار برادر ايماني خويش است . قضاي حاجت يك نفر مؤمن بسيار با ارزشتر است از روزه و اعتكاف يك ماهه و از عبادت آن كس كه هزار سال خداوند را عبادت كرده به اين ترتيب كه روزها را روزه و شبها را به نماز ايستاده باشد .
امام باقر (ع) فرمود : هركس حاجت خود را نزد من آورد من فوراَ آن را برآورده مي سازم تا مبادا موقعيت از دست برود و من توفيق انجام خدمت مجدد درباره ي او را به دست نياورم و در نتيجه از چنين ثواب و پاداش عظيم محروم گردم. گاهي مؤمني احتياج و نياز خويش را نزد برادر ايماني اش مي برد و چون او قدرت انجام وظيفه و توانايي رفع آن حاجت را ندارد غمگين مي شود و خداوند به سبب همين دل شكستگي و اندوهگيني ، او را به بهشت وارد مي كند .
و امام ششم نيز طي حديثي به ويژگي و خصوصيت اين عمل خير اشاره فرموده و گفت : خداوند ، در صورتي به عمل خدمت به مردم و انجام حاجت آنان اجر و پاداش مي دهد كه شخص محتاج هنوز زبان به سئوال نگشوده و آبروي خويش نريخته حاجتش از سوي مردم نيكوكار و كارپرداز ، برطرف شود ؛ اما اگر او در اثر فشار فقر و نيازمندي روي خود را سرخ كند و آبرويش را بريزد و نداند كه سرانجام حاجت او برآورده خواهد شد يا نه ، در اين صورت اگر مردم نيكوكار ، همه دارائي شان را هم در اين راه بدهند با آبروي شخص مؤمن كه با سئوال و عرض حاجت ريخته شده نمي تواند برابري كند .
امام در يك سخن نغز و شيواي ديگر و با يك تمثيل ، ارزش مشكل گشايي مردم را چنين توصيف فرمود :
خلائق به منزله ي عائله ي خداوندي هستند و محبوبترين مردم نزد خدا مهربانترين آنها براي عائله الهي هستند و دوست داشتني ترين آنان ، كساني هستند كه در رفع نيازمنديهاي بندگان خدا كوشايند . و چقدر ارزشمند است اين كه برادر ايماني تو به تو اعتماد كرده و زبان به عرض حاجت نزد تو بگشايد .
امام موسي كاظم ( ع ) فرمود : بردن حاجت نزد برادر ايماني ، همچون رحمتي است كه از سوي خداوند به وي حواله مي شود . اگر او آن حاجت را برآورد ولايتش را به ولايت ما پيوند زده كه ولايت ما متصل به ولايت الهي است ، اما اگر او با وصف قدرت و توانايي از كوشش در انجام آن حاجت ،كوتاهي كند و يا دست رد بر سينه او زند، در واقع به خودش ظلم و ستم كرده است .
روزي علي (ع) خطاب به كميل چنين فرمود : به خانواده ات دستور بده در تحصيل مكارم اخلاق بكوشند و حتي در تاريكي هاي شب به انجام حاجات مردم و رفع نيازمندي هاي آنان بپردازند . سوگند به خدايي كه جان من در دست اوست هيچ كس بر دل انسان مؤمني ، سرور و شادماني وارد نمي كند . مگر آنكه خداوند از اين عمل خير يعني سرور و شادماني ، مايه لطفي مي آفريند كه در موقع نزول بلا و به هنگام گرفتاري ، سريعتر از سرعت سيلاب در سراشيبي به امداد او مي رسد و او را از گرفتاري نجات مي دهد . و راجع به اشخاصي كه در مواقع نياز ، چرب زباني مي كنند و در وقت بي نيازي ، با مردم جفا كارند فرمود: چقدر زشت است كرنش به هنگام نيازمندي و جفاكاري در وقت بي نيازي .
از ديدگاه امام جعفر صادق (ع) ، مال و منال هيچ كس افزون نمي شود مگر آنكه مسئوليت اجتماعي او سنگين تر مي گردد و حجت خدا بر او تمام مي شود . پس تا مي توانيد در اين زمينه كوشش كنيد و براي خود حجت داشته باشيد با برآوردن حاجات و نيازمندي هاي برادران ايماني . و در حديثي در ترغيب به رسيدگي به وضع برادران مسلمان فرمود : بهترين شما بخشندگان شما و بدترين تان بخيلان هستند و بهترين كارها خدمت به برادران ديني و كوشش در رفع نيازمندي هاي آنان است تا بدين وسيله دماغ شيطان به خاك ماليده شود و انسان از آتش دور و داخل بهشت گردد. اين را به دوستان ، ياران عزيز و گرانقدرتان بگوئيد آنان كه چه در تنگدستي و چه در توانگري در خدمت به مؤمنين و قضاي حاجات آنها مي كوشند .
شما در اين امر خير يعني انجام حاجات مردم و خدمت به آنان بر يكديگر سبقت بجوييد و به انجام آن حرص بورزيد و علاقه نشان دهيد .
اجر و پاداش : رسول خدا در بيان اجر و پاداش انجام حاجات مردم فرمود : در ميان پيروان من كساني هستند كه خداوند متعال در بهشت ، آن اندازه به آنان مقام و درجه و كاخ هاي باشكوه مي بخشد كه تمام نعمت هاي دنيا در كنار آنها ، همچون تل خاكي است در صحراي بيكران . آنان كساني هستند كه هر گاه يكي از برادران ديني شان را فقير و نادار يافتند در برابرش فروتني مي كنند و به او كمك مالي مي نمايند و پيش از آنكه او ذلت و خواري سؤال را بر خود هموار كند نيازش را بر مي آورند . اينان در اثر ادامه به اين عمل صالح و پرداختن به انجام حاجت هاي مردم فقير و بينوا ، به طور مداوم ارتقاء رتبه پيدا مي كنند و مقامشان در بهشت بالاتر مي رود و بر تعداد كاخ ها و قصرهايشان افزوده مي شود و به چند برابر مي رسد . آنگاه فرشتگان و خادمان اين مقامات و قصور اظهار مي دارند پروردگارا ! ما را توان خدمت و كار در اين همه كاخ و قصر نيست از فرشتگان ديگر به ما كمك بده . و از سوي خدا خطاب مي رسد : من شما را به زحمت نمي اندازم و خارج از قدرت و توانايي تان كاري به شما نمي سپارم . هر قدر كمك مي خواهيد بر تعدادتان بيفزايم !
از نظر رسول بزرگوار اسلام ( ص) هر كس حاجت و نياز مردم با ايمان را برطرف كند خداوند بسياري از حوائج و نيازمندي هاي خود او را برطرف مي سازد كه كمترين آنها بهشت است . و خدمت به مردم و انجام حاجت هاي آنان وسيله ايمني در برابر سختي هاي روز قيامت است . و مؤمنان برادران يكديگرند . لذا احتياجات همديگر را رفع مي كنند و خداوند در پاداش اين كار نيكو ، مشكلات آنان را در روز قيامت آسان مي گرداند .
علي اميرالمؤمنين (ع) ، سالار سخن و حكمت فرمود : " ما قضي مسلم لمسلم حاجه الا ناداه الله علي ثوابك ولا ارضي لك بدون الجنة " يعني : هر مسلماني نياز مسلمان ديگر را برآورد خداوند او را صدا مي كند و مي فرمايد كه پاداش تو به عهده من است و من براي تو به كمتر از بهشت خشنود نيستم .
امام صادق (ع) خطاب به مفضل فرمود : خداوند عده اي را براي خدمت به خلق و انجام حاجات مردم فقير شيعه معين فرموده تا بدين وسيله بهشت را برايشان ارزاني بدارد ، اي مفضل ! اگر بخواهي مي تواني از آن بندگان خدا باشي .
مؤمني كه به قصد خدمت و قضاء حاجت برادر ديني اش ، قدم بر مي دارد خداوند در برابر هر قدمي ، يك حسنه و ثواب برايش مي نويسد و يك گناه از گناهانش را محو مي سازد ؛ چه موفق به انجام آن حاجت باشد يا نه . اما اگر فرد مسلمان و مؤمني ، خيرخواه برادرش نباشد و در صدد خدمت به او و قضاء حاجتش بر نيايد ، به خدا و رسول خيانت كرده و حضرت محمد (ص) در روز قيامت خصم و دشمن او خواهد بود .
اگر انسان مؤمني ، حاجت و نياز خود را نزد برادرش ببرد و او قادر باشد كه به تنهايي و يا به كمك ديگري آن را انجام دهد ولي نكند خداوند در روز قيامت او را در حالي كه دستهايش به گردنش بسته شده در محشر نگاه مي دارد تا همه ي خلائق از حساب فارغ گردند .
هيچ مؤمني از وجهه و آبروي خود برا ي برادر ديني اش خرج نكرد الا اين كه خداوند روي او را بر آتش دوزخ حرام گرداند. چنين فردي هرگز در روز قيامت مزه ي ذلت و خواري را نخواهد چشيد و همچنين هر مؤمني كه از بذل آبرو و شخصيت براي مؤمنان ، مضايقه كند در همين دنيا مزه ذلت و خواري را خواهد چشيد و در روز قيامت نيز شعله هاي آتش صورتش را مي سوزاند يا براي هميشه در ميان آتش مي ماند و يا سرانجام آمرزيده مي شود و نجات پيدا مي كند .
از ديدگاه اسلام نيازمندهاي مردم براي اشخاص متمكن و دارا ، يك نوع نعمت محسوب مي شوند تا بدين وسيله ضمن رفع حاجات و انجام نيازهاي مردم ، به فيض و ثواب الهي برسند . امام سجاد (ع) فرمود : نيازمندي هاي مردم به شما از جمله نعمت هاي الهي است ، از انجام آنها خسته نشويد . و در سخني ديگر فرمود : اي شيعيان ! دير يا زود شما داخل بهشت خواهيد شد پس سعي كنيد كه درجات و مقامات بالاتري به دست آوريد و بدانيد آن كسي مقامش برتر و درجه اش عالي تر است كه در دنيا براي برادران ايماني اش و به فقرا و مستمندان كمك مالي نمايد . خداوند برخي از شما را به واسطه حتي يك كلمه سخن گفتن با يك مؤمن تهيدست ، بيش از پيمودن ره صد ساله ، به بهشت نزديك مي كند اگر چه او در ميان آتش گرفتار باشد . پس احسان و خوبي به برادران را فراموش نكنيد كه در روز قيامت براي تان سودمند خواهد بود .
ضمانت انجام حاجت :
در حساسيت و اهميت اين مسئله همين قدر كافي است كه قول امداد و تعهد كمك به برادران ديني در صورت امكان از نظر اخلاقي الزام آور است و مسئوليت اخلاقي ايجاد مي كند . رسول اكرم (ص) فرمود : هر كس در انجام نيازها و حاجت هاي مردم ضمانت كند خداوند نيازهاي خود او را برآورده نمي سازد تا اين كه آن كس در انجام تعهد و عمل به ضمانتش وفا كند و حاجت برادرش را برآورد .
سيره اي از امام علي (ع) :
بزرگان اسلام در رفع احتياجات مردم و كمك مالي به آنها ، شخصيت انساني و كرامت آنها را در نظر مي گرفتند و سعي مي كردند كه حرمت اشخاص و شئون آنها را حفظ نمايند .
روزي مردي فقير و محتاج نزد امام علي (ع) آمد و خواست اظهار حاجت كند . علي (ع) براي اينكه آبروي او در ميان مردم حفظ شود او را از به زبان آوردن حاجتش منع فرمود و گفت : حاجت خود را با انگشت روي خاك نقش كن .
مرد روي زمين و خاك نوشت : من شديداً فقير و محتاجم .
علي (ع) خطاب به قنبر فرمود : برو دو قواره پارچه ( حله ) براي او بياور .
مرد پس از آنكه اين بزرگواري را از علي (ع) ديد اشعاري در مدح و ثناي آن حضرت خواند.
علي (ع) دوباره به قنبر فرمود : يك صد دينار ديگر هم به او بده .
مردمي كه در مجلس حاضر بودند و از اين ماجرا مطلع شدند به اعتراض گفتند : يا علي ! خيلي دادي و واقعاً اين مرد را بي نياز ساختي !
علي (ع) پاسخ داد : شنيدم رسول خدا (ص) فرمود كه هركس را در جايگاه خود قرار دهيد ( يعني اين مرد داراي كمال است و مستحق تكريم و احترام بيشتر مي باشد ). سپس فرمود : من در شگفتم كه برخي با پول خود غلام و برده مي خرند و از آنها كار مي كشند در حالي كه آنان مي توانند با احسان و خوبي به مردم و رفع به موقع نيازمندي آزادگان ، آنان را همچون بنده و غلام خويش كنند كه به هنگام گرفتاري از وجودشان استفاده كنند .
آيا مي دانيد كه پدر و مادر پس از خداوند متعال بزرگترين حق را به گردن ما دارند ؟
و آيا مي دانيد نكويي به والدين و اطاعت و فرمانبرداري از ايشان و خوش رفتاري نسبت به آنان از مهمترين فرائض و وظائف انسان هاست ؟
قرآن چه مي گويد ؟ :
قرآن در اين زمينه عاليترين آموزش اخلاقي را انجام داده است : از بني اسرائيل تعهد و پيمان گرفتيم كه جز خدا را نپرستيد و به پدر و مادر نيكي و احسان كنيد ... و يا خداوند حكم فرموده و فرمان داده است كه جز او را نپرستيد و به پدر و مادر احسان و نكوئي نمائيد و هر گاه يكي و يا هر دو ، كهنسال و فرتوت شوند آنان كلمه " اف " هم نگو . ايشان را به تندي از خود مران و برايشان سخني بزرگوارانه بگو و بال عزّت و فروتني و سايه پر مهر و رأفت برايشان بگستران و بگو پروردگارا ! آنان را مورد لطف و مرحمت خويش قرار بده كه در خردسالي به پرورش من پرداخته اند .
يحيي پيامبر مردي بود مطيع پدر و مادر و خوش رفتار با ايشان و هرگز نافرمان و متمرد نبود.
و عيسي بن مريم گفت : خداوند مرا نسبت به مادرم خوش رفتار و فرمانبردار قرار داده و متمرد و بدبخت قرارم نداده است .
خداوند در قرآن مي فرمايد : ما به انسان نيكي به پدر و مادر را سفارش كرديم ، مادري كه با ناخوشايندي و زحمت زياد او را در شكم خويش حمل كرد و با درد و رنج او را زاييد و حمل و شيردادن او سي ماه به طول انجاميد ...
اين را هم بدانيد كه نافرماني پدر و مادر از گناهان كبيره است و خداوند عاق والدين را شقي و بدبخت مي داند ؛ زيرا كه عقوق و بدرفتاري با ايشان ، فقر و خواري به دنبال دارد . احترام پدر تا اين اندازه اهميت دارد كه در دستورات اخلاقي آمده كه خوب است انسان ، پدرش را با نام صدا نكند بلكه با كنيه و لقب و امثال آن او را صدا بزند .
نتيجه خوبي به پدر و مادر :
رسول بزرگوار اسلام ( ص) فرمود : هر كس دوست دارد عمرش افزون و روزي اش فراوان باشد به پدر و مادرش صله و احسان كند چون اين عمل او ، بخشي از اطاعت خداوند است . به پدر و مادر خود نيكي و خوبي كنيد تا فرزندان شما هم در حق شما نيكي و احسان نمايند . هر كس دوست مي دارد كه لحظه مرگ برايش آسان باشد ، صله رحم كرده و به پدر و مادرش احسان و خوبي كند كه علاوه بر شيريني لحظه مرگ ، پيش از آن فقر و نداري هم ، گريبانگير او نخواهد شد .
گاهي ثروت شخص و يا خانواده اي هر چند نابكار و فاسق به سبب احسان و نكوئي در حق پدر و مادر ، رو به فزوني مي گذارد .
شخصي به امام صادق (ع) گفت : پدري دارم بسيار پير و ناتوان ، او را به دوش مي گيرم و براي قضاي حاجت بيرون مي برم .
امام فرمود : هر چه مي تواني به پدرت خدمت كن و حتي لقمه در دهان او بگذار كه اين كار وسيله نجات تو از آتش دوزخ خواهد بود.
باز فرموده : چه شده كه شما به پدر و مادرتان ـ چه زنده و در قيد حيات باشند و يا مرده ـ احسان و خوبي نمي كنيد ؟! به اين ترتيب كه برايشان نماز بخوانيد و به نيتشان صدقه دهيد و از سويشان حج بگزاريد و روزه بگيريد كه خداوند به همان اندازه براي شما هم پاداش خواهد داد . اين را هم بدانيد كه پيغمبر اسلام (ص) سرور و آقاي نيكوكاران را در روز قيامت ، كسي مي داند كه پس از مرگ پدر و مادر ، براي ايشان احسان و نيكي كند. و به فرموده شارع اسلام رفتن به بهشت براي مؤمني كه مطيع پدر و مادر و خدمتكار آنان است ، حتمي و قطعي است .
خوش رفتاري با والدين موجب آمرزش گناهان مي شود هر چند زياد باشد و اين ، گفته صريح رسول خداست .
امام باقر (ع) نيز طي چند گفتار كوتاه فرمود : هر كس چهار خصلت داشته باشد خداوند در بهشت براي او خانه مي سازد: با پدر و مادر مهربان باشد و براي آنان اطعام و انفاق كند و با ايشان مدارا كرده و سازگاري نمايد و هرگز اندوهگينشان نكند .
احسان و خوبي به پدر و مادر، فقر و فلاكت را برطرف و هفتاد نوع مرگ سوء را دفع مي كند و بر عمر انسان مي افزايد .
برخي فرزندان ، موقعي كه والدينش زنده اند درباره آنان احسان و نيكي نمي كند. اما پس از وفاتشان بدهي آنها را مي پردازد و از خداوند برايشان طلب آمرزش مي نمايد ؛ چنين فرزندي ، درباره پدر و مادر ، نيكوكار و محسن محسوب مي گردد .
امام رضا(ع) فرمود : برتو باد اطاعت از پدر و احسان و نكوئي به وي و خضوع و فروتني در برابر او و بكوش در تكريم و بزرگداشتش و هميشه صدايت را از صداي او پائين تر بياور. زيرا پدر اصل و ريشه تو است و تو شاخه اي از آن تني ! اگر پدر نبود ، خداوند ارجي برا ي فرزندان قائل نمي شد . پس براي پدر ، جان و مال و جاه خود را بذل كن و ببخش .
دعاي پدر و مادر :
آيا مي دانيد كه دعاي پدر و مادر درباره فرزند از جمله دعاهايي است كه حتماً به اجابت مي رسد. رسول گرامي مسلمين ( ص) مي فرمايد : بر تو باد جلب دعاي پدر ؛ زيرا آن از ابرهاي آسمان بالاتر مي رود و خداوند بر آن نظر افكند و گويد : اي فرشتگان ! مانع بالا آمدن آن نباشيد كه مي خواهم آن را برآورده سازم . و فرمود : بپرهيزيد از نفرين پدر كه آن از شمشير ، تيزتر و برنده تر است .
رضايت والدين :
رضاي خدا در رضايت پدر و مادر است ، همچنان كه خشم خدا به همراه خشم و نارضايي ايشان است . از سخنان گهربار پيامبر اسلام (ص) است كه فرمود : دو سال راه بروي كه به پدر و مادرت خوبي و خدمت كني ارزش دارد و ، نيكي به پدر و مادر از بهترين كارهاي خير است .
چند گروه به طور حتم وارد بهشت نخواهند شد از آن جمله است : عاق والدين و آنكه در حق پدر و مادر بدي مي كند . و امام ششم (ع) اين مطلب را ضمن يك تمثيل زيبا چنين فرمود :
در روز قيامت يك پرده از پرده هاي بهشت كنار مي رود و هر موجود جاندار بوي آن را از مسافت پانصد ساله مي فهمد جز يك صنف و آن صنف ، عاق والدين هستند .
نگاه مهرآميز :
نگاه كردن فرزند به روي پدر و مادر از روي مهر و محبت ، عبادت محسوب مي شود و هيچ فرزند صالحي به والدينش نظر پرمهر و رأفت نيفكند مگر آنكه خداوند براي او در برابر هر نگاه ، هر چند كه روزي صدها بار تكرار شود ، ثواب و پاداش يك حج پذيرفته شده مي دهد ، همچنان كه اگر يك فرزند با نگاه تند و تيز به پدر و مادر نگاه كند هر چند كه در حق او ظلم و ستم كرده باشند خداوند نمازش را نخواهد پذيرفت .
وامام صادق (ع) فرمود : از آثار عاق بودن آن است كه فرزند ، با نگاه تند و تيز به پدر و مادر نظاره كند .
آثار بدي و بي حرمتي به پدر و مادر :
در سخنان معصومين آمده كه سزا و كيفر سه گناه به آخرت نمي ماند بلكه در همين دنيا گريبانگير انسان مي شود ، از آن جمله يكي نافرماني و بي حرمتي پدر و مادراست. بدترين فرزندان كساني هستند كه در اثر اهمال كاري و قصور ، سرانجام عاق والدين مي شوند . و فرزندي كه پدر و مادرش را بزند و يا با آنان بدرفتاري كند ملعون و نفرين شده است .
امام باقر (ع) فرمود : روزي پدرم پسري را ديد كه بر بازوي پدر تكيه داده و با او راه مي رود . مشاهده اين وضع ، پدرم را آنچنان به خشم آورد و از آن پسر آن اندازه بدش آمد كه تا زنده بود با او سخن نگفت .
گاهي انسان در طول حيات پدر و مادرش ، به آنان نيكي و احسان مي كند اما پس از وفاتشان بدهي آنان را نمي پردازد و از خدا برايشان طلب آمرزش نمي كند و به اين وضع ادامه مي دهد و سرانجام عاق والدين مي گردد .
رسول اسلام (ص) فرمود : به عاق والدين از سوي خداوند گفته مي شود : هر عمل خير و خوبي مي خواهي انجام بده ؛ من تو را نخواهم بخشيد. همچنان كه به فرزندي كه با پدر و مادرش خوش رفتار است گفته مي شود : تو را خواهم آمرزيد هر چند بار گناهت سنگين باشد . و نيز فرمود : هر كس در حق پدر و مادرش بدي كند ، حتماً اهل دوزخ است و تعجب از كسي است كه پدر و مادرش را زنده درك كرده اما به وسيله خدمت به آنها خود را مشمول عفو و مغفرت الهي قرار نداده است . و ، دماغ آن كسي به خاك ماليده است كه پدر و مادر دارد و در نتيجه خدمت و محبت به آنها مي تواند وارد بهشت شود ولي نكند . نافرماني پدر و مادراز گناهاني است كه هوا را تيره و تار مي سازد و پائين ترين درجه عقوق و نافرماني ، گفتن كلمه " اف " است و اگر چيزي كم اهميت تر از آن وجود داشت خداوند مي فرمود . و بدتر از هر عقوق و نافرماني مرتبه شديدتري است تا اين كه ( العياذبالله ) انسان يكي از والدين خود را بكشد كه بالاتر و بدتر از آن نتوان ، عقوقي تصور كرد !
سپاس خدا و سپاس والدين :
آيا مي دانيد كه خداوند شكر و سپاسگزاري از خود را ، با سپاس از پدر و مادر ، قرين و همراه ساخته و آنها را غير قابل جدائي از هم دانسته است ؟ اين معني را امام رضا (ع) در حديثي چنين فرمود : " ... خداوند فرمان داده كه بندگانش او و پدر و مادر را با هم سپاس گويند پس هر كس پدر و مادرش را شكرگزار نباشد و سپاس آنان را به جاي نياورد ، خداي خويش را هم سپاس نگفته است .
او به والدينش بيشتر خدمت مي كرد
فرزند نكوكار را بايد بيشتر دوست داشت و آنكه را كه به والدينش ، محبت و نيكي افزون مي كند ، بايد زيادتر به وي توجه كرد .
روزي برخي از ياران امام صادق (ع) در حضور او بودند يكي از آنان گفت : فرزندم اسماعيل در حق من ، بسيار احسان و خوبي مي كند . امام فرمود : من فرزند تو را قبلاً هم دوست مي داشتم ولي اكنون علاقه ام به او بيشتر شد .
رسول خدا (ص) يك خواهر و يك برادر رضاعي ( شيري ) داشت . روزي خواهر نزد پيامبر آمد وقتي نگاه آن حضرت بر او افتاد با شادماني از جا بلند شد و پتو براي او بگسترد و وي را روي آن بنشانيد و با خوشحالي و روي خندان سرگرم گفتگو با وي شد . پس از مدتي او بلند شد و رفت . اتفاقاً برادر، نزد رسول الله (ص) آمد اما پيامبر ، آن احترام و پذيرائي كه از خواهرش كرده بود از برادر نكرد . علت را از ايشان پرسيدند در پاسخ فرمود : خواهرم بيشتر از برادرم ، در خدمت به پدر ومادر كوشا بود .
حق مادر سنگين تر است
آيا مي دانيد كه حق مادر واجب تر و اداي آن دشوارتر است ؟ در آثار اسلامي ما ، علت اين امر چنين بيان شده : مادر ، فرزندش را ماهها در شكم خويش نگاه داشته كه احدي جز او نتواند چنين كند. او با چشم و گوش و ديگر اعضايش در حفظ و حراست طفل مي كوشد و از اين كار ، بسيار خشنود هم هست .او ماهها با درد و زحمت ، تو را حمل كرده و با رنج و شكنجه ، او را مي زايد و راضي مي شود كه خود گرسنه بماند ولي او سير باشد ، گرماي آفتاب را تحمل مي كند تا او در زير سايه بيارمد. پس به همين مقدار بايد مادر را سپاس گفت و به وي احسان و خوبي كرد .
شخصي نزد پيامبر اسلام ( ص ) آمد و راجع به احسان و نكويي به والدين سئوال كرد . رسول خدا سه نوبت فرمود برو به مادرت خدمت و نكوئي كن و بار چهارم پدر را يادآور شد .
و مردي ديگر كه بسيار معصيت آلود و گناهكار بود نزد پيغمبر آمد و گفت : آيا اميد نجات و بخشايش براي من هست ؟
پيامبر فرمود : آيا پدر و مادرت زنده هستند ؟
مرد گفت : اي رسول خدا ! فقط پدرم زنده است .
پيامبر فرمود : برو به او خدمت ونكوئي كن و با وي خوش رفتاري نما .
آن مرد راه افتاد و رفت ؛ ولي پيامبر همچنان مي فرمود : اي كاش مادرش زنده بود !


